5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤍یه جایی تو قرآن میخونیم:
إِنِّي أَنَا رَبُّكَ
انگار خدا در گوشت میگه:
خدات منم ، بیخیالِ بقیه
🌱استاد_عالی
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤲افریدگارا دستانم خالی
ولی دلم قرص است...
چون تو هستی...
توکل میکنم و اطمینان دارم قدرتت
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ـ🌱🌱🌱
می ترسم از بعضی آدم ها...
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭند؛
ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺗﻮﺿﯿﺤﯽ ﺭﻫﺎﯾﺖ
ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺎﯼ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﺖ
ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ
ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ،
ﻓﺮﺩﺍ ﺧﺸﻢ ﻭ ﻗﻬﺮ و نامهربانیﺷﺎﻥ را!
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻗﺪﺭﺷﻨﺎﺱ
ﻣﺤﺒﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ،
ﻓﺮﺩﺍ ﻃﻠﺒﮑﺎﺭ ﻣﺤﺒﺘﺖ!
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﺮﺵ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ؛
ﻓﺮﺩﺍ ﺳﺨﺖ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻨﺖ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ!
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
964.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حکایت،
تو بندگی،چو گدایان به شرط مزدمکن
که خواجه خود روش بنده پروری داند
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🤍🌼🤍🌼🤍🌼🤍🌼
🌱یا خیر الناصرین
ای بهترین یاور و یاری دهنده
یکی از اسمهای خداست
تا حالا با این اسم صداش کردی؟؟
وقتی که احساس کردی کم آوردی
نیروت کمه!!
انرژی نداری؟؟
صداش بزن
بگو خدای عزیزم 💚
تویی که منبع انرژی جهانی
تویی که اگه اراده کنی به هر چیزی
نیرو میدی و هر چیزی رو به حرکت در میاری
کمکم کن
دست مو بگیر
من بهت اعتماد دارم و پشتم فقط تو این دنیا به تو گرمه🙏
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗حکایت
▪️برای شاهزاده ای، تعدادی برده ی جدید آورده بودند.
برده ها در غل و زنجیر های سنگین، سر خود را پایین انداخته و ایستاده بودند.
▫️فقط یکی از آنها شاد به نظر می رسید و حتی زیر لب آهنگی هم زمزمه می کرد!
او با وجود اینکه طعم تازیانه ی نگهبان را چشید، ولی دست از خواندن بر نداشت.
▪️شاهزاده با تعجب از او پرسید: ای مرد! چطور می توانی با این وضعیتی که داری، احساس شادی و شعف کنی؟! ما که آزادیم، همانند تو احساس شادمانی و خوشبختی نمی کنیم...
▫️برده جواب داد: چرا شاد نباشم؟! شما فقط پاهای مرا به زنجیر کشیده اید، اما قلب و روح من آزاد است و کسی نمی تواند آن را به بند بکشد.
شاهزاده به نگهبان دستور داد: این مرد را آزاد کنید، زنجیر کردن او بیهوده است...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دارم میرم پیش خدا :))))🌱
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗حکایت
▪️برای شاهزاده ای، تعدادی برده ی جدید آورده بودند.
برده ها در غل و زنجیر های سنگین، سر خود را پایین انداخته و ایستاده بودند.
▫️فقط یکی از آنها شاد به نظر می رسید و حتی زیر لب آهنگی هم زمزمه می کرد!
او با وجود اینکه طعم تازیانه ی نگهبان را چشید، ولی دست از خواندن بر نداشت.
▪️شاهزاده با تعجب از او پرسید: ای مرد! چطور می توانی با این وضعیتی که داری، احساس شادی و شعف کنی؟! ما که آزادیم، همانند تو احساس شادمانی و خوشبختی نمی کنیم...
▫️برده جواب داد: چرا شاد نباشم؟! شما فقط پاهای مرا به زنجیر کشیده اید، اما قلب و روح من آزاد است و کسی نمی تواند آن را به بند بکشد.
شاهزاده به نگهبان دستور داد: این مرد را آزاد کنید، زنجیر کردن او بیهوده است...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دارم میرم پیش خدا :))))🌱
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗حکایت استاد مشنگ و شاگرد زرنگ
در زمانهای قدیم استادی بود که در مکتب اش از همه قشر و سن و سالی شاگرد داشت. از بچه و بزرگ و پیر و جوان گرفته تا کارگر و تاجر و بقال و نقال و چقال. یک روز برای استاد با چاپار سریعالسیر پیام کوتاهی رسید که به آن پیامک میگفتند.
در پیامک نوشته شده بود برای سرمایهگذاری در پروژه ساخت کاروان سرایی در هشت هزار فرسنگی آبادی، کافی است روزی یک کیسه اشرفی پرداخت کنید تا بعد از شش ماه صاحب یک غرفه در آن کاروان سرا شوید. استاد که ادعایش در همه زمینهها دهان یاوهگویان را جر میداد، این بار دو دل شد.
از یک طرف دهانش آب افتاده بود تا در این کار سرمایهگذاری کند، از یک طرف عقلش میگفت این کار به این راحتیها نیست. برای همین از یکی از شاگردانش که تاجر ورشکستهای بود مشورت خواست. بقیه شاگردان افزودند: «استاد! این که خودش هشتش گروی نه اش است و هرچه داشته حتی کلیه و قرنیه و نیم متر از روده بزرگش را هم در سرمایهگذاریها و تجارتهای داغانش از دست داده. چرا میخواهید با این آدم شکستخورده مشورت کنید؟»
استاد در جواب شاگردان افزود: «کسی که شکست خورده در مقایسه با کسی که چنین تجربهای نداشته، هزاران قدم جلوتر است. او روی دیگر موفقیت را به وضوح دیده و بهتر از هر کس دیگری میتواند چاههای منتهی به شکست را به ما نشان دهد.» شاگردان از این حرف استاد کپ کردند و زبان به دهان گرفتند.
آن شخص ورشکسته در سه جلسه فشرده یک ساعت و نیمه به استاد مشاوره داد و استاد را راضی کرد تا در آن پروژه سرمایهگذاری کند. استاد هم با آن همه ادعایش خام شد و هرچه داشت و نداشت سرمایهگذاری کرد و شش ماه که هیچ، شش سال بعد هم به نتیجهای نرسید و دار و ندارش را به باد داد.
بعدها از یکی از شاگردانش که داروغه بود خبردار شد همان تاجر ورشکسته، خودش بنیان گذار آن پروژه خیالی بوده و با این کلک میلیاردها کیسه اشرفی کلاهبرداری کرده و متواری شده است. آن جا بود که استاد فهمید خیلی هم نباید به آدمهای شکستخورده اعتماد کرد و عقل هم خوب چیزی است گاهی!
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ـ🌱🌱🌱
کاش دوستی آدم ها مثلِ
رفاقتِ چشم و دست بود
وقتی دست زخم میشه
چشم گریه میکنه
وقتی چشم گریه میکنه
دست اشکاشو پاک میکنه...!
ببینید حتی حیوانات هم این معجزه رو حس میکنن ...
قدر همدیگہ رو بدونید ...🌱
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751