eitaa logo
دانلود
بخدا اون سری رفته بودم با یکی صحبت جدی داشته باشم و جدی نشستم جلوش و گفتم یلحظه وایسا من دفترمو باز کنم ببینم چی میخواستم بهت بگم. و اون داشت میخندید. درحالی که من میخواستم بهش بگم خداحافظی.
داشتم از پله ها میومدم پایین پام لیز خورد خوابیدم.🙏🏻
خدایا شکرت بابت چادر، گرفتم جلو صورتم و فرار کردم.
وقتایی که میرسم خونه دوست ندارم برم تو اتاقم، چون اگه برم دیگه بیرون نمیام. واقعا با کاردک باید از اتاق بیارنم بیرون.
هدایت شده از انکانتبل
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زهرا موقع رانندگی 🤣
ادبار
زهرا موقع رانندگی 🤣
خود خودمم🤣🤣🤣
بابا این میرحسینم بمیر نیست.
هدایت شده از انجمن بیکاران کتابخون
داشتم چسب زخم میزدم روی دستم، داداشم اشاره کرد به بالای ابروش گفت من یبار اینجای همه دوستامو چسب زخم زدم. گفتم چرا؟ گفت اخه تو همش داشتی چسب زخم میخریدی من حسودیم شد.
احساس میکنم یکی از دوستام داره تمام تمرینات اعتماد بنفسشو روی من انجام میده. اینجوری که من هرچی میگم شروع میکنه سریع مخالفت شدید کردن با من که نه نه اینجوری نیست یا چمیدونم من خوشم نمیاد. بابا باشه حاجی نزن تو ذوقم من که چیزی نگفتم.😭
واقعا عجیب ترین گل‌مژه های جهانو من میزنم. یدونه امروز زدم دقیقا توی داخلی ترین نقطه چشم که دیگه چشم تموم میشه و میره به سمت بینی.