eitaa logo
دانلود
ادبار
شاید فکرکنید تو گروه بچهای دانشگاه بحث سیاسی شد که این پیامو دادن، ولی نه.. سر این بود که یه عده میگ
تازه این پیام بعد از صدتا پیام تو اون گروه و دویست تا پیام تو اون یکی گروه در ادامه اون صدتا پیام، فرستاده شد.
دیشب من هر یه خطی که رو کاغذ میکشیدم حسین برام کف و خون قاطی میکرد.
بچها جمع شده بودن دور من که بیا نقاشی بکشیم. گفتم باشه. هر چند دقیقه حسین نگاه میکرد به برگه من میگفت: یااااخخدداااا آبجییییی چجووورررییی اااننققدددررر خوووب کششیییدددیییی.
منم از خنده پاره میشدم.
ولی بچها، حسین بزرگ بشه یه پارتنر ایده آل میشه.
من از این به بعد هروقت نقاشی بکشم به حسین نشون میدم.
نه بچها زینب تهدیدم نکرده اینا رو بگم.
حسین کیه زینب کیه یجوری حرف بزن ما هم بفهمیم - عه راستی. حسین پسرخالمه زینب خواهرشه.
بازی قبلی از دست عموی علی نمیتونستم راحت باشم این سری خود علی. هر دادی که میزنم باید برگردم یه لبخندم به علی بزنم نترسه.
حال نمیکنم با بازی.
ایبابا کراش دوست منو تعویض کردن.