ادبار
دوست دانشگاهم بچه اش بدنیا اومده و نه تنها هی میگفت نه باردار نیستم، بلکه به بقیه بچها گفته و حتی عک
راستی همه دعوام کردن که چرا بهش پیام دادم ولی نگفتم ناراحت شدم و کلی ایموجی هم براش گذاشتم.
ادبار
امروز که برگردم میخوام سیلاموعلیک درست کنم.
عصبانیم کردن دیگه ۹ شبم رسیدم خونه درست نکردم.
من واقعا وقتی یه موضوعی خیلی اذیتم میکنه درباره اش فراموشکار میشم. جزئیاتشو واقعا بعد یه مدت، بستگی به شدت قضیه از یکی دو ساعت تا یکی دو روز بعدش تا حد زیادی و گاهی کاملا یادم میره.