من هرچقدر فکر میکنم، حسین حتی وقتی ۵ سالش بود هم انقدر رومخ نبود. و در مقابل، همه بچهای داییم رو مخ بودن.
دختردایی ۵ ساله من یجوری حرفه ای با روانت بازی میکنه که من گمان نمیکنم بازجو های سازمان های جاسوسی اسرائیل هم اینجوری بتونن کفرتو دربیارن.
ادبار
شاید فکرکنید تو گروه بچهای دانشگاه بحث سیاسی شد که این پیامو دادن، ولی نه.. سر این بود که یه عده میگ
تازه این پیام بعد از صدتا پیام تو اون گروه و دویست تا پیام تو اون یکی گروه در ادامه اون صدتا پیام، فرستاده شد.
بچها جمع شده بودن دور من که بیا نقاشی بکشیم. گفتم باشه. هر چند دقیقه حسین نگاه میکرد به برگه من میگفت: یااااخخدداااا آبجییییی چجووورررییی اااننققدددررر خوووب کششیییدددیییی.