eitaa logo
قهوه‌ی دیازپام
70 دنبال‌کننده
425 عکس
155 ویدیو
8 فایل
We sat next to our panics and smoked .. https://daigo.ir/secret/91807623896
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش منم توی دنیای تو زندگی می‌کردم؛ دنیایی که توش اتفاق‌هایی که برام می‌اُفتن هیچ ربطی به کارهایی که من می‌کنم ندارن. دنیایی که توش همه‌ی ناکاستی‌ها و هر چی غلطه مربوط می‌شه به تصمیمات بقیه، اشتباهات بقیه، حماقت بقیه، کوتاهی بقیه، سنگ انداختن بقیه، نخواستن بقیه، جنون بقیه، کم بودن بقیه، بقیه. توی دنیایی که من زندگی می‌کنم اگر انگشت اتهامی وجود داشته باشه حتمن سمت خودمه. هر چی حماقته منم. هرچی اشتباهه منم. هر چی جنونه منم. هر چی سنگه منم. هر چی کمه منم. توی دنیایی که من زندگی می‌کنم بقیه فقط تماشاچی‌ان. من رو ببر به دنیای خودت، بعضی چیزها رو بندازم گردن یکی دیگه، قول می‌دم بعدش برگردم توی دنیای خودم. من فقط می‌خوام ده دقیقه استراحت کنم. اینجایی که منم، استراحت کردن نداره.
یونانیان قدیم به درستی معتقد بودند که «خودکامه» رعیت را به وجود نمی‌‌آورد، بلکه رعایا هستند که کسی را به خودکامگی می‌‌رسانند. می‌‌شود گفت که در نهایت، هر ملتی لایق همان دولتی است که دارد. در واقع، آیا هرگز دیده شده که ملت آزاده‌‌ای مدتی طولانی تسلیم استبداد شود یا ملت رام و سر به‌ زیری به آزادی دست یابد؟
درواقع از تنها نبودن خیلی بیشتر حالم بهم میخوره. میل کثیفی در من، من رو سوق میده به انزوایی عمیق و وسوسه‌انگیز. تنهایی، چیزی که از هرچه در این دنیا هست برام واجبتره، حتی اگه باعث بشه یه عوضی گوشه‌گیر به نظر بیام.
‌زندگی می‌گذرد و به مرور نسیم‌ ملایمی از نخواستن بر وجودت می‌نشیند و حتی آنچه را که بیشتر از همه می‌خواهی، دیگر نمی‌خواهی و این نخواستن به عادتی مداوم در قلبت تبدیل می‌شود.
اون بانمک بود و منم پر از زخم های باز.
بسیار سخت است که آدمی بداند این حادثه مقصرهای دیگری نیز دارد، اما فقط زورَش به خودش بچربد. تنها یقه‌ی خودَش را بگیرد و بیخِ دیوارِ غم بچسباند، تنها خودَش را روی میز بازجویی بنشاند و به باد ملامت بگیرد. هنوز نفهمیده‌ام این من هستم که بیش از اندازه اهمیت می‌دهم، یا دیگران هستند که بیش از اندازه ساده می‌گیرند.
به خود گفتم خوشا اقبال انسانِ محکوم به مرگ که در شب پیش از اعدام‌ش لااقل از داشتن یک شبِ خوش اطمینان دارد.
انگار که همه من را دارند و من هیچکس را.
رنج‌هایی که شب‌های پیاپی‌ کشیده‌ام، دوزخی از شکنجه‌های رنگارنگ برایم به ارمغان آورده.