📗ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﺧﺪﻣﺖ .. ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺭﯾﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺩﻡ ﺩﺭﻩ ﺣﯿﺎﻁ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ ! ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ ؟؟ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻭ !!! ﻃﺎﻗﺘﺸﻮ ﺩﺍﺭﻡ !! . . ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺗﻮ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﮕﻦ !!! . . ﮐﻮﻟﻪ ﭘﺸﺘﯿﺮﻭ ﭘﺮﺕ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻮﭼﯿﮑﻤﻢ ﺭﯾﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻏﻤﺒﺎﺩﮔﺮﻓﺘﻪ !!!! ﺩﺍﺩﺍﺵ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ !! ﺑﺎﺑﺎ ﻃﻮﺭﯾﺶ ﺷﺪﻩ ؟؟؟ ﺑﮕﻮ !!! ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺗﻮ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﮕﻪ !!! . . . ﺭﻓﺘﻢ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺭﯾﺶ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺻﻮﺭﺕ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﻪ !!!! . . . ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﯾﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺎﺑﺎ !!! ﻣﺎﻣﺎﻥ ﭼﺶ ﺷﺪﻩ !!! ﺑﮕﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ، ﺑﺎﺑﺎﻡ ﯾﺪﻓﻌﻪ ﺯﺩ ﺯﯾﺮﻩ ﮔﻮﺷﻤﻮ ﻭ ﮔﻔﺖ : . . . . . . . . ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﺧﺮ !!! ﺭﻓﺘﯽ ﺧﺪﻣﺖ !!!! ﭼﺮﺍ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﯾﺶ ﺗﺮﺍﺷﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﺩﯼ !!😕😕😕😂
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
« قهر ، قهر ، تا روزِ قیامت »
این زیباترین دروغِ کودکیهایمان بود
قرار بود مثلاً دلخوریِمان تا ابد کِش بیاید
اما با یک «ببخشید»
سر و تهِ قضیه هم میآمد و
دوباره مشغولِ بازی میشدیم
انگار هم نه انگار ، که قهر کرده بودیم !
بچگیها ، در همین سادگیاش قشنگ بود .
امان از این بزرگ شدن
امان از این قهرهایِ بی صدایِ طولانی !
حالا قهرِمان را جار نمیزنیم ،
خیرِ سرِمان مثلاً متمدن شدهایم
خیلی بی صدا میرویم
اما برای همیشه ... اما بدونِ بازگشت ...
دلمان هم خوش است که بزرگ شدهایم !
#نرگس_صرافیان_طوفان
@ba_khoodabaash1
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیک رفتار کردن یعنی:
اگه عاشق کسی شدید و یه نفر اومد
و درمورد گذشته ی اون شخص بد
گفت بهش بگید:
از خاطرات گذشته اش بهم نگو!
من اون موقع نبودم، چیزای رو که دیده، من ندیدم!
و تجربه های داشته که من نداشتم!
من چیزی که الان دارم میبینم رو دوست دارم و این تنها چیزیه که برام مهمه!
@ba_khoodabaash1
🌱🌱🌱
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﺮﺍﯼ ""ﭘﺪﺭ""
"ﻋﺰﺕ" ﺍﺳﺖ...
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﺮﺍﯼ ""ﻣﺎﺩﺭ""
"ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ" ﺍﺳﺖ...
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﺮﺍﯼ ""ﻓﺮﺯﻧﺪ""
"ﻣﻬﺮﺑﺎنے" ﺍﺳﺖ...
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﺮﺍﯼ ""همسر""
"ﻣﺤﺒﺖ" ﺍﺳﺖ...
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﺮﺍﯼ ""ﻃﻔﻞ""
"ﺗﺮﺑﯿﺖ" ﺍﺳﺖ...
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﺮﺍﯼ ""ﺩﻭﺳﺖ""
"ﻭﻓﺎ" ﺍﺳﺖ...
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﺮﺍﯼ ""ﻣﺮﺩﻩ""
"ﺩﻋﺎ" ﺍﺳﺖ...
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﺮﺍﯼ ""ﺁﺧﺮﺕ""
"نیڪے" ﺍﺳﺖ...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از هیچکس نترس
از حیله و دسیسه کسی نترس
اگر کسی برایت دامی میگستراند،
تا صدمه ای به تو بزند،
خدا هم برای آنکس دام میگسترد!
چاه کن اول خودش ته چاه است
نه یک ذره خیر به اجر میماند و
نه ذره یک شر بی جزا
تا او نخواهد برگی از درخت نمی افتد،
فقط به این ایمان بیاور!...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱بهترین زمان برای شناختن ادمای زندگیم همین چند روز بود :)
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗 داستان زیبای مداد و پاک کن
مداد : متاسفم
پاك کن : چرا ؟ تو هیچ کار اشتباهی نکردی
مداد : متاسفم چون به خاطر من اذیت می شوی هر وقت که من اشتباه می کنم ، تو همیشه آماده ای آن را پاک کنی.
ولی وقتی اشتباهاتم را پاک می کنی بخشی از وجودت را از دست می دهی و هر بار کوچک و کوچکتر می شوی .
پاك کن : اما برای من مهم نیست !
من ساخته شده ام تاهر وقت تو اشتباه کردی به تو کمک کنم با این که می دانم روزی تمام خواهم شد و دیگری جای من را خواهد گرفت .
من رضایت دارم !پس لطفا ناراحتی را کنار بگذار..
گفتگو بین مداد و پاك کن برایم الهام بخش بود.
والدین ، همچو پاك کن و فرزندان مانند مداد هستند.
آنها همیشه درکنار فرزندان هستند و اشتباهات آنها را پاک می کنند.
اگر چه فرزندان جایگزین (همسر ) می یابند ولی والدین از آنچه برای فرزندانشان کرده اند شادمانند.
در تمام طول زندگيم مداد بوده ام و والدین من مانند پاك کن ، هر روز کوچک و کوچکتر می شوند.
اين مرا پر از درد می کند چون می دانم که یک روز آنها من را ترک خواهند کرد و خرده های پاك کن تنها چیزی خواهد بود که به خاطرم بیاورد روزی چه کسانی را داشتم...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱سبکی از مداحی که قلب آدم رو جلا میده
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗#داستان_پند_آموز
پیرمردی بود که پس از پایان هر روزش از درد و ازسختیهایش مینالید،،،
دوستی، از او پرسید: این همه درد چیست که از آن رنجوری،،؟؟
پیرمرد گفت: دو باز شکاری دارم، که
باید آنها را رام کنم، دو تا خرگوش هم دارم که باید مواظب باشم، بیرون نروند،
دوتا عقاب هم دارم که بایدآنهارا
هدایت و تربیت کنم، ماری هم دارم که آنرا حبس کرده ام، شیری نیز دارم که همیشه، باید آنرا در قفسی آهنین، زندانی کنم، بیماری نیز دارم که باید از او مراقبت
کنم،، و در خدمتش باشم،،
مردگفت: چه ميگویی، آیا با من شوخی میکنی؟ مگر ميشود انسانی اینهمه حیوان را با هم در یکجا، جمع کند و مراقبت
کند!!؟ پیرمرد گفت: شوخی نميکنم، اما
حقیقت تلخ و دردناکیست،
آن دو باز, چشمان منند،
که باید با تلاش وکوشش ازآنها مراقبت
کنم،،
آن دو خرگوش پاهای منند،
که باید مراقب باشم بسوی گناه
کشیده نشوند،
آن دوعقاب نیز، دستان منند،
که بایدآنها را به کارکردن، آموزش دهم
تا خرج خودم و خرج دیگر برادران
نیازمندم را مهیا کنم،
آن مار، زبان من است،
که مدام باید آنرا دربند کنم تا مبادا
کلام ناشایستی ازاو، سر بزند،
شیر، قلب من است که با وی همیشه
درنبردم که مبادا،،کارهای شروری
از وی سرزند،
و آن بیمار، جسم وجان من است،
که محتاج هوشیاری، مراقبت و
آگاهی من دارد،
این کار روزانه من است که اینچنین
مرا رنجور کرده و امانم را بریده.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 *یتیمی که از غصه دق کرد*
👤حجت الاسلام عالی