ادبار
زهرای ادبار توفیق زیارتم رو داشت ، بهم گفت خوبشو بگم براتون، ولی واقعیتش این بود که با نشیمنگاهش فرش
این اخرا دیگه انقد احساس راحتی کردیم وسط خندیدن خرناس کشیدم.
این همه از ساعت یه ریع به ۳ داریم حرف میزنیم، آخر سر هم یادم رفت بهش بگم خانوادم کلوزمایند هستن.
ادبار
سری بعدی بیا خونمون بهت قاقالی میدم خاله (پول گواهینامه امو در بیارم)
اگه بتونی آب کنی یه کلیه میدم تو پول گواهینامه رو بردار بقیشو بده بهم.
زهرا این دوستی که دیدیش، دوست مجازیت بود؟ بعد چند سال دوست بودین که وقتی همو دیدین یختون باز سد و خجالت نکشیدین؟ برای اولین بار همو میدیدین؟ 😭 🫠
-
اره دیگه همین رضایی خودمون بود. دوست که خیلی زیاد نبود، الان رفتم دیدم اولین پیاممون مال اون دوران جنگ ۱۲ روزه است. ولی باید دلاتون نزدیک باشه🙏🏻
اره اولین بار بود. من یکم خجالتی بودم ولی فقط در حد سه دقیقه اول تا قبل از اینکه رضایی پفک باز کنه شیرجه بزنم توش(ناهار نخورده بودم).
من خودم یادم نیست اولین بار چجوری رفتم تو کانال انکانتبل ولی خب خیلی حال کردم باهاش، بعد یه مدت مثلا تو کانالا حرف میزدیم یعنی من لینک پیام اونو کپی میکردم حرف میزدم اون مال منو. بعد دیگه جنگ قبلی برای یه تقدیمی بهش پیام شخصی دادم و دیگه عاشقم شد.