ادبار
خیلی دوستم داره. میتونم به اینده معلمی امیدوار باشم؟ گودزیلای دهه نودی عاشقم شده.
چرا نمیره خونشون خدایا.
ادبار
پاشو برو خونتون. کیشته.
من درحالیکه هر لحظه ممکن بود برم یه گوشه توی تاریکی و زانوهامو بغل کنم و گریه کنم، همچنان من وقتی مامانش اومد دنبالش: وای دخترعمه بیشتر بیارش خونه ما، خیلی خوش گذشت بهمون.
پلی لیست شافل داشتم حامد زمانی گوش میدادم یهو ما میرویم پلی شد، بعد همونموقع دخترخالم عکس از حرم فرستاد. من میرم گریه کنم شما ادامه بدید.
رفتم شیرکاکائو برداشتم، مامانم تو هال بود. برگشتم تو اتاقم داشتم تو آینه با خودم حرف میزدم بیصدا ولی با هیجان، بعد برگشتم دیدم مامانم داره از اتاق بغلی میاد بیرون و منو نگاه میکنه. فکرکنم دید. و فکرکنم ممکنه چند روز آینده از امین آباد بهتون پیام بدم.
خونه رو کردن تاریکخونه، میخواستم برم دسشویی و سعی داشتم آرامشمو حفظ کنم، خواهرم برا علی پخ کرد بخنده من اینطرف نزدیک بود نیازم به دستشویی همونجا وسط راه برطرف بشه.
یکی از ناپسند ترین سوالاتی که خیلی میشنوم اینه که وقتی میگم مثلا خواستگارم قدش ۱۷۰ بود، میگن تو قدت چنده.
بابا😭
داری میبینی دیگه عه، کوتاه نیستم.