Niçk Árt )
بک استوری اوسیم توی هایکیو ( اوهارو ) رو نوشتمممطککصکیمنژنژنس
عرررر(من یه اوسیم بک استوریشو نوشتم)
Niçk Árt )
- میووووو ★ #Nick ~ ★ #OC ~
نام: اوهارو ریو (Ōharu Ryō)
شماره پیراهن: ۱۴
قد: ۱۶۱ سانتیمتر
موقعیت: لیبرو
تیم سابق: آکادمی آئوباجوسای
بکاستوری: آزمایشگاه «Echo lake»
اوهارو از کودکی در یک مرکز غیرقانونی به نام «Echi lake» نگهداری میشد. این مرکز توسط یک سازمان علمی-نظامی مخفی اداره میشد و هدفش «پرورش بچههایی با بالاترین تحمل درد و سرعت واکنش» بود. بچهها از سراسر کشور دزدیده یا به دروغ به خانوادهها فروخته میشدن.
روش کار:
روی هر بچه یک شماره تتو میزدند (اوهارو شماره ۱۴ بود). اونا را هر روز در معرض شوکهای الکتریکی کنترلشده، دمای منجمد کننده، و محرومیت حسی قرار میدادند تا واکنشهایشان «بهینه» شود. به آنها یاد میدادند که هیچ احساسی نداشته باشند چون ابراز احساسات جریمهی شوک داشت.
فرار:
در ۱۲ سالگی، هنگامی که یکی از محققین قصد داشت یک «آزمایش نهایی» (که به احتمال زیاد مرگبار بود) روی شماره ۱۴ انجام بدهد، اوهارو با نقشهی هوشمندانهای مدار قفل سلولش رو اتصال کوتاه کرد و از یک کانال تهویه فرار کرد. در فرار، شاهد مرگ چندین کودک دیگه بود که جرئت فرار نداشتند. سه روز در جنگلهای اطراف سرگردان بود تا اینکه توسط یک پیرمرد باغبان پیدا شد. پلیس نتواست مدرکی از «Echo lake» پیدا کنه (محل منهدم شده بود) و اوهارو به پرورشگاه فرستاده شد.
ردپای گذشته در رفتار کنونی اوهارو:
۱. رد شوکها: روی کمر، پشت رانها و قسمت پایین شکمش جای زخمهای دایرهای کوچک از الکترودها باقی مونده. همین باعث میشه هیچوقت پیراهنش رو در بیاره یا حتی توی رختکن جلوی دیگران عوض کنه. وقتی به کاراسونو میاد، دائم از نگاه شدن به بدنش وحشت داره.
۲. واکنش به خنده و لبخند اویکاوا:
در آزمایشگاه، یکی از بدترین شکنجهها این بود که محققان لبخند میزدند و همزمان شوک میدادند. یاد گرفته بود لبخند دیگران یعنی درد. از اویکاوا متنفر نیست، اما وقتی اویکاوا با دیگران میخنده، مغز اوهارو فعال شدن شوک رو تداعی میکنه. وقتی اویکاوا مستقیم بهش نگاه میکنه یا بهش لبخند میزنه، بدن اوهارو شروع به لرزش و تعریق سرد میکنه.
اون رفتارهای خنثی و حتی اذیتکننده ی اویکاوا (مثل مسخره کردن یا نادیده گرفتن) براش آرامشبخش هست، چون نشونهی اینه که «قرار نیست عشق یا لبخند قلابی ببینم و بعد شوک بشم».
۳. اذیت کردن توسط اویکاوا:
اویکاوا گاهی به شوخی موهاش رو به هم میریزه یا میگه «هی، لیبروی کوتوله، داری اشتباه میزنی ». اوهارو با خودش فکر میکنه «ببین، این یه رابطهی واقعیه. اون نه لبخند محبتآمیز دروغین داره، نه قصد داره بهم نزدیک بشه». اما وقتی اویکاوا به دیگران لبخند واقعی میزنه و اوهارو میبینه، شوکهاش شروع به خارش میکنه (علائم جسمی باقیمونده از استرس).
انتقال به کاراسونو :
چرا تیم رو عوض میکنه؟
بعد از اینکه در آئوباجوسای متوجه میشه یکی از دستیاران سابق آزمایشگاه جدیداً به عنوان مربی مشغول به کار شده (و اوهارو رو تهدید میکنه که رازش رو فاش میکنه)، با کمک یوتارو از آئوباجوسای به کاراسونو نقل مکان میکنه. یوتارو که از دور متوجه ترس اوهارو شده، به (سرمربی) زنگ میزنه و قضیه رو میگه.
آشنایی با سوکیشیما:
سوکیشیما اولین کسیه که متوجه میشه اوهارو وقتی دیگران بهش نزدیک میشن، بدنش رو قفل میکنه. اوهارو فکر میکنه سوکیشیما مثل بقیه ازش متنفره چون همیشه سرد و کمحرفه. اما یک روز موقع تمرین، وقتی اوهارو بعد از یه شیرجه، آستینش بالا میره و یه جای زخم قدیمی پیدا میشه ، سوکیشیما سریعاً با بدنش جلوی بقیه رو میگیره و بیصدا آستینش رو پایین میکشه، هیچ سوالی نمیپرسه.
از اون روز سوکیشیما بدون هیچ حرفی، همیشه طوری میایسته که بدن اوهارو از دید دیگران پنهان بمونه. گاهی توی اتوبوس کنارش مینشینه و عینک میزنه رو چشماش تا اوهارو خیال کنه کسی نگاهش نمیکنه. اوهارو کمکم متوجه میشه سکوت سوکیشیما، خیلی امنتر از لبخند اویکاوا هست.
و در آخر...
میووووووووووووو🎀