eitaa logo
𝘴𝘶𝘮𝘮𝘦𝘳 𝘥𝘢𝘺𝘴 ๋࣭ ⭑⚝彡☆
71 دنبال‌کننده
917 عکس
330 ویدیو
9 فایل
به فدایِ رویِ گل‌نرگس عجل‌الله‌تعالی‌فرجه/⁦☆ 🇮🇷 دلتنگ امام‌رضا و آقای‌کشوردوست/محو جنگلای‌شمال/محمل اسکچ‌بوک‌های بیشمار/دلدادهٔ‌ نجف/منتظر ظهور؛
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/xiaokitty/8223 منم خیلی ناراحتم.اگر کشتی بودم میرفتم تو تنگه هرمز تا موشک بارون شم. ~~~~ ای وای-😭 منم اگه کشور بودم امارات میشدم چهارتا موشک ایرانی بخورم تا نابود شم 😭
خدا نکنه آخر شبی ادیت از آقا ببینم.
بغضی تپل مپل هستم. قلمبه هم.
یه چند روزی میرم استراحت و امیدوارم با خبرهای خوب برگردم:)
اللهم عجل لولیک الفرج به حق عمهٔ‌سادات زینب‌کبری «س» 🇮🇷🇵🇸🇱🇧
𝘴𝘶𝘮𝘮𝘦𝘳 𝘥𝘢𝘺𝘴 ๋࣭ ⭑⚝彡☆
اللهم عجل لولیک الفرج به حق عمهٔ‌سادات زینب‌کبری «س» 🇮🇷🇵🇸🇱🇧
امشب فکر کردم ۱۱۰۰ و خورده‌ای سال این همه آدم امدن و رفتن؛ امام زمان همه شون و می‌شناخت و اکثریت اون و نمی‌شناختن...
از طرف دانشگاه یه اردو رفتیم.بهمون گفتن مارو میبرن موزه. هم مال حرم هم موزه های دیگه. رسیدیم نزدیک حرم.از باب الجواد رد شدیم. از گوشه کنارهای حرم که تا حالا ندیده بودم گذشتیم. رسیدیم بازار و اینبار از کوچه پس کوچه ها رد شدیم.خیلی گرم بود.حسابی غر زدیم؛ خودم مخصوصا؛ که چرا این همه راه باید پیاده بیایم؟!! برگشتم گفتم:بچه‌ها بنظر شما منطقیه موزه حرم از خود حرم انقدر دور باشه؟ بالاخره رسیدیم. یه دروازه قدیمی. گفتم امکان نداره ورودی موزه اینجوری باشه چیکار دارن اینجا؟! خواستم خودم رو قانع کنم که شاید ورودی اصلی این نیست و قرار از زیرزمینی چیزی رد شیم مثلا بعد گفتن بریم داخل. یه خونه ی کوچیکِ تقریباً قدیمی که بین ساختمون های بلند اطراف خیلی معلوم نمیشد. یه حیاط کوچیک با حوزه وسطش. درخت انجیر و گیاه چسبونک و گل های رز.
نگاه کردم دیدم روبه‌رو، روی یکی از شیشه ها عکس آقا رو زدن. یکم طول کشید تا خودمون و جمع و جور کنیم بفهمیم امدیم خونه حضرت آقا:::::::) (اگه میدونستم میریم اونجا انقدر غر نمیزدم!!!!)