eitaa logo
حسینیه و یادمان شهدای نجف آباد (درجوارمزارشهیدمحسن‌حججی)
3.9هزار دنبال‌کننده
11.8هزار عکس
3.2هزار ویدیو
140 فایل
🔺پخش زنده آپارات https://www.aparat.com/najz.ir/live 🔹️روبیکا https://rubika.ir/mohsen_hojaji1370 🔹️ایتا https://Eitaa.com/yadmanshohada ↙️ارتباط باما: نظرات، پیشنهادات و امورات کلی @R18_151354
مشاهده در ایتا
دانلود
دوستی آنان واقعی بود دوستی از نوع شهادت... ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
دلمو گره زدم به پنجره ات دارم میرم دوست دارم تا من بیام این گره ها رو وا بکنی... صحن انقلاب مقابل پنجره فولاد میعادگاه عاشقی و شعری که همیشه زیر لب زمزمه می‌کرد... ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
خوشا به حال دل بی شکیب بعضی ها هزار غبطه به حال عجیب بعضی ها نمی رود ز سر این پرنده ی قفسی خیال بال و پر دلفریب بعضی ها دلم شکسته خدایا! مرا اجابت کن به حق حرمت امن یجیب بعضی ها.. ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
و خدا خواست که قربانی جانان باشی سر زینب به سلامت، سپر جان باشی تو که رفتی شده حسرت به دل یارانت این امید است که تو شافع یاران باشی.. ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
💠برشی از کتاب سربلند وسط بارفیکس به محسن میگفتم(تو مثل پر ڪاه می مونی که راحت بالا و پایین میری !) گردنش را سیخ میکرد و میگفت :خدا به اندازه هر جسمی قوتش هم داده برج هفت سال ۹۴اعزام شدیم سوریه، از دمشق با یک هواپیمای باری رفتیم حلب... یک راست بردنمان روستای (بحوث) باید حدود چهل دستگاه تانک را می بردیم جلو نزدیک خط، شش هفت نفری از اذان مغرب تا اذان صبح کارمان طول کشید . صبح که به مقر برگشتیم گفتم ( نامردا یکی نیومد به ما بگه دستت درد نکنه !) محسن گفت :این قدر غر نزن ما اومدیم برای خدا کار کنیم! در بحوث امکانات حداقلی هم نداشتیم.پویا ایزدی دور افتاد سر بچه ها را کچل کند محسن زیر بار نرفت. پویا گیر داده بود به ریش هایش که حداقل بگذار این ها را بریزم پایین، چند روز بعد پویا ایزدی شهید شد.هنوز اشک های محسن جلوی چشمم است .توی حیاط مدرسه یک گوشه زانوی غم بغل گرفته بود. از شدت فشار کار حتی وقت نداشتیم عزاداری کنیم. 📚 ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
روایتگری شهید برای همرزم و رفیق شهیدش : برسقای دشت کربلا برمسافرتاسوعا برمردانگی وغیرت عباس گونه ات 🍂منطقه ای که بودیم، لوله کشی آب وجود نداشت. آب مصرفیمون رو با یه بشکه ٢٠٠ لیتری میرفتیم ازچاه می آوردیم... اکثر اوقات که خستگی کار بهانه میشد برا فراموش کردن آب . پویا بدون اینکه حرفی بزنه باتمام خستگی که داشت میرفت آب می آورد... هیکل رشید و قشنگی داشت... مثل عباس... قرارشد تاسوعا بریم عملیات... جنگید... تاجواب سقایی کردن هاشو گرفت... موشک که خورد، از روی تانک پرت شد پایین. درست مثل عباس... از روی مرکب... عصر تاسوعابود... # شهادتت مبارک رفیق... یادت نرودمارا.... ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🖤❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
15.65M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یا صاحب الزمان استیصال از سرو رویمان میریزد و بی‌پناه گشته‌ایم... دست دعا که برمی‌داری در میان پاکی دستانت.. برای اضطرار خودت تمنای گشایش کنی، تقدیر ما را نیز منطبق بر تقدیر عصر ظهور بخواه... دخیلم نخ عبای تو را... به نیت سلامتی و ظهور مولا.. و شفای عاجل و کامل بیماران و بر طرف شدن ویروس کرونا... ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🖤❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
مرد میخواهد... اینڪہ بگذرے از آرزوهایٺ... زنجیرهاے را از خود رهاڪنے گفتنش آسان اسٺ...✨ اگر عمل ڪردن بہ آن هم سهل بود بہ خیلے هایمان واژه اضافه شدهـ بود ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
💠برشی از کتاب سربلند وسط بارفیکس به محسن میگفتم(تو مثل پر ڪاه می مونی که راحت بالا و پایین میری !) گردنش را سیخ میکرد و میگفت :خدا به اندازه هر جسمی قوتش هم داده برج هفت سال ۹۴اعزام شدیم سوریه، از دمشق با یک هواپیمای باری رفتیم حلب... یک راست بردنمان روستای (بحوث) باید حدود چهل دستگاه تانک را می بردیم جلو نزدیک خط، شش هفت نفری از اذان مغرب تا اذان صبح کارمان طول کشید . صبح که به مقر برگشتیم گفتم ( نامردا یکی نیومد به ما بگه دستت درد نکنه !) محسن گفت :این قدر غر نزن ما اومدیم برای خدا کار کنیم! در بحوث امکانات حداقلی هم نداشتیم.پویا ایزدی دور افتاد سر بچه ها را کچل کند محسن زیر بار نرفت. پویا گیر داده بود به ریش هایش که حداقل بگذار این ها را بریزم پایین، چند روز بعد پویا ایزدی شهید شد.هنوز اشک های محسن جلوی چشمم است .توی حیاط مدرسه یک گوشه زانوی غم بغل گرفته بود. از شدت فشار کار حتی وقت نداشتیم عزاداری کنیم. 📚 ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
نشسته‌ام به در نگاه میکنم؛ دریچه آه می‌کشد، و تو از کدام راه میرسی...🚶🏻‍♂💔 ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
چه خــوش بود روزهای باهم بودنتان خنــده‌ی لبانتـان دل مـا را برد دل مـا هم رفیقی ازجنس" " می خواهد،لبخنـد زنان تاعرش اعلی🌷 ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
💠 دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان بسم الله الرحمن الرحیم اللّٰهُمَّ ارْزُقْنِى فِيهِ رَحْمَةَ الْأَيْتامِ، وَ إِطْعامَ الطَّعامِ، وَ إِفْشاءَ السَّلامِ، وَصُحْبَةَ الْكِرامِ، بِطَوْلِكَ يَا مَلْجَأَ الْآمِلِينَ 💠 خدایا، در این ماه مهرورزی به ایتام و خوراندن طعام و آشکار کردن سلام و هم‌نشینی با اهل کرامت را نصیبم فرما، به عطایت ای پناهگاه آرزومندان. 💢حسینیه‌‌ و یادمان‌ شهدای‌ نجف‌آباد در جوار مزار مطهر شهداء💢 | ایتا | روبیکا | آپارات