eitaa logo
حسینیه و یادمان شهدای نجف آباد (درجوارمزارشهیدمحسن‌حججی)
3.9هزار دنبال‌کننده
11.8هزار عکس
3.2هزار ویدیو
140 فایل
🔺پخش زنده آپارات https://www.aparat.com/najz.ir/live 🔹️روبیکا https://rubika.ir/mohsen_hojaji1370 🔹️ایتا https://Eitaa.com/yadmanshohada ↙️ارتباط باما: نظرات، پیشنهادات و امورات کلی @R18_151354
مشاهده در ایتا
دانلود
حسینیه و یادمان شهدای نجف آباد (درجوارمزارشهیدمحسن‌حججی)
🌷زندگی نامه ی شهدای لشگر هشت نجف اشرف.. #شهید_محسن_حیدری🌷 #قسمت_اول فرزند حسنعلی، متولد سوم فرور
زندگی‌نامه ی 🌷 بیست و چهار ساله بود که ازدواج کرد.جشن عقدی بسیار ساده برگزار شد. از تجملات و تشریفات دست و پاگیر در زندگیش خبری نبود. مدت زیادی از عروسی نگذشته بود که بخشی از جهیزیه منزل را که ضروری نبود دست نخورده به عروس دم بختی هدیه کردند. خداوند دختری به نام مرضیه به او هدیه کرد.. قرار بود یک گروه چند نفره با تخصص خاص نظامی‌ و با هدف آموزش و انتقال مهارتهای جنگی به ارتش و نیروهای مردمی به سوریه اعزام شوند. این مأمویت کاملاً داوطلبانه بود و تعدادی اعلام آمادگی کرده بودند، محسن باید اسامی‌داوطلبین را در لیست اعزم وارد می‌کرد. نام خودش را هم اضافه کرده بود که با مخالفت فرمانده مواجه شد چون تخصص و درجه محسن در حد فرمانده گروه اعزامی‌بود. بلاخره اصرارش باعث شد با اعزام او به عنوان نیرو موافقت شود. او داشت محیای سفر می‌شد. تنها چند نفر از نزدیکانش از مقصد سفر خبر داشتند. گفته بود به کسی نگویید، همه می‌گفتند مأموریت تهران است. یک روزساعت سه بعدازظهر از پادگان آمد، وسایلش را جمع کرد و عازم سفر شد. همسر و دخترش ایستاده بودند، اشک در چشمان «مرضیه» دو ساله حلقه زده بود، گریه می‌کرد. می‌خواست همراه بابا برود. محسن کمی‌با دخترش بازی کرد وقتی آرام شد رفت. او دوره عالی توپخانه دیده بود و بر کارش مسلط بود، تخصصش در امور نظامی ‌و توپخانه در پیشبرد مأمویتشان بسیار مؤثر واقع شده بود. روز های اول ماموریت نقصی در تجهیزات نشانه روی ادوات وجود داشت که عنوان شد اگر  قطعه مربوطه تامین نشود امکان اجرای ماموریت وجود ندارد، اما تخصص و مهارت های محسن گره گشای کار شد. اگر دانش نظامی او نبود گروه موفق به انجام برخی امور نمی‌شد. با اینکه تخصص بالایی داشت ولی با درخواست خودش دیده بان گروه آتشبار شد. ساعتها پشت دوربین، دیده بانی می‌کرد، از خستگی چشمانش قرمز می‌شد. مأموریتش را که انجام می‌داد بین آن می‌رفت به روستا هم سر می‌زد. بچه‌های حزب الله دوربینی هم آنجا گذاشته بودند که محسن دیدبانی می‌کرد. قرار بود در منطقه ای عملیات انجام بگیرد ولی محسن مانع آن عملیات شد. گفته بود در این منطقه زن و بچه دیده است. خیلی دقت داشت طوری گرا بدهد که خونی به ناحق ریخته نشود. ... https://eitaa.com/yadmanshohada
6.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 تواضع مقابل مادر شهید مدافع حرم در حاشیه پنجمین سالگرد این شهید در خمینی شهر سال١٣٩۶ ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀♥️❀⊱⊱⊱⊱⊱⊱━━╯ 👆
🌹 آری اینچنین جوان او در بهشت جاودانه روسپید بود چون که صبر شرمسار صبر مادر شهید بود... ╭━━⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰❀♥️❀⊱⊱⊱━━╯ 👆
پندار ما این است که ما مانده­ ایم و شهدا رفته اند،اماحقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده­ اند... 🕊زیارتنامه شهدا 🌹🌱🌹🌱اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَولِیاءَ اللهِ وَ اَحِبّائَهُ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَصفِیَآءَ اللهِ وَ اَوِدّآئَهُ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصَارَ دینِ اللهِ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ الوَلِیِّ النّاصِحِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی عَبدِ اللهِ ، بِاَبی اَنتُم وَ اُمّی طِبتُم ، وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم ، وَفُزتُم فَوزًا عَظیمًا ،فَیا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَاَفُوزَمَعَکُم🌹 ٩٩ ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱━━╯ 👆
🌷 مربی قرآن و گروه تواشیح بود. کانون فرهنگی هنری مسجد را اداره می کرد. در جلسات و برنامه های فرهنگی مجری می شد. هیأتی بود، از فاصله میان برخی هیئات با انقلاب و برخی حزب اللهی ها با هیئات مذهبی رنج می برد. معتقد بود دین و نظام ما از هم جدا نیستند. به مسائل روز آشنا و یک افسر جوان جنگ نرم بود. 🥀خیلی شوخ طبع بود. بعضی از حرف‌های جدی را هم به شوخی می‌زد. نشاط مجلس بود طوری که وقتی نبود جای خالی اش حس می شد. با این حال اهل لغو نبود. شوخی هایش هم حساب شده بود. 🌷 اعتقاد داشت اذان که می‌گویند باید آماده نماز باشی. به نماز اول وقت خیلی اهمیت می‌داد. عادت داشت اول، نمازش را بخواند. با کسی تعارف نداشت در میهمانی ها مواقع نماز اول نمازش را می‌خواند بعد سر سفره می‌آمد. قرآن هم زیاد می‌خواند، هربار چند آیه و بعد بر آن تأمل می‌کرد. 🥀 در حل مسائل فرهنگی و اجتماعی در محیط اطرافش با تمام توان تلاش می کرد.اهل تحقیق و مشورت بود مسیر صحیح را تشخیص می داد و با قدرت طی می کرد خودش را مأمور به وظیفه می‌دانست تا نتیجه. ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀♥️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯ 👆
20.83M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹 دعای روز دوازدهم ماه مبارک رمضان دوازده سحر از ماهِ اهل روزه گذشٺ خوش اسٺ وقٺ گدایی به بارگه آید بہ یازده گل زهرا قسم که یک عمر اسٺ نشسته ام که چه روزی دوازده آید.. ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀♥️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
از دیده ز رفتن تو خون می‌آید بر چهره ، سرشک لاله‌گون می‌آید بشتاب که بی تو جان ز غمخانه‌ی تن اینک به وداع تو برون می‌آید ... ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
🌷 مربی قرآن و گروه تواشیح بود. کانون فرهنگی هنری مسجد را اداره می کرد. در جلسات و برنامه های فرهنگی مجری می شد. هیأتی بود، از فاصله میان برخی هیئات با انقلاب و برخی حزب اللهی ها با هیئات مذهبی رنج می برد. معتقد بود دین و نظام ما از هم جدا نیستند. به مسائل روز آشنا و یک افسر جوان جنگ نرم بود. 🥀خیلی شوخ طبع بود. بعضی از حرف‌های جدی را هم به شوخی می‌زد. نشاط مجلس بود طوری که وقتی نبود جای خالی اش حس می شد. با این حال اهل لغو نبود. شوخی هایش هم حساب شده بود. 🌷 اعتقاد داشت اذان که می‌گویند باید آماده نماز باشی. به نماز اول وقت خیلی اهمیت می‌داد. عادت داشت اول، نمازش را بخواند. با کسی تعارف نداشت در میهمانی ها مواقع نماز اول نمازش را می‌خواند بعد سر سفره می‌آمد. قرآن هم زیاد می‌خواند، هربار چند آیه و بعد بر آن تأمل می‌کرد. 🥀 در حل مسائل فرهنگی و اجتماعی در محیط اطرافش با تمام توان تلاش می کرد.اهل تحقیق و مشورت بود مسیر صحیح را تشخیص می داد و با قدرت طی می کرد خودش را مأمور به وظیفه می‌دانست تا نتیجه. ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
گنــــه از جانـــبِ ما نــيست، اگــر مـجنونيم گردشِ چشمِ تو نگذاشت، كه عاقل باشيم ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
51.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹کلنا فداک یازینب سلام الله علیها🌹 آنان که ســـــــوی مرقد بانو پریده اند از دیـــــدگاه حضرت زینب پدیده انــد این خیل عاشقان که شهید حرم شدند شمعند و پـــای دختر حیدر چکیده اند ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
🔴برگرفته از کتابچه آسمانهای خاکی 🍃مربی و گروه تواشیح بود. کانون فرهنگی هنری مسجد را اداره می کرد. در جلسات و برنامه های فرهنگی مجری می شد. بود، از فاصله میان برخی هیئات با انقلاب و برخی حزب اللهی ها با هیئات مذهبی رنج می برد. معتقد بود دین و نظام ما از هم جدا نیستند. به مسائل روز آشنا و یک افسر جوان جنگ بود. 🥀خیلی بود. بعضی از حرف‌های جدی را هم به شوخی می‌زد. نشاط مجلس بود طوری که وقتی نبود جای خالی اش حس می شد. با این حال اهل . شوخی هایش هم حساب شده بود. 🍃اعتقاد داشت که می‌گویند باید آماده نماز باشی. به نماز خیلی اهمیت می‌داد. عادت داشت اول، نمازش را بخواند. با کسی تعارف نداشت در میهمانی ها مواقع نماز اول نمازش را می‌خواند بعد سر سفره می‌آمد. هم زیاد می‌خواند، هربار چند آیه و بعد بر آن تأمل می‌کرد. 🥀 در حل مسائل و در محیط اطرافش با تلاش می کرد.اهل تحقیق و مشورت بود مسیر صحیح را تشخیص می داد و با قدرت طی می کرد خودش را می‌دانست تا نتیجه ╭━━⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱━━╮ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱━━╯
💠 دعای روز هفتم ماه مبارک رمضان بسم الله الرحمن الرحیم اللّٰهُمَّ أَعِنِّى فِيهِ عَلَىٰ صِيامِهِ وَقِيامِهِ، وَ جَنِّبْنِى فِيهِ مِنْ هَفَواتِهِ وَآثامِهِ، وَارْزُقْنِى فِيهِ ذِكْرَكَ بِدَوامِهِ، بِتَوْفِيقِكَ يَا هادِىَ الْمُضِلِّينَ 💠 خدایا، مرا در این ماه بر روزه و شب‌زنده‌داری‌اش یاری ده و از لغزش‌ها و گناهانش دورم بدار و ذکرت را همواره روزی‌ام کن، به توفیقت ای راهنمای گمراهان 💢کانال‌ حسینیه‌‌ و یادمان‌ شهدای‌ نجف‌آباد در جوار مزار مطهر شهداء💢 | ایتا | روبیکا | آپارات