eitaa logo
دانلود
هدایت شده از انجمن بیکاران کتابخون
داشتم چسب زخم میزدم روی دستم، داداشم اشاره کرد به بالای ابروش گفت من یبار اینجای همه دوستامو چسب زخم زدم. گفتم چرا؟ گفت اخه تو همش داشتی چسب زخم میخریدی من حسودیم شد.
احساس میکنم یکی از دوستام داره تمام تمرینات اعتماد بنفسشو روی من انجام میده. اینجوری که من هرچی میگم شروع میکنه سریع مخالفت شدید کردن با من که نه نه اینجوری نیست یا چمیدونم من خوشم نمیاد. بابا باشه حاجی نزن تو ذوقم من که چیزی نگفتم.😭