eitaa logo
داستان های جذاب
70.2هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.5هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
از زمین خوردن کسى شاد مشو که نمیدانى گردش، روزگار براى تو چه در آستین دارد! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
ـ🌱🌱🌱 جدی نگیر آسون بگیر هدف من در زندگی شاد بودن است و آرام بودن هیچ چیز مرا ناراحت نمیکند چون احساس خیلی خیلی خوبی دارم مسائل را جدی نمیگیرم، از هیچ چیزی نمی‌ترسم چون باور دارم هر کاری می‌شود جز،منفعت بمن نمیرساند، حتی آن کار هایی که قلبم را به درد می آورد.. من انتخاب کردم هر روز که بیدار می‌شوم بگویم: وخدا برایم کافی ست. من انتخاب کردم شاد و مثبت باشم. افکار شاد و مثبت تولید کنم. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗 مردی از یکی از دره های پیرنه در فرانسه می گذشت ، که به چوپان پیری برخورد. غذایش را با او تقسیم کرد و مدت درازی درباره ی زندگی صحبت کردند . بعد صحبت به وجود خدا رسید . مرد گفت : اگر به خدا اعتقاد داشته باشم باید قبول کنم که آزاد نیستم و مسئول هیچ کدام از اعمالم نیستم . زیرا مردم میگویند که او قادر مطلق است و اکنون و گذشته و آینده را می شناسد… چوپان ناگهان و بی مقدمه زیر آواز زد و پژواک آوازش دره را آکند ! بعد ناگهان آوازش را قطع کرد و شروع کرد به ناسزا گفتن به همه چیز و همه کسی !!! صدای فریادهای چوپان نیز در کوهها پیچید و به سوی آن دو بازگشت . سپس چوپان گفت : زندگی همین دره است ، آن کوهها ، آگاهی پروردگارند ؛ و آوای انسان ، سرنوشت او آزادیم آواز بخوانیم یا ناسزا بگوئیم، اما هر کاری که می کنیم، به درگاه او می رسد و به همان شکل به سوی ما باز می گردد خداوند پژواک کردار ماست … آدمی ساخته ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشیده است. (مترلینگ) ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. 🔻 اهمیت نیازهای همسر به والدین در زندگی مشترک از زبان سعید عزیزی روانشناس ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
ـ🌱🌱🌱 اکثر مردم زنحیرهای خود را میبوسند و نام آن را آزادی میگذارند. – ژان ژاک روسو حقیقت ابتدا مورد تمسخر قرار میگیرد، سپس به شدت مورد مخالفت قرار میگیرد، و در نهایت به عنوان یک واقعیت بدیهی پذیرفته میشود. – آرتور شوپنهاور تنها چیزی که از دانستن حقیقت سختتر است، پذیرش آن است. – نیچه چشمانت را باز کن، که هیچ بردهای بیش از کسی که به اشتباه گمان میکند آزاد است، گرفتار نیست. – یوهان ولفگانگ فون گوته ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼🤍 چه زیبا میگه سلیم_تهرانی هرچه کردم شکر، آن را روزگار از من گرفت! شکر نشنیده است، پنداری شکایت می‌کنم! حرف چون در وقت خود باشد به جایی می‌رسد از تو دارم شکوه‌ها، اما قیامت می‌کنم..! چون به لطفت خو گرفتم، کار مشکل می‌شود مهربانی پر نکن با ما، که عادت می‌کنم..! این دلِ دیوانه دیگر، قابل اصلاح نیست من چه بی عقلم که.... 🌱رشید_کاکاوند ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
26.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگرانی امروز مشکل فردای شما رو حل نمی کنه ... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اصلاً مهم نیست در گذشته ی شما چه اتفاقی افتاده شما از همین لحظه چند تا انتخاب داری و میتونی مسیرت رو خودت انتخاب کنی شرایط و محیط روی ماثیر گذارند اما تعیین کننده نیستند... @ba_khoodabaash1
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📗آموزنده ✍️چوپان بیچاره خودش را کشت که بز چالاک از جوی آب بپرد؛ نشد که نشد. او می‌دانست پریدن این بز از جوی آب، یعنی پریدن یک‌باره‌ی تمام گله گوسفندان و بزها به‌دنبالش. عرض جوی آن‌قدر نبود که حیوانی مثل او نتواند از آن بگذرد… نه چوبی که بر تن و بدنش می‌زد فایده‌ای داشت، و نه فریادهای چوپان بخت‌برگشته. پیرمرد دنیا‌دیده‌ای از آن‌جا می‌گذشت. وقتی ماجرا را دید، جلو آمد و گفت: «من چاره‌ی کار را می‌دانم.» سپس چوب‌دستی‌اش را در جوی آب فرو برد و آب زلال جوی را گل‌آلود کرد. بز به محض دیدن آب گل‌آلود، از سر آن پرید، و در پی او، تمام گله پریدند. چوپان مات و مبهوت ماند! این چه کاری بود و چه تأثیری داشت؟ پیرمرد که آثار بهت را در چهره چوپان جوان دید، گفت: «تعجبی ندارد... تا وقتی بز خودش را در آب می‌دید، حاضر نبود پای روی خویش بگذارد. وقتی آب را گل کردم، دیگر خودش را ندید و از جوی پرید.» 🔻نتیجه حکایت: چه سخت است خود را شکستن، از خود گذشتن و پریدن تا رسیدن به معبود و معشوق… > رقص آن‌جا کن که خود را بشکنی پنبه را از ریش شهوت برکنی رقص و جولان بر سر میدان کنند رقص اندر خون خود مردان کنند ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751