موجودیت چیزها چیزیه که من واقعا ًبهش فکر میکنم و خیلی احمقانهست راستش
و درسته که ما هیچوقت رسماً به خودمون موجودیت ندادیم و خودمون رو خلق نکردیم اما ما انسان ها چیز هایی ساختیم تا بتونیم به زنده موندنمون ادامه بدیم یا در واقع به وجود داشتنمون.
مثل اعداد. هیچ چیزی وجود نداره که بگه یک یه عدده و اگر یک رو به علاوه یک کنی پاسخت دو میشه اما همه بشر روی این موضوع توافق کردن که یک عددیه که اگر به علاوهی بک بشه جواب دو میشه. و خب وا
𝖢𝗂𝗇𝖽𝖾𝗋
مثل اعداد. هیچ چیزی وجود نداره که بگه یک یه عدده و اگر یک رو به علاوه یک کنی پاسخت دو میشه اما همه ب
اینکه انسان ها برای بقا تلاش میکنن مضحکه. خیلی زیاد مضحکه. و میدونید چی از اون مضحکتره؟ اینکه منم یه انسانم!
من فقط وانمود میکنم نمیدونم.
اما در نهایت برمیگردم به همونجایی که بودم، دوباره و دوباره.
𝖢𝗂𝗇𝖽𝖾𝗋
اگه شرلوک تموم بشه من سکته میکنم. مطمئنم.
سکته نکردم اما دچار خلاء عاطفی و بحران هویت شدم btw
هدایت شده از Underground Mehrdad
نیاز داشتن به کسی باعث میشه خودتو از دست بدی، واقعا چرخهی خستهکنندهایه.
تو مدتها برای چیزی که دوستش داری و[برای زنده موندن]بهش نیاز داری میجنگی.
اما وقتی بهش میرسی نمیدونی چطور باید ازش لذت ببری, نمیتونی دوستش داشته باشه, نمیدونی باید باهاش چیکار کنی. چون تو فقط جنگیدن براش رو بلدی.