صحبت کردن توی کلاس یجور سخته، وقتی بغل دستیت که دوستتم هست داره صحبت میکنه و تو باید به روبرو نگاه کنی و وانمود کنی همه چیز عادیه، چون همه چیز عادیه، سخت تره.
اگه برگردی عقب به زهرای اوایل نوجوونی چی میگی؟
میگم زهرای بی صاحاب، خودتو بکش ولی ناموسا جای جوش نذار روی هیچ قسمتی از بدنت باشه، به خصوص صورتت.
چوی جونگ یو ساعت ۲ و ربعه و من بخاطر تو مجبورم یه قسمت دیگه هم ببینم، تازه برای فردامم هیچی نخوندم.
اقا مترویی داره عشق میکنه با رانندگیش. هی داریم از جهات مختلف پرت میشیم اینطرف اونطرف.
به همین سوی چراغ خانومه همین الان تو مترو زل زده بود تو تخم چشمام و انگار پشماش ریخته باشه، دهنشم باز مونده بود. سرمو اوردم بالا سریع روشو کرد اونطرف.
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوستان از در مترو اومدم بیرون، همینجوری شروع شد و در کمتر از چهار دقیقه انگار شیلنگ گرفته بودن رو کله ما.
پنج ثانیه زیر بارون بودم و موش آب کشیده شدم.
خوشگذشتمرسی.