eitaa logo
داستان های جذاب
70.2هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.5هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدا مرحم تمام دردهاست هرچه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای میگیرد . . . او همیشه آغوشش باز است، نگفته تو را می‌خواند اگر هیچکس نیست، خدا که هست . . . و دریایی غرق نمی کند “موسی” را مادری،کودک دلبندش را به دست موجهای خروشان “نیل” می سپارد تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش دیگری را برادرانش به چاه می اندازند سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد مکر زلیخا زندانیش می کند ، اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند و خدا نخواهد ، نمی توانند او که یگانه تکیه گاه من و توست ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🔘 داستان کوتاه 🔹️گویند: شبی ابراهیم ادهم همۂ تاج و تخت و پادشاهی‌اش را برای رسیدن به خدا از دست داد و درویشی بیابان‌نشین شد. تابستانی روزی گرم به میدان شهر رفت تا او را شاید کسی برای لقمه‌ای نان به کارگری برد. آنقدر گرسنگی بر تن خود داده بود که بسیار لاغر و نحیف شده بود و کسی او را برای کارگری هم نمی‌برد. جوانی دلش به حال او سوخت او را با خود به مزرعه‌اش برد و بیل به دستش داد تا زمین را شخم زند، ابراهیم از فرط گرسنگی و ضعف زمین خورد ولی از خدای خود شرم کرد که لقمه‌ای نان از او بخواهد. جوان گرسنگی او را چون دید، لقمه‌ای نان به او داد و چون ابراهیم قوّت گرفت به سرعت کار کرد. 🔹نزدیک غروب، جوان دستمزد او حاضر کرد اما ابراهیم نگرفت و گفت: دستمزد من لقمه‌ای نان بود که خوردم و تا دو روز مرا سرپا نگه می‌دارد. جوان گفت: با این حال نحیف در شگفتم در حسرت این باغ من نیستی؟ ⁉️ابراهیم گفت: به یاد داری بیست سال پیش این باغ را چه کسی به تو هدیه داد؟ آن کس امیر لشگر من و تو سرباز او بودی و این باغ یکی از ده‌ها هزار باغ‌های ابراهیم ادهم بود و من ابراهیم ادهم هستم. 🔹بدان! زمانی پادشاهی داشتم ولی خدا را نداشتم، هر چه سرزمین فتح می‌کردم سیر نمی‌شدم چون می‌دانستم برای من نیست و روزی کسی که مرا سرنگون می‌کند همۂ آن‌ها را از من خواهد گرفت. نفس‌ام هرگز سیر نمی‌شد. 🔹 اکنون که همۂ باغ و ملک و تاج و تخت را رها کرده‌ام و خدا را یافته‌ام، هر باغ و کوهی را که می‌نگرم آن را از آنِ خود می‌دانم. ☝بدان! هر کس خدا را داشته باشد هر چه خدا هم دارد از برایِ اوست و هر کس خدا را در زندگی‌اش ندارد، اگر دنیا را هم فتح کند سوزنی از آن، مال او نیست. @ba_khoodabaash1
875.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍هنری فورد می گوید؛ اگر فکر می کنید می توانید، پس می توانید و اگر فکر می کنید، نمی توانید پس نمی توانید ! این باور شماست که از شما انسان قوی و توانمند و یا انسانی ضعیف و ناتوان می سازد ...! باور انسان می تواند او را ضعیف یا توانمند کند .. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعضی وقت ها باید ناراحت شوی باید دست از سنگ بودن برداری نشان بده که برایت مهم است که تو هم ناراحت میشوی از رفتار هایشان از حرف هایشان از قضاوت های ناحقشان عمری از احساساتت گفتی و خندیدند دروغ میگفتند در حالی که تو حقیقت را میدانستی بگذار بفهمند ساده نیستی نگذار مهربانیت دیگران را بد عادت کند تا هرطور دلشان خواست با تو رفتار کنند مهربان باش ولی ساده نه ! ببخش اما فراموش نه ! به خودت حق بده گاهی ناراحت شوی تو قبل از آنکه هرچیزی باشی انسانی... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
ـ🌱🌱🌱 بعضے‌از گـناهـان💔 یه‌جوري‌‌بین‌مون عادي‌شدن، که‌تا به‌طرف‌میگی‌،چرااینکارو انجام‌میدی !؟ میگه: «همـه»‌انجام‌میدن،حالابرامن‌عیبه ... ! ! این‌خیلی‌چیزخطرناکیه ...!❌ به‌این‌افرادباید‌‌گفت: اون‌دنیا‌دیگه‌، «همــه» قرارنیست ‌بجای توبرن‌ جهنم، تو خودت بایدبری ..! 🌱یادمون‌نره: خودمون‌مسئول‌‌کارهایی‌ڪه ‌انجام‌میدیم‌، هستیم ... پس بابهانه،خودمونو فریب‌ندیـم ..!😔 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⁉️«در چه روزی لقب امیر المومنین به امام علی علیه السلام اختصاص داده شد؟» ‌🌱غدیر 🤲((اَلَّلهُم‌عجِّل‌‌لِوَلیِڪَ‌‌الفرَج)) ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱تعهد مهم ترین عامل موفقیـ.ـت در ازدواجه👌 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
صبحتون بخیر و نیکی 🌹
بنظر من این متن خیلی قشنگ بود! تو هم بخونش؛ با عشق ازدواج کردیم خوشبخت بودیم،‎ اما هیچوقت نتونستیم از کنار هم بودن لذت ببریم!چون باید پولامون رو پس انداز میکردیم واسه خرید خونه و ‎همیشه هر چیزی رو که دوست داشتیم میگفتیم الان نه،‎ بعدا ! الان باید خونه بخری ‎با هزار سختی و کُلی صرفه جویی کردن پولامون رو پس انداز کردیم،بالاخره ‎موفق شدیم خونه رو خریدیم‎ از فردای اون روز به فکر این بودیم لوازم خونمون رو جدیدکنیم،‎ گوشت و مرغ توو خونه همیشه باشه میوه های چند رنگ داشته باشیم با اومدن بچه به فکر این بودیم که بچمون لباساش خوب باشه،‎غذاش مقوی باشه و... خلاصه تا وقتی بچه هامون سرو سامون گرفتن هر روز‌ دغدغه‌ی داشتنه خونه بزرگ تر، ماشین بهتر و... پیر شدیم ‎ما موندیمو یه خونه بزرگ، یه ماشین پارک شده توی پارکینگ که استفاده نمیشه،‎ بچه هایی که درگیر زندگی خودشونن! ما پیر شدیم و از زندگی لذت نبردیم! پیر شدیمو یادمون افتاد هنوز اون کافه که قرار بود اولین سالگرد عروسیمونو بریم نرفتیم!یادمون افتاد که اون شام خفن دونفره رو نخوردیم یادمون اومد هیچ سالگرد ازدواجی رو نگرفتیم یادمون اومد چقدر زود تولد همدیگر رو فراموش کردیم یادمون اومد پشت تلفن فقط لیست خرید رو گفتیم ولی حال همو نپرسیدیم!یادمون اومد چقدر دوستت دارم بود که باید هر روزبه هم میگفتیم اما نگفتیم!یادمون اومد عکسای دونفرمون رو هم نگرفتیم از این زندگی ما فقط یادگرفتیم داشتن خونه و ماشینش رو هیچکدوم نمیخوایم خوشبخت باشیم! درسته ریخت و پاش و ولخرجی خوب نیست اما اینجوری هم نه دیگه! پس من‌ بهتون میگم؛ از الان کافه های زندگیتون رو برید فردا دیره با عشقتون شام برین رستوران لباسای قشنگتون رو برای هم بپوشین تولدها رو جشن دونفره بگیرید باورکنید که کافیه وقشنگ تر از جشنهاى بزرگ سالگرد ازدواجتون رو شام برید بیرون یا توو خونه به خوبی برگذارش کنید هیچوقت نذارین اون روز فراموش بشه هر روز بگین که همو دوست دارین بعضی موقعها فقط با یه شاخه گل یا یه کادوی کوچیک عشقتون رو سورپرایز کنید عکسای دونفره زیادی رو بگیرین باهمین چند تا مورد،زندگی قشنگ میشه وقت زیادی نمیخاد؛هزینه زیادی هم نمیخاد،ما فقط یک بار زندگی میکنیم حواسمون باشه🤍 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
💕داستان کوتاه فردی در هنگام رانندگی درست جلوی حياط يک تيمارستان پنچر شد و مجبور شد، همانجا به تعويض لاستيک بپردازد. هنگامی که سرگرم اين کار بود، ماشين ديگری به سرعت از روی مهره‌های چرخ که در کنار ماشين بودند گذشت و آنها را به درون جوی آب انداخت و آب مهره‌ها را برد. مرد حيران مانده بود که چکار کند، تصميم گرفت که ماشينش را همانجا رها کند و برای خريد مهره چرخ برود. در اين حين يکی از ديوانه‌ها که از پشت نرده‌های حياط تيمارستان نظاره‌گر اين ماجرا بود او را صدا زد و گفت: از ٣ چرخ ديگر ماشين، از هر کدام يک مهره بازکن و اين لاستيک را با ٣ مهره ببند و برو تا به تعميرگاه برسی. آن مرد اول توجهی به اين حرف نکرد ولی بعد که با خودش فکر کرد ديد راست می‌گويد و بهتر است همين کار را بکند، پس به راهنمايی او عمل کرد و لاستيک را بست. هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن ديوانه کرد و گفت: خيلی فکر جالب و هوشمندانه‌ای داشتی پس چرا توی تيمارستان انداختنت؟ ديوانه لبخندی زد و گفت: من اينجام چون ديوانه‌ام ولی احمق که نيستم. -@ba_khoodabaash1