eitaa logo
داستان های جذاب
69.1هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
9.5هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این دعاها رو باید با طلا نوشت تقدیم به شما 🥰 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
یکی ازعلمای اهل بصره می گوید: روزگاری به فقر وتنگدستی مبتلا شدم تا جایی که من وهمسر وفرزندم چیزی برای خوردن نداشتیم خیلی بر گرسنگی صبر کردم پس تصمیم گرفتم خانه ام را بفروشم و به جای دیگری بروم. درراه یکی از دوستانم به اسم ابانصررا دیدم و او را از فروش خانه باخبرساختم پس دوتکه نان که داخلش حلوا بود به من داد و گفت : برو و به خانواده ات بده به طرف خانه به راه افتادم در راه به زنی و پسر خردسالش برخورد کردم به تکه نانی که در دستم بود نگاه کرد و گفت : این پسر یتیم و گرسنه است و نمی تواند گرسنگی را تحمل کند چیزی به او بده خدا حفظت کند آن پسر نگاهی به من انداخت که هیچگاه فراموش نمی کنم . گفتم : این نان را بگیر و به پسرت بده تا بخورد . بخدا قسم چیز دیگری ندارم و درخانه ام کسانی هستند که به این غذا محتاج ترند . اشک از چشمانم جاری شد و درحالی که غمگین و ناامید بودم به طرف خانه برمی گشتم . روی دیواری نشستم و به فروختن خانه فکر می کردم . که ناگهان ابانصر را دیدم که ازخوشحالی پرواز می کرد و به من گفت : ای ابا محمد چرا اینجا نشسته ای ! در خانه ات خیر و ثروت است ! گفتم: سبحان الله ! از کجا ای ابانصر؟ گفت : مردی از خراسان از تو و پدرت می پرسد . و همراهش ثروت فراونی است گفتم : او کیست؟ گفت : تاجری از شهر بصره است پدرت سی سال قبل مالی را نزدش به امانت گذاشت اما بی پول و ورشکست شد . سپس بصره را ترک کرد و به خراسان رفت و کارش رونق گرفت و یکی از تاجران شد و حالا به بصره آمده تا آن امانت را پس بدهد همان ثروت سی سال پیش به همراه سودی که بدست آورده خدا را شکر گفتم و به دنبال آن زن و پسر یتیمش گشتم و آنان رابی نیاز ساختم. درثروتم سرمایه گذاری کردم و یکی از تاجران شدم مقداری از آنرا هر روز بین فقرا و مستمندان تقسیم می کردم ثروتم کم که نمی شد زیاد هم می شد کم کم عجب و خودپسندی و غرور وجودم را گرفته بود و خوشحال بودم که دفترهای ملائكه را از حسناتم پر کرده بودم و یکی از صالحان درگاه خدا بودم . شبی از شب ها در خواب دیدم که قیامت برپا شده و خلایق همه جمع شده اند و مردم را دیدم که گناهان شان را بر پشت شان حمل می کنند تا جایی که شخص فاسق، شهری از بدنامی و رسوایی را برپشتش حمل می کند . به میزان رسیدم که اعمال مرا وزن کنند گناهانم را در کفه ای و حسناتم را درکفه دیگر قرار دادند ، کفه حسناتم بالا رفت و کفه گناهانم پایین آمد سپس یکی یکی از از حسناتی که انجام داده بودم را برداشتند و دور انداختند چون در زیر هر حسنه (شهوت پنهانی) وجود داشت . از شهوت های نفس مثل ریاء ، غرور ، دوست داشتن تعریف و تمجید مردم چیزی برایم باقی نماند و درآستانه هلاکت بودم که صدایی را شنیدم. آیا چیزی برایش باقی نمانده؟ گفتند : این برایش باقی مانده! و آن همان تکه نانی بود که به آن زن و پسرش بخشیده بودم. سپس آنرا در کفه حسناتم گذاشتند و گریه های آن زن را بخاطر کمکی که بهش کرده بودم ، در کفه حسناتم قرار دادند، کفه بالا رفت و همینطور بالا رفت تا وقتی صدایی آمد و گفت : نجات یافت ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❣️ یک دقیقه مطالعه رو هر بندش یک دقیقه فکر کن ➊ می دونی چرا شیشه ی جلوی ماشین انقدر بزرگه ولی آینه عقب انقدر کوچیکه؟ چون گذشته به اندازه آینده اهمیت نداره. بنابراین همیشه به جلو نگاه کن و ادامه بده. ➋ دوستی مثل یک کتابه. چند ثانیه طول می کشه که آتیش بگیره ولی سالها طول می کشه تا نوشته بشه ➌ تمام چیزها در زندگی موقتی هستند. اگر خوب پیش می ره ازش لذت ببر، برای همیشه دوام نخواهند داشت. اگر بد پیش می ره نگران نباش، برای همیشه دوام نخواهند داشت ➍ اغلب وقتی امیدت رو از دست می دی و فکر می کنی که این اخر خطه ، خدا از بالا بهت لبخند می زنه و میگه: آرام باش عزیزم ، این فقط یک پیچه نه پایان ➎ وقتی خدا مشکلات تو رو حل می کنه تو به توانایی های او ایمان داری. وقتی خدا مشکلاتت رو حل نمی کنه او به توانایی های تو ایمان داره...!❤️ ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☝️زندگی همینه ...! مگر چگونه زندگی میکنیم که تا کسی می میرد میگوییم راحت شد !! خانه های بزرگ اما خانواده های کوچک داریم ، مدرک تحصیلی بالا اما درک پایینی داریم .. بی هیچ ملاحظه ای ایام میگذرانیم اما دلمان عمر نوح میخواهد !! کم میخندیم و زود عصبانی میشویم .. کم مطالعه میکنیم اما؛ همه چیز را میدانیم ! زیاد دروغ میگوییم اما؛ همه از دروغ متنفریم، زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما زندگی کردن را نه ... ساختمانهای بلند داریم اما؛ طبعمان کوتاه است بیشتر خرج میکنیم اما؛ کمتر داریم بیشتر میخریم اما؛ کمتر لذت میبریم .. فضای بیرون را فتح کرده ایم اما فضای درون را نه ! بیشتر برنامه میریزیم اما؛ کمتر عمل میکنیم عجله کردن را آموخته ایم ونه صبر کردن را ...! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨مرده شوی ترکیبش را ببرد🤗 روزی مطربی نزد مرحوم‌کرباسی که از علمای عهد فتحعلی شاه بود آمد و حکم شرع را در مورد رقصیدن پرسید. کرباسی با عصبانیت جواب داد: عملی است مذموم و فعلی است حرام. مطرب پرسید : حضرت آقا، اگر من دست راستم را بجنبانم حرام است؟ مرحوم کرباسی گفت: خیر! مطرب پرسید : اگر دست چپم را بجنبانم؟! مرحوم کرباسی گفت: خیر! سپس مطرب از حکم شرعی در مورد تکان دادن پای راست و چپ پرسید. و هر بار مرحوم کرباسی گفتند : خیر ایرادی ندارد. اصولا دست و پا برای جنبانده شدن خلق گشته اند. مطرب که منتظر این فرصت بود از جای خود بلند شد و در مقابل دیدگان بهت زده مرحوم کرباسی و حاضران مجلس شروع به رقصیدن کرد و گفت: حضرت آقا، رقص همان تکان دادن دست ها و پاهاست که فرمودید حرام نیست. مرحوم کرباسی در جواب گفت: مفرداتش خوب است... ولی "مرده شوی ترکیبش را ببرد" به این معنی که تک تک امور به تنهایی خوب هستند اما مجموعشان فعل حرام است و به درد نمی خورد. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
640.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همیشه اونی برنده است که خودش رو بشناسه و به خودش احترام بذاره اینکه آدم دور بشه از ادمهای سمی ، رابطه هایی که تهش معلوم نیست ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
وقتی که خیلی بچه بودم پدرم رو از دست دادم! مادرم بهم گفته بود که پدرم پزشکی بوده که در جنگ کشته شده...همیشه به پدرم افتخار می‌کردم چون می‌تونست جون آدم‌ها رو نجات بده و لبخند رو لبهاشون بیاره. بزرگتر که شدم فهمیدم پدرم پزشک نبوده، اون بوده و در بمباران کشته شده، واسه همین بیشتر بهش افتخار کردم! یک پستچی می‌تونه کارهای بزرگی بکنه، می‌تونه نامه‌های مهمی را برسونه، درد و دل عاشق‌ها، خبر سلامتی سرباز ها و از همه مهمتر اینکه می‌تونه به یک انتظار بی‌مورد پایان بده، حتی با یک خبر ناگوار! انتظار آدم را خیلی خسته می‌کنه، انتظار آدم را خیلی پیر می‌کنه، همیشه باید یک پایان بخش باشه. می‌گفتن اون بمب لعنتی مستقیم به پدرم برخورد کرده، اما من بیشتر از اینکه نگران جسم نابود شده پدرم باشم، نگران نامه‌هایی هستم که همراهش بوده! نامه‌هایی که به دست کسی نرسیدن، نامه‌هایی که جوابی نگرفتن... خدا می‌دونه، شاید یکی هنوز هم منتظر باشه ... 📙 آنتارکتیکا، هشتاد و نه درجه جنوبی ✍🏻 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا اینقدر روح و روانمون رو صرف چیزی می کنیم که دوستش نداریم.......؟؟ ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
نگران حرف مردم نباش... مگه چند بار زندگی میکنی که اونم بخاطر بقیه خرابش میکنی ؟!؟! کسی از اینکه برا خودش زندگی کنه نمرده... بیاین امتحان کنید واسه خودمون زندگی کنیم.. حرف مردم مانند موج دریاست..! اگر مقابلش بایستی،خسته میشوی و اگر با آن همراهی کنی،غرق میشوی...مردم حق دارند نظر دهند و شما حق دارید آن را نادیده بگیرید... هر چقدرکمتر جواب انسان های منفی روبدید از زندگی با آرامش بیشتری برخوردارخواهید بود.به خاطرحرف مردم زندگیتو خراب نکن این مردم‌ اگر پیامبر هم بودند هزار ایراد از کار خدا میگرفتند؛ شما که جای خود دارید.. 👤 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📚ارباب و غلامی باهم همسفر شدند و در راه غلام خطایی کرد و از سوی ارباب تنبیه شد و در این هنگام غلام به اربابش حمله ور شد و ادعا کرد که او نوکر و غلام است دعواهای هردو بالا گرفت و تا به شهر رسیدند درآنجا پیش قاضی رفتند و هردو مدعی بودند که دیگری غلام است . قاضی گفت امشب را مهمان ما هستید و فردا حکم میدهم. قاضی به خدمتگزاران دستور داد تا گوتین را حاضر کنند ؛ فردا سر هردو را زیر گوتین گذاشت و با صدای بلند فریاد زد سر غلام را قطع کنید دراین هنگام غلام از ترس جان سرش را بیرون آورد و با ترس خواهش میکرد . قاضی گفت :به چه علت مدعی بودی اربابت غلامت هست ؟؟؟ و غلام پاسخ داد بعلت تعدعی از سوی او اینکار را کردم و قاضی غلام را به دست ارباب سپرد و گفت او سر به زیر شده حال با غلامت بهتر رفتار کن. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751