eitaa logo
حسینیه و یادمان شهدای نجف آباد (درجوارمزارشهیدمحسن‌حججی)
3.9هزار دنبال‌کننده
11.8هزار عکس
3.2هزار ویدیو
140 فایل
🔺پخش زنده آپارات https://www.aparat.com/najz.ir/live 🔹️روبیکا https://rubika.ir/mohsen_hojaji1370 🔹️ایتا https://Eitaa.com/yadmanshohada ↙️ارتباط باما: نظرات، پیشنهادات و امورات کلی @R18_151354
مشاهده در ایتا
دانلود
📚: کتاب ١٢_ساله روایتی از مادرانه های مادر شهیدیست که برای شهادت فرزندش دعا کرد تا او به آرزویش برسد. رضا پناهی عارف ١٢ ساله ای ایست که شگرف ترین و عظیم ترین صحنه های از خود گذشتگس را در عمر کوتاه خود به نمایش گذاشت... ستاره درخشان کلاس اول راهنمایی که عظمت روحی او به تنهایی می تواند عالمی را روشن کند... 📗١٢_ساله ☘️به کوشش: 🍂 🗂 ❄️🌹❄️🌹❄️🌹❄️🌹❄️🌹 🔸جهت مشاهده و تهیه کتب به فروشگاه سربه راه واقع در یادمان شهدای نجف آباد مراجعه نمایید. ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
🌿زندگی داستانی و عاشقانه به روایت همسر شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی ✂️فرزانه یه چیزی بگم نه نمیگی؟ با تعجب پرسیدم: "چی شده حمید؟ اتفاقی افتاده؟" گفت:" میشه یه تُک پا با هم بریم هیئت؟ باور کن کسایی که اونجا میان خیلی صمیمی و مهربوند. الان هم ماشین رفیقم بهرام رو گرفتم که با هم بریم، تو یه بار بیا اگه خوشت نیومد دیگه من چیزی نمیگم." قبلا هم یکی دوبار وقتی حمید می‌خواست هیئت برود اصرار داشت همراهی‌اش کنم، اما من خجالت می‌کشیدم و هر بار به بهانه‌ای از زیر بار هیئت رفتن فرار می‌کردم. از تعریف‌هایی که حمید می‌کرد احساس می‌کردم جو هیئت‌شان خیلی خودمانی باشد و من آنجا در بین بقیه غریبه باشم. 📕 ✍🏻به کوشش: 🍂توسط 🗂 🦋🌸🦋🌸🦋🌸🦋🌸🦋🌸 🔸جهت مشاهده و تهیه کتب به فروشگاه سربه راه واقع در یادمان شهدای نجف آباد مراجعه نمایید. ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
🌱 🍂 خاطرات شهیده راضیه ۱۱ شهریور ۱۳۷۱در مرودشت شیراز به دنیا آمد و تا قبل از بهار ۱۶ سالگیش موقعیت‌های چشمگیری را در زمینه ورزش کاراته، مسابقات قرآن و درس و تحصیل کسب کرد. دختری که تمام تلاشش را به کار می بندد تا در زندگی اول باشد. در شانزدهمین بهار عمرش حادثه ای رخ می دهد و او را در رسیدن به خواسته اش کمک می کند؛ بر اثر انفجار بمب در حسینیه کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز توسط عوامل تروریستی وابسته به غرب، بعد از تحمل ۱۸ روز درد و رنج ناشی از جراحت به جمع شهیدان سرفراز و سربلند که ره صد ساله را یک شبه پیمودند پیوست. 🔹️ 🔸️به قلم: 🔸️ 🦋🌸🦋🌸🦋🌸🦋🌸🦋🌸 📚نحوه تهیه کتاب: یادمان شهدای نجف اباد 🌷منتظرتون هستیم... ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
💠 🌿روایتی داستانی از کودکی تا شهادت شهید مدافع حرم محسن حججی ✂️برگشتم به حاج سعید گفتم: آخه من چطور این بدن ارباٌ اربا رو شناسایی کنم؟! خیلی بهم ریختم. رفتم سمت آن داعشی. یک متر رفت عقب و اسلحه اش را کشید طرفم. سرش داد زدم: شما مگه مسلمون نیستید؟ به کاور اشاره کردم که مگر او مسلمان نبود؟ پس سرش کو؟ چرا این بلا را سرش آوردید؟ حاج سعید تند تند حرف هایم را ترجمه می کرد. آن داعشی خودش را تبرئه کرد که این کار ما نبوده و باید از کسانی که او را برده اند بپرسید، فهمیدم می خواهد خودش را از این مخمصه نجات دهد. دوباره فریاد زدم که کجای اسلام می گویداسیرتان را این طور شکنجه کنید؟ نماینده داعش گفت: تقصیر خودش بوده!، پرسیدم به چه جرمی؟ بریده بریده جواب می داد و حاج سعید ترجمه می کرد: از بس حرصمون رو در آورد،نه اطلاعاتی به ما دادف نه اظهار پشیمونی کرد، نه التماس کرد! تقصیر خودش بود.......! 📗 ✍🏻به کوشش: 🍂توسط 🦋🌸🦋🌸🦋🌸🦋🌸🦋🌸 🔸جهت مشاهده و تهیه کتاب به واقع در یادمان شهدای نجف آباد مراجعه نمایید. 🌷منتظرتون هستیم... ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
💠 خاطراتی از شهید مصطفی کاظم زاده به نقل از همرزم و برادر قسم خورده اش شهید مصطفی کاظم زاده در 9 شهریورماه 1344 در محله شاهپور متولد شد. ماجرای بین حمید و مصطفی از همین برادری‌هاست که دو نوجوان کم‌سن‌وسال باهم راهی جبهه می‌شوند و درنهایت نیز شهادت مصطفی او را از حمید، که برادر واقعی‌اش شده بود، جدا می‌کند. نویسندۀ این اثر خود راوی و هم‌رزم و همراه شهید است، از زمان اولین برخورد، حضور در چادر وحدت برای مقابله با گروه‌های منافقین و معترضین جمهوری اسلامی، گرفتن رضایت خانواده و حضور در جبهه جنگ، اعزام به منطقۀ سومار و شهادت مصطفی... شرح این رفاقت آن‌قدر شیرین است که وقتی به لحظۀ جدایی آن دو می‌رسد، حمید می‌گوید: «دیدم که جانم می‌رود.»   📗 🍃به کوشش: 🍂توسط 🦋🌸🦋🌸🦋🌸🦋🌸🦋🌸 🔸جهت مشاهده و تهیه کتاب به فروشگاه سربه راه واقع در یادمان شهدای نجف آباد مراجعه نمایید. 🌷منتظرتون هستیم... 🦋🌸🦋🌸🦋🌸🦋🌸🦋🌸 ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji1370/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
📿 🌱 عباس به ما نشان داد که شهدای ما آدم‌هایی معمولی با ویژگی‌های خاص بوده‌اند. ما تا پیش از شهادت عباس فکر می‌کردیم جنس آسمانی شهدا، دست‌نیافتنی است. تقصیری نداشتیم. از شهدا یک سری کلیپ دیده بودیم و تعدادی خاطره خوانده بودیم؛ همین! اما با عباس زندگی کردیم. دیدیم که شهادت چگونه به او می‌آمد. عباس یک انسان معمولی بود، اما ارتباط ویژه‌اش با خدا، او را از دیگران متمایز می‌کرد. "اولین بند دستورالعمل عبادی عباس، نماز اول وقت بود."نماز آخرش را هرگز از یاد نمی‌برم. نماز ظهر را در تیررس دشمن اقامه کرد، مثل یاران امام حسین (علیه‌السلام). حتی در این شرایط هم آرام بود و این موقعیت خطرناک از کیفیت نمازش کم نمی‌کرد. نمی‌دانستیم در این نماز آخر میان عباس و خدا چه گذشته است که پای عباس ساعتی بعد به پلهٔ کمال رسید. ساعتی بعد از این نماز بود که دو موشک تاو ضد تانک هدایت‌شونده، مأمور شدند تا عباس را به سوی بهشت هدایت کنند. ✍به نقل از امیر قرالو، هم‌رزم شهید 🔖بریده‌ای از کتاب «آخرین نماز در حلب» زندگی‌نامه شهید مدافع حرم (صفحه ۵٠ ، با اندکی تصرف) 🆔 @yadmanshohada
3.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 📘 کتاب « »، روایتی داستانی از کودکی تا شهادت شهید مدافع حرم، محسن حججی» به قلم « محمد علی جعفری» 🩸محسن اسفندماه سال ١٣٩٢ به استخدام سپاه درآمد و با عنوان پاسدار عازم سوریه برای مجاهدت و دفاع از حرمین شد. در سحرگاه ١۶ مرداد ١٣٩۶ عناصر تکفیری-تروریستی داعش به مواضع جبهۀ مقاومت حمله کردند و در نهایت محسن توسط عناصر تروریستی به اسارت درآمد. دو روز بعد این رزمندۀ دلاور را به شهادت رساندند و این جنایت را رسانه‌ای کردند. لازم به ذکر است این کتاب حاوی تصاویر، اسناد و دل‌نوشته‌های محسن حججی است. ازجمله آثار نویسنده می‌توان به آرام جان، عمار حلب، عروسی لاکچری و... اشاره کرد. ❄️🌹❄️🌹❄️🌹❄️🌹❄️🌹 🔸جهت مشاهده و تهیه کتاب به واقع در یادمان شهدای نجف آباد مراجعه نمایید. 📌 🆔 https://eitaa.com/nashreshahidkazemi 🆔 @yadmanshohada
📔 مثل یک خواب شیرین شهید مدافع حرم سردار حاج حمید مختاربند به روایت همسر... ✍🏻 به قلم طیبه مختاربند 🔴 به زودی... 🦋🌸🦋🌸🦋🌸🦋🌸🦋🌸 🍃 با ما همراه باشید... 📌 ╭━━⊰⊰⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╮ https://www.instagram.com/mohsen_hojaji.ir/ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰⊰⊰❀❤️❀⊱⊱⊱⊱⊱━━╯
در دفتر گردان تابلو اعلاناتی بود که برنامه ها را بر آن نصب می کردیم. محسن مرتب روی تابلو چندتا کتاب می گذاشت، معمولا کتاب ها کوچک بودند و مربوط به دفاع مقدس، مدام از بچه ها می خواست که در مواقع بیکاری نگاهی به کتاب ها بیندازند.یادم نمی رود اولین کتابی که خواندم شاهرخ حر انقلاب بود. (واقع در یادمان شهدا) 🔶@yadmanshohada🔶
📚برش کتاب: یه چیزی بگم نه نمیگی؟ با تعجب پرسید:" چی شده حمید؟ اتفاقی افتاده؟" گفت:" میشه یه تک پا با هم بریم هیئت؟ باور کن کسایی که اونجا میان خیلی صمیمی و مهربوند، الان هم ماشین رفیقم بهرام رو گرفتم که با هم بریم، تو یه بار بیا اگه خوشت نیومد دیگه من چیزی نمیگم." قبلا هم یکی دوبار وقتی حمید می‌خواست هیئت برود اصرار داشت همراهی‌اش کنم؛ اما من خجالت می‌کشیدم و هر بار به بهانه‌ای از زیر بار هیئت رفتن فرار می‌کردم. از تعریف‌هایی که حمید می‌کرد احساس می‌کردم جو هیئت‌شان خیلی خودمانی باشد و من آنجا در بین بقیه غریبه باشم. 🔹️شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی به روایت همسر شهید 🔸️ 🔸️به قلم 🔸جهت مشاهده و تهیه کتاب به واقع در یادمان شهدای نجف آباد مراجعه نمایید. 📌 ╭━━⊰⊰⊰❀🇮🇷❀⊱⊱⊱━━╮ @yadmanshohada ╰━━⊰⊰⊰❀🖤❀⊱⊱⊱━━╯