الان یادم اومد تو دوران کرونا فکرکنم اونموقع هفتم بودم و میخواستیم برای شورای دانش آموزی مجازی تبلیغ کنیم، یکی از بچها جزو افتخاراتش نوشته بود ادمین کانال نمیدونم چندهزار نفری فلان.
مشتی..
چند دقیقه زودتر رفتم تو کلاس، بعد الان استاد اول نفس کشید بعد یهو حرف زد قلبم افتاد تو دستم. فکرکردم یکی اومده تو اتاقم.
استاد عقده اسکای روم داره. هرکی میخواد ارائه بده میگه بزن روی علامت دست تا بهت دسترسی میکروفون بدم. استاد متاسفانه با کمال تاسف باید بگم که اینجا ما هروقت دلمون خواست میتونیم میکروفونمون رو باز کنیم.
بعد اخه من قیافه شماهارو دیدم، اینکه یه چیزی بکشم که اخرشم قرار نیست شبیهتون بشه سخته.