eitaa logo
داستان های جذاب
69هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
9.5هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میبخشم تا قلبم فقط جای مهر و محبت باشه نه کینه جای دوست داشتن باشه نه تنفر... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📗 برای ملاقات شخصی به یک بیمارستان روانی رفتیم. بیرون بیمارستان غُلغله بود. چند نفر سر جای پارک ماشین دست به یقه بودند. چند راننده مسافرکش سر مسافر باهم دعوا داشتند! وارد حیاط بیمارستان که شدیم، دیدیم جایی است آرام و پر درخت. بیماران روی نیمکتها نشسته بودند و با ملاقات کنندگان گفت و گو می‌کردند. بیماری از کنار ما بلند شد و باکمال ادب گفت: من می‌روم روی نیمکت دیگری می‌نشینم که شما راحت تر بتوانید صحبت کنید. پروانه زیبایی روی زمین نشسته بود، بیماری پروانه را نگاه می‌کرد و نگران بود که مبادا زیر پا له شود. آمد آهسته پروانه را برداشت و کف دستش گذاشت تا پرواز کند و برود. ما بالاخره نفهمیدیم بیمارستان روانی اینور دیوار است یا آنور دیوار؟ ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
25.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای شنیدنی از زیارت اباعبدالله الحسین علیه السلام ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
معنی دست ما کوتاه و خرما بر نخیل چیست؟ ۱- یعنی موفقیت را با چشم خود می بینیم و راه رسیدن به هدفمان در درسترس است ولی ما خودمان ناتوان هستیم و ابزار لازم برای رسیدن به مقصود خود را نداریم. ۲- این ضرب المثل، یکی از بیت های شعر جناب حافظ است که می فرماید: پای ما لنگ است و منزل بس دراز دست ما کوتاه و خرما بر نخیل یعنی: برای وصال معشوق حقیقی، راه طولانی است اما پای ما ناتوان از طی کردن این مسیر است. این راه برای همه باز است و هرکسی می تواند در آن قدم بگذارد و به وصال حقیقی برسد ولیکن ما خودمان نمی توانیم با این پای لنگ و نداشتن وسیله ای مناسب، خود را سریعتر به آن برسانیم. ۳- این مَثل را زمانی استفاده می کنند که کسی می داند چطور به موفقیت برسد و چه مسیری را طی کند، اما با توجه به محرومیت های خود و کمبود برخی امکانات، فعلا نمی تواند به هدفش برسد. هدف و مقصود انسان به میوه خرمایی تشبیه شده که روی درخت بلند خرما خودنمایی می کند ولی انسانی که پایش ناتوان و دستش کوتاه است، با اینکه با چشمانش این خرما (یعنی موفقیت و هدف) را نظاره می کند اما نمی تواند فعلا به او برسد. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"نظر دیگران درمورد تو هیچ ربطی به تو نداره" یکی ممکنه فکر کنه تو افسرده ایی ،بخیلی، زشتی، نامهربونی، موفق و خوشبخت نیستی و یا هر صفت ناپسند دیگه ایی رو به تو نسبت بده تو روانشناسی یه اصطلاح هست که بهش میگن فرافکنی! فرافکنی یعنی افراد برای اینکه اضطراب خودشون رو کم کنن، امیالشون رو به دیگران تحمیل میکنن، یعنی فرد تمایلات ناپسند خودش رو به دیگران نسبت میده برای اینکه از احساس گناه خودش کم کنه! مثلا فردی که خودش دزده، همه رو دزد میدونه چون نامهربونه، همه رو مثل خودش میبینه و یا چون دروغگوعه، همه رو دروغگو میدونه... وقتی راجع به فرافکنی بدونی، متوجه میشی که نظر مردم راجع به تو صرفا حاصل از تراوشات ذهنشونه! پس حتی ثانیه ایی هم ذهنتو درگیر حرف مردم راجع به خودت نکن چون نظر دیگران درمورد تو، هیچ ربطی به تو نداره...!👌 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗داستان کوتاه توی اتوبوس، بغل دست یه آقای میانسال نشسته بودم. تلفنش زنگ خورد و جواب داد: سلام عزیز دلم! سلام همه کس و کارم! سلام زندگیم! قربونت برم دخترم... بعدش هم دخترش گوشی رو داد به مادر و باز هم همان مهربانی در کلام. چقدر کیف کردم از این رابطه‌ی پدر و دختری. دیدم پدری که این ‌همه مهربانی بی‌سانسور خرج دخترش می‌کنه، مگه میشه پیش خدا مقرب نباشه؟ دختری که این‌همه مهر از پدر می‌گیره مگه ممکنه چهار روز دیگه دست به دامن غریبه‌ها بشه برای جلب محبت؟! توی جامعه که با هم مهربان نیستیم و مشغول خراش دادن دل‌های هم هستیم، اقلا در خانواده به هم محبت کنیم. همین شاید تمرینی بشه برای مهربان بودن با دیگران... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
439.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وفاداری رو با وفاداری جبران کن ، نمک نشناسی و خیانت رو با فاصله گرفتن ...! اونی که لیاقت نداره خوب نداره دیگه ... هیچوقت غصه ی کم سعادتی بقیه رو نخور ...! هیچکس ارزش اینو نداره که به خاطرش از عمر و آرامشت بگذری..! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
••• هیچ سنگ قبری جواب سلام هیچ فردی رو نمیده! ما همیشه بعد از رفتنِ کسی میگیم: ای وای... بعد از ، از دست دادنِ چیزی میگیم: ای کاش... ما کلا همیشه یک عده آدمی هستیم که دیر می‌بینه، دیر می‌رسه، دیر می‌فهمه، دیر می‌خواد...! ما حتی آدم‌هایی هستیم که همیشه دیر رها میکنیم تمامِ چیزایی رو که آزارمون می‌دادند یا جایی هستیم که قدرِ ما رو نمی‌دونن... یا خودمون قدرِ جایی که هستیم رو نمی‌دونیم🙃 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗داستان ضرب المثل دشمن دانا بلندت می‌کند، بر زمینت می‌زند نادان دوست در روزگاران قدیم، شهری توسط فرمانروایی عادل و مهربان اداره می‌شد. او به نیازمندان کمک می‌کرد و از ضعفا در برابر ظلم و ستم ثروتمندان حمایت می‌نمود. با این حال، این رفتار او باعث شده‌بود دشمنان زیادی پیدا کند. بسیاری از آن‌ها طی سال‌ها تلاش کرده‌بودند که در لباس محافظان، شبانه او را به قتل برسانند. همسر فرمانروا که شاهد خیانت‌های مکرر اطرافیان وی بود، پیشنهاد داد تا میمونی را به قصر بیاورند و تربیت کنند تا شب‌ها کنار فرمانروا پاسبانی دهد. او معتقد بود میمون به عنوان حیوانی که از روابط انسانی و حسادت‌های آن‌ها بی‌خبر است، تنها کسی را که با محبت رفتار می‌کند، می‌شناسد و به او خدمت می‌نماید. روزی مردی که به دلیل دزدی در شهرش آواره شده‌بود، به شهر فرمانروا رسید. او خسته و گرسنه بود و چون کاری بلد نبود، تصمیم گرفت شبانه با دزدی وارد خانه‌ای شود. او در کوچه و بازار دربارهٔ مهربانی‌های فرمانروا و زیبایی قصر او شنیده بود، بنابراین تصمیم گرفت مستقیماً به قصر رفته و چیزهای ارزشمندی بدزدد. شب هنگام، مرد با حیله‌گری‌های خود موفق شد وارد اتاق خواب فرمانروا شود. او اتاقی زیبا با پرده‌های ابریشمی، مجسمه‌های طلا و نقره و عاج فیل را دید. دیوارهای اتاق با زیباترین تزئینات آراسته شده‌بودند. در گوشه‌ای میمونی را دید که مشغول بازی بود. مرد پشت پرده‌ای پنهان شد تا فرمانروا بخوابد و بتواند یکی از اشیای گران‌بها را بدزدد. ناگهان مارمولک بزرگی وارد اتاق شد و روی سینه فرمانروا نشست. میمون خنجری برداشت تا آن را بکشد که مرد دزد بی‌اختیار فریاد زد: نکن! او دست میمون را گرفت. فرمانروا از خواب بیدار شد و متحیر شد که مردی دست میمون را گرفته‌ است. مرد دزد، میمون را رها کرد و به فرمانروا احترام گذاشت و گفت: من دشمن دانای شما و این میمون دوست نادان شماست. من دزد هستم و برای دزدی آمده‌ام. اگر من نبودم، شاید این دوست نادان شما را می‌کشت. خداوند مرا برای نجات جان شما فرستاد. وقتی فرمانروا متوجه ماجرا شد، سجده شکر کرد و گفت: خداوند جان دوباره‌ای به من عطا کرد که از طریق تو بازگشت. بی‌شک دشمن دانا بهتر از دوست نادان است ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗 برای ملاقات شخصی به یک بیمارستان روانی رفتیم. بیرون بیمارستان غُلغله بود. چند نفر سر جای پارک ماشین دست به یقه بودند. چند راننده مسافرکش سر مسافر باهم دعوا داشتند! وارد حیاط بیمارستان که شدیم، دیدیم جایی است آرام و پر درخت. بیماران روی نیمکتها نشسته بودند و با ملاقات کنندگان گفت و گو می‌کردند. بیماری از کنار ما بلند شد و باکمال ادب گفت: من می‌روم روی نیمکت دیگری می‌نشینم که شما راحت تر بتوانید صحبت کنید. پروانه زیبایی روی زمین نشسته بود، بیماری پروانه را نگاه می‌کرد و نگران بود که مبادا زیر پا له شود. آمد آهسته پروانه را برداشت و کف دستش گذاشت تا پرواز کند و برود. ما بالاخره نفهمیدیم بیمارستان روانی اینور دیوار است یا آنور دیوار؟ ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
468.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاری نکنید که آدما وقتی تنها میشن تو خلوتشون با خدا از شما گله کنند . . . ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751