به هر حال اون شعرِ مخفی که یه روز گرم صحبت با پدرشون بودن و یهو آینهٔ قدی خونه شون میشکنه و پدرش میگه: از قضا آیینهٔ چینی شکسست
و زیبالنساء (مخفی) هم سریع این بیت به ذهنش میرسه و میگه:
خوب شد، اسباب خودبینی شکست!
رو دوست دارم:)
هدایت شده از آفتابی با حاشیه های ابری .
بعضی اوقات حس میکنی از همه ی دنیا عقبی.
همه روز به روز در حال پیشرفتن ولی تو روز به روز در حال پسرفت.فقط کافیه چند دقیقه توی اینستا و تیک تاک و فضای مجازی بگردی،تا ناامیدی عین یه بختک بیوفته رو زندگیت.
این بین هم با پدیده ی مقایسه کردن روبه رو میشی و این بختک هی بزرگ و بزرگ تر میشه.
اونجاست که دیگه تمام حس های خوبت،جاشونُ به حس های بد جدید میدن و باعث میشن که تو از خونهت بری،دل آدمای عزیز زندگیتُ بشکونی و انقدر از خودت و اندامت متنفر بشی تا حس بد حسادت توی تو ریشه کنه.
این حس چیزیه که توی دنیای امروز خیلی بیشتر آدما رو اذیت میکنه؛امیدوارم بتونم و بتونیم باهاش مقابله کنیم و در این بین،یادمون نره ما همه نقاشی دست خداییم💞.
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
دوستان فاتحه بفرستیم برای دانش آموزای کرمانی..
از حادثه لرزند به خود قصرنشینان
ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم
صائب تبریزی؛
加油
این کاراکتر خوشگل و میبینین jiā yóu تلفظ میشه و همون فایتینگ خودمونه(خودشون؟) برای فردا و پس فردا و کلا تا آخر عمر خیلی 加油 نیازم.
小猫|شائومائو゚+*.✯
«من خدا را از زندان کوچکم صدا کردم و او در گسترهٔ این آزادی، جوابم را داد.» انسان در جستجوی معنا؛
از او پرسیدم: «درخت پاسخ حرفهای تو رو میده؟»
او گفت: «بله!»
پرسیدم:«خوب چی میگه؟»
گفت:«به من گفت که من اینجا هستم... من اینجا هستم... من زندگی هستم.زندگی جاودانه هستم.»
انسان در جستجوی معنا؛
小猫|شائومائو゚+*.✯
我饿了 Wŏ è le
یعنی گشنمه:(
اون کاراکتر آخرو میبینین شبیه صاعقه ست؟ حس میکنم یه همچین چیزی موقع قار و قور شکمم تو بدنم اتفاق می افته😭⚡️