چوی جونگ یو ساعت ۲ و ربعه و من بخاطر تو مجبورم یه قسمت دیگه هم ببینم، تازه برای فردامم هیچی نخوندم.
اقا مترویی داره عشق میکنه با رانندگیش. هی داریم از جهات مختلف پرت میشیم اینطرف اونطرف.
به همین سوی چراغ خانومه همین الان تو مترو زل زده بود تو تخم چشمام و انگار پشماش ریخته باشه، دهنشم باز مونده بود. سرمو اوردم بالا سریع روشو کرد اونطرف.
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوستان از در مترو اومدم بیرون، همینجوری شروع شد و در کمتر از چهار دقیقه انگار شیلنگ گرفته بودن رو کله ما.
پنج ثانیه زیر بارون بودم و موش آب کشیده شدم.
خوشگذشتمرسی.
ادبار
دوستان از در مترو اومدم بیرون، همینجوری شروع شد و در کمتر از چهار دقیقه انگار شیلنگ گرفته بودن رو کل
ایتا توروخدا تعارف نکن. یه چیزایی مشخصه، لطفا یجوری کیفیتشو کم کن هیچی معلوم نباشه. احساس میکنم داری تعارف میکنی.
وای امروز داشتیم درباره یکی از استادا حرف میزدیم داااغ و خنده و اینا، یهو یکی از بچها برگشت به من گفت راستی خونه شون نزدیک شماست ها.
استاد حواست به خودت باشه، نمره ندی دم خونتونم. آسایش برات نمیذارم دکتر آسایش.