1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼 دنیا هفت رو دارد:
1- خوشی و شادی
2- ناخوشی و اندوه
3- عافیت و تندرستی
4- موفقیت و کامیابی
5- بخشش و آمرزش
6- احترام و محبت
7- چشم پوشی و نادیده گرفتن بدی ها. از خدا می خواهم که
اولی را نصیب شما کند؛
دومی را از شما دور کند؛
با سومی شما را بپوشاند؛
چهارمی را در مسیرتان قرار دهد
و پنجمی قسمتتان
ششمی از طرف من تقدیم شما
و هفتمی را هم از شما درخواست دارم.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🌼🤍🌼🤍
وقتی یک چای تلخ
مقابلتان میگذارند چه میکنید
با یکی دو حبه قند
آن را شیرین میکنید
و نوشیدنش را
بر خود گوارا میسازید
سختیهای زندگی
مثل همان چای تلخ است
و نعمتهای الهی درست شبیه
همان حبههای قند
️و از آنجا که زندگی انسان
بیرنج و مرارت نمیتواند باشد
️خـداونـد توصیه میکند
نعمتهای مرا به یاد آورید...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هیچگـاه نگـــران حـرف های مردم نبــاش
همین ڪه وقتشـان رامیگـذارند
تا پشت سرت حرف بزننـد
یعنی شخـص مهمی هستی...!
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
#درد_دل
🍁 توی زندگی، آدما با خيليا حرف میزنن،
اما با همشون درد و دل نمیكنن.
🍁درد و دل كردن، مثل جار زدن نقطه ضعفه. عين اين میمونه كه خودت رو در برابر يكی ديگه خلع سلاح كنی. حالا دیگه آدم بیدفاع با يه تلنگر زمين میخوره.
🍁واقعیت اینه که همهی حرفا رو نبايد گفت، همهی اشكا رو نبايد ريخت، اما كسی كه تا پای درد و دل كردن میره، يعنی ديگه چيزی واسهی از دست دادن نداره.
🍁سخته يه روز، مو به موی خودت رو واسه يه نفر وا كنی، بعد همون يه نفر، كنار بشينه و آب شدنت رو تماشا كنه.
🍁یاد بگیریم خیلی وقتها؛
حتی دوستان صمیمی هم لیاقت درد دل کردن ندارند.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
✨تاجر ثروتمند و چهار همسر او
🔹در روزگار قدیم تاجر ثروتمندی بود که چهار همسر داشت. همسر چهارم را بیشتر از همه دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت پذیرایی می کرد. بسیار مراقبش بود و بهترین چیزها را به او می داد.
🔸همسر سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار می کرد. نزد دوستانش او را برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مرد دیگری برود و تنهایش بگذارد.
🔹واقعیت این بود که او همسر دومش را هم بسیار دوست داشت. او بسیار مهربان بود و دائماً نگران و مراقب مرد بود. مرد در هر مشکلی به او پناه میبرد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.
🔸 اما همسر اول مرد زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود. اما اصلاً مورد توجه مرد نبود. با وجود این که از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد و تقریباً هیچ توجهی به او نداشت.
🔹 روزی مرد احساس کرد به شدت بیمار است و به زودی خواهد مرد.
به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت: من اکنون چهار همسر دارم ،اما اگر بمیرم دیگر کسی را نخواهم داشت، چه تنها و بیچاره خواهم شد ! بنابراین تصمیم گرفت با همسرانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند.
🔸 اول از همه سراغ همسر چهارمش رفت و گفت: من تو را از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟
زن به سرعت گفت: "هرگز” ؛ همین یک کلمه و مرد را رها کرد.
🔹 مرد با قلبی که به شدت شکسته بود به سراغ همسر سومش رفت و گفت: من در زندگی تو را بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟
زن گفت: البته که نه ! زندگی در این جا بسیار خوب است . تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم. قلب مرد از این حرف یخ کرد.
🔸 مرد تاجر به همسر دوم رو آورد و گفت: تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر، میتوانی در مرگ همراه من باشی؟
زن گفت : این بار با دفعات دیگر فرق دارد. من نهایتاً می توانم تا گورستان همراه تو بیایم اما در مرگ … متأسفم !
🔹گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد. در همین حین صدایی او را به خود آورد: من با تو می مانم ، هر جا که بروی تاجر نگاهی کرد ، همسر اولش بود که پوست و استخوان شده بود. غم سراسر وجودش را تیره و تار کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و به آرامی گفت: "باید آن روزهایی که می توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت می بودم…
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃بـــــزرگ فکــــــر کن
"تقدیــــر" تقویم افراد عادی ست ..
و "تغییـــــر" تدبیر افراد عالی ..
نگذار ذهن های کوچک متقاعدت کنند
که رویاهات زیادی بزرگند ..
موقع خسته شدن به دو چیــــز فکر کن:
-آنهایی که منتظر شکست تو هستند تا به تو بخندند ..
-آنهایی که منتظر پیروزی تو هستند تا با تو بخندند.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
رشد کردن یعنی :
- یاد بگیریم که برای ارتباط با افرادی که به عمد در دسترس نیستند،
دست و پا نزنیم.
- شجاعت این را داشته باشیم که داستانمان را با کسی که به او اعتماد داریم،
در میان بگذاریم.
- بتوانیم رشته افکار منفی خود را پاره کنیم تا نگذاریم
ما را در خود غرق کنند
- به نقطه ای برسیم که دیگر هر فکری که به ذهنمان خطور کرد را باور نکنیم
- قادر باشیم قبل از هر حرکتی، کمی مکث کرده و شرایط را واقع بینانه بررسی کنیم
- به اندازه کافی شجاع باشیم
تا گفتگویی را که همیشه از آن اجتناب میکردیم انجام دهیم
- بدون اینکه خودمان را سرزنش کنیم، مسئولیت کارهایمان را
بر عهده بگیریم
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مردم به دنبال معجزه هستند، اما در بيشتر اوقات تعريفی كه از معجزه دارند، درست نيست.
معجزه است اگر بتوانی
با كلامت، جنگی را خاموش كنی
و صلح را برقرار.
در جاييكه نتوانی كمك كنی، با نگاهت مهربانی را توسعه دهی.
ببخشی، در جاييكه ميتوانی انتقام بگيری
رنج ديگران، رنج تو باشد.
به جای اينكه همه مردم دنيا را تغيير دهی، خودت را تغيير بدهی.
برای موفقيت ديگران دعا كنی.
خانه ات محلی برای آرامش باشد.
اینها معجزه است
معجزه است انسان بودن
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗داستان_کوتاه
کینهی_مار
در شهر همدان کسى مىخواست زیرزمین خانهاش را تعمیر کند.
در حین تعمیر، به لانه مارى برخورد که چند بچه مار در آن بود. آنها را برداشت و در کیسهاى ریخت و در بیابان انداخت.
وقتى مادر مارها به لانه برگشت و بچههایش را ندید ، فهمید که صاحبخانه بلایى سر آنها آورده است؛ به همین دلیل کینه او را برداشت.
مار براى انتقام، تمام زهر خود را در کوزه ماستى که در زیرزمین بود، ریخت.
از آن طرف، مرد، از کار خود پشیمان شد و همان روز مارها را به لانهشان بازگرداند . وقتى مار مادر، بچههاى خود را صحیح و سالم دید، به دور کوزه ماست پیچید و آن قدر آن را فشار داد که کوزه شکست و ماستها بر زمین ریخت.
شدت زهر چنان بود که فرش کف خانه را سوراخ کرد.
این کینه مار است، امّا همین مار، وقتى محبّت دید، کار بد خود را جبران کرد، امّا بعضى انسانها آن قدر کینه دارند که هر چه محبّت ببینند، ذرّهاى از کینهشان کم نمی شود.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
571.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘــﺎ ﮔﺮ ﺑﺸﮑﻨﺪ ﺑﺎ ﻧﺴﺨﻪ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ
ﭼﺸﻢ ﮔﺮﻳﺎﻥ ﻫﻢ ﺩﻣﻲ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ
ﺳﻴــﻞ ﺑــﺎﺭﺍﻥ ﮔــــﺮ ﺑﺒــــﺎﺭﺩ ﺍﺯ ﻧﺴﻴـــــﻢ ﺻﻮﺭﺗﻲ
ﻏــﻢ ﻣﺨـــﻮﺭ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻩ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ
ﻣﺨﺘﺼــــﺮ ﮔــﻮﻳﻢ ﺍﮔـــﺮ ﻭﻳــﺮﺍﻥ ﺷـﻮﺩ ﮐﺎﺷﺎﻧﻪ ﺍﻱ
ﺟــﺎﻱ ﻫــﺮ ﻭﻳــﺮﺍﻧﻪ ﺍﻱ ﮐﺎﺧــﻲ ﻧﻤﺎﻳـﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ
ﺍﻱ ﺧــﺪﺍ ﻫــﺮﮔﺰ ﻧﺒﻴﻨـــﻢ ﺑﺸــﮑﻨﺪ ﻗﻠـــﺐ ﮐﺴﻲ
ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﺎطﻨﺶ ﺍﺯ ﺭﻳﺸـﻪ ﻭﻳـــﺮﺍﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💐وقتی چترت خداست ...
بگذار ابر سرنوشت هر چقدر میخواهد ببارد
وقتی دلت با خداست ...
بگذار هر کسی میخواهد دلت را بشکند
وقتی توکلت با خداست: ...
بگذار هر چقدر میتوانند با تو بی انصافی کنند
وقتی امیدت با خداست: ...
بگذار هر چقدر میخواهند ناامیدت کنند
وقتی یارت خداست: ...
بگذار هر چقدر میتوانند نارفیق باشند
بگذار آسمان ببارد...
باکی نیست...
تو با #خدا بمان
چون چتر خدا بزرگترین چتر دنیاست...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751