eitaa logo
دانلود
من هر روز از دانشکده برمیگردم تو راه خوراکی های کوچیک میخرم که فرداش باز کلاس دارم بخورم، بعد شب همشو میخورم تموم میشه😭
دخترم تا دیروقت داره کارای دانشگاهشو انجام میده. دخترش و کارای دانشگاه:
استاد گفت من دلم میخواد به همتون دست بدم چون دلم براتون تنگ شده، و خیلی جدی اومد و به هممون دست داد.
چایی وسط کلاس پرید تو گلوم و داشتم خفه میشدم. اشکال نداره، من حاضرم با چای بمیرم. مرگ در راه چای خیلی عاشقانه است.
زهرا فقط یه هفته دیگه صبرکن و چنل یکتا رو چک نکن. تو میتونی.
بچها وای🤣🤣🤣
الان رفتم دیدم وقتی مسئولیت قبول کردم اولین پیامم گفتم از آشنایی با شما خوشحالم🤣🤣🤣
ادبار
مسئولم بفهمه حشمت اینجوری به من خط میده، چت رو از روی گوشی من نیست و نابود میکنه🤣
من درحال نوشتن سه صفحه دلیل برای اینکه چرا میخوام استعفا بدم، درحالیکه میدونم قراره رد بشه و قراره بازم بمونم:
این تقاص کدوم گناه بود.
خدای من.
این رسمش نبود خدایا.