eitaa logo
داستان های جذاب
70هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.5هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱مردی که بدون غر زدن دو ساعت با خانمش میره خرید جاش ته بهشته 😉 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
236.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱🌱🌱 امیرکبیر گفت: «گندم بکارید، انسان پرورش دهید!» چون کشوری که نان نداشته باشد، زانو می‌زند، و کشوری که انسان نداشته باشد، سقوط می‌کند. او با اصلاح کشاورزی، ساختن دارالفنون و مبارزه با فساد، می‌خواست ایران را از وابستگی نجات دهد. امروز هم راه نجات، همان است: خودکفایی اقتصادی و تربیت نسل آگاه ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🌱🌱🌱 ماهی تا دهانش بسته باشد کسی نمی تواند آن را صید کند.. رازهایت را فاش نکن بعضی ها در آرزوی صید یک اشتباه در انتظار نشسته اند. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱برای همتون از خدا آرامش میخوام مراقب خودتون باشید💔 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔻یکی از دانشجویان مقیم اروپا تعریف می‌کرد که در سالن غذاخوری دانشگاه نشسته بود که می‌بیند یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست اروپایی است، سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند. دختر یادش می‌افتد که کارد و چنگال برنداشته و بلند می‌شود تا آنها را بیاورد. وقتی برمی‌گردد با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست، احتمالاً اهل ناف آفریقا (با توجه به قیافه‌اش)، آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست! بلافاصله پس از دیدن این صحنه، مات و مبهوت چند لحظه‌ای به این شرایط خیره می‌شود اما جلوی مرد جوان می‌نشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند می‌زند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می‌دهد. دختر اروپایی سعی می‌کند با نهایت لذت و ادب غذایش را با مرد سیاه سهیم شود. به این ترتیب، مرد سالاد را می‌خورد، زن سوپ را. هر کدام بخشی از کباب را برمی‌دارند و یکی از آنها ماست را می‌خورد و دیگری پای میوه را. همۀ این کارها همراه با لبخندهای دوستانه انجام می‌گیرد. مرد با کمرویی و زن راحت و با مهربانی لبخند می‌زنند. آنها ناهارشان را تمام می‌کنند. دختر بلند می‌شود تا قهوه بیاورد و اینجاست که پشت سر مرد سیاه‌پوست، کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی می‌بیند و ظرف غذایش را که دست ‌نخورده روی میز مانده است! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
ـ🌱🌱🌱 ملانصرالدین وقتی وارد طویله میشد به خرش سلام میکرد.... گفتن : ملا این که خره نمیفهمه که سلامش میکنی...!!! میگه : اون خره ولی من آدمم، من آدم بودن خودم رو ثابت میکنم، بذار اون نفهمه....!!! حالا اگه به کسی احترام گذاشتی حالیش نبود، اصلا ناراحت نباشید، شما آدم بودن خودتون رو ثابت کردید، بذار اون نفهمه... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🌱🌱🌱 کاش بچه‌ها نمی‌مردند... کاش برای مدتی کوتاه به آسمان می‌رفتند؛ و آنگاه که جنگ تمام شد سلامت به خانه باز می‌گشتند، و وقتی پدر و مادرشان می‌پرسیدند کجا رفته بودید؟ می‌گفتند رفته بودیم با ابرها بازی کنیم...! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
افسردگی بهایی است که انسان برای شناخت خود میپردازد. هرچه عمیق تر به زندگی بنگری؛ به همان مقدار هم عمیق تر رنج میکشی . . . 🌱اروین دیوید‌ یالوم ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗شاید در بهشت بشناسمت! این جمله سرفصل یک داستان بسیار زیبا و پندآموز است که در یک برنامه‌ی تلوزیونی مطرح شد. مجری یک برنامه‌ی تلوزیونی که مهمان او فرد ثروتمندی بود، این سوال را از او پرسید: مهم‌ترین چیزی که شما را خوشبخت کرد چه بود؟ فرد ثروتمند چنین پاسخ داد: چهار مرحله را طی کردم تا طعم حقیقی خوشبختی را چشیدم. در مرحله‌ی اول گمان می‌کردم خوشبختی در جمع‌آوری ثروت و کالاست، اما این چنین نبود. در مرحله‌ی دوم چنین به گمانم می‌رسید که خوشبختی در جمع‌آوری چیزهای کمیاب و ارزشمند است، ولی تاثیرش موقت بود. در مرحله‌ی سوم با خود فکر کردم که خوشبختی در به دست آوردن پروژه‌های بزرگ مانند خرید یک مکان تفریحی و غیره است، اما باز هم آن‌طور که فکر می‌کردم نبود. در مرحله‌ی چهارم اما یکی از دوستانم پیشنهادی به من داد. پیشنهاد این بود که برای جمعی از کودکان معلول صندلی‌های مخصوص خریده شود، و من هم بی‌درنگ این پیشنهاد را قبول کردم. اما دوستم اصرار کرد با او به جمع کودکان رفته و این هدیه را خود تقدیم آنان کنم. وقتی به جمعشان رفتم و هدیه‌ها را به آنان تحویل دادم، خوشحالی که در صورت آنها نهفته بود واقعا دیدن داشت! کودکان نشسته بر صندلی خود به شادی و بازی پرداخته و خنده بر لب‌هایشان نقش بسته بود. اما آن چیزی که طعم حقیقی خوشبختی را با آن حس کردم چیز دیگری بود! هنگامی که قصد رفتن داشتم، یکی از آن کودکان آمد و پایم را گرفت! سعی کردم پای خود را با مهربانی از دستانش جدا کنم اما او درحالی که با چشمانش به صورتم خیره شده بود این اجازه را به من نمی‌داد! خَم شدم و خیلی آرام از او پرسیدم: آیا قبل از رفتن درخواستی از من داری؟ این جوابش همان چیزی بود که معنای حقیقی خوشبختی را با آن فهمیدم... او گفت: می‌خواهم چهره‌ات را دقیق به یاد داشته باشم تا در لحظه‌ی ملاقات در بهشت، شما را بشناسم. در آن هنگام جلوی پروردگار جهانیان دوباره از شما تشکر کنم! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
:دو بیت زیبا از کمال خجندی که میگه هیچ حالی را بقایی نیست بی صبری مکن چون شب صبحت درآید روز هجران بگذرد در غم و شادی بباید ساختن با روزگار زانکه از دور زمان هم این و هم آن بگذرد ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید کلیشه‌ای به نظر بیاد ولی تاثیر افکار بر بدن ثابت شده است ، پس ساده نگذریم ازش ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751