ادبار
این دقیقا وضعیت منه🙏🏻
مسئولم بفهمه حشمت اینجوری به من خط میده، چت رو از روی گوشی من نیست و نابود میکنه🤣
من هر روز از دانشکده برمیگردم تو راه خوراکی های کوچیک میخرم که فرداش باز کلاس دارم بخورم، بعد شب همشو میخورم تموم میشه😭
استاد گفت من دلم میخواد به همتون دست بدم چون دلم براتون تنگ شده، و خیلی جدی اومد و به هممون دست داد.
چایی وسط کلاس پرید تو گلوم و داشتم خفه میشدم. اشکال نداره، من حاضرم با چای بمیرم. مرگ در راه چای خیلی عاشقانه است.
ادبار
مسئولم بفهمه حشمت اینجوری به من خط میده، چت رو از روی گوشی من نیست و نابود میکنه🤣
من درحال نوشتن سه صفحه دلیل برای اینکه چرا میخوام استعفا بدم، درحالیکه میدونم قراره رد بشه و قراره بازم بمونم: