غمگینم، مظطربم، خشمگینم، دلتنگم، دورم، ترسیدم، نا امیدم و خستهام، خیلی خسته.
حرفاش اشاره به لذتی داشت که نسبت به مراقبت از دیگران داشتم ،، ولی مدت زیادیه از این کار لذتی نمیبرم. تنها واکنشم به تولد یا لجنگرفتن زندگی کسی اینه که بسنجم این موقعیت مناسب سیگار هست یا نه.
از همهی آنچه نداشتهام، اشباع شدهام، لبریز شدهام، همهی آنچه دلم میخواست بشود و نشد.
A shadow in an empty doorway
Call your name but no reply
I still see your face, but there's no trace
Photographs, no goodbyes
Seems like I must be dreaming, but it's all here in black and white
A hollow, lost and empty feeling
They say all wounds are healed in time
But I feel worn
and somehow unborn
Every day's an uphill climb
Hanging on just for tomorrow, but I find it hard to see the light
I'm just looking for something, to kill the pain tonight
we're all looking for something, to kill the pain tonight
we're all looking for something, to kill the pain tonight
همیشه چیزهایی رو دوست داشتم که وجود داشتن و نموندن. چیزهایی که اتفاق افتادن اما رفتن. شاید هم از وابستگی میترسم؛ از اینکه دیگه نتونم ناپدید شم و کسی پیدام نکنه. هرچیزی که هست چیزهای درگذر رو دوست داشتم؛ اگر در لحظه همهچی خوب بود؛ همینم خوب بود. اما حالا چیزی در من تغییر کرده، هنوز هم از وابستگی دورم، هنوز هم کفشهام رو از پام در نمیارم که هروقت خواستم برم، هنوز هم زیاد باور نمیکنم اما، میخوام یکم بیشتر بمونم. اگر با کسی حرف میزنم چند ثانیه بیشتر بمونم، اگر جایی وجود داره، یکم بیشتر وجود داشته باشه، اگر خونهای هست، اگر اتفاقی خوب، اگر مسیری اگر راه رفتنی، اگر بین من و تو دوستي وجود داره؛ دلم میخواد یکم بیشتر پیشم بمونه. نمیگم همهٔ عمر؛ اما میتونم یکم بیشتر پشت تلفن باهات حرف بزنم؟