eitaa logo
دانلود
مسواکم تو چمدون سکته کرد متاسفانه.
بچها من حواسم پرت شد یهو دیدم علی رفته من فقط دارم بازی میکنم با مهرا.
من درحال مشورت گرفتن از دوستم حتی در مسائل ریزی مثل استوری
نت تموم کردن دیر وقت👎👎👎👎 (چون مجبورم از کارت خودم نت بخرم، از کارت مامانم پیامک میره میفهمه تا کی بیدار بودم.)
هدایت شده از انکانتبل
بچه ها ما با زهرا شوخی داریما
مخاطب ظاهری: ممبرا مخاطب مخفی و واقعی: زهرا
بابا این رضایی هرچی توهین و ناسزا داره میگه بعد میگه شوخی کردم. (فقط میگه پیکمی.)
رضایی هر دفعه بعد از اینجور حرفا درحال اضافه کردن یه جمله این مدلی و فکرکردن زه اینکه چقدر باهوشه. (نیست)
تو حرم نشسته بودیم از این کشکا داشتم میخوردم، بعد یه لحظه اومدم یچیزی تایپ کنم نگهش داشتم بین انگشتام بعد فهمیدم شبیه چی بنظر میاد.
فکرکن مثلا یه خادم میامد میگفت خانم تو حرم سیگار نکش، بعد من میگفتم سیگار نیست کشکه، بعد فکرمیکرد من چون میخواستم اسکلش کنم ادای سیگار دراوردم.