هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
🍃🌸خیلی زیباست🌸🍃
دختری با پدرش میخواستند
از یک پُل چوبی رد شوند.
پدر رو به دخترش گفت: دخترم
دست من را بگیر تا از پل رد شویم.
دختر رو به پدر کرد و گفت:
من دست تو را نمیگیرم تو دست مرا بگیر.
پدر گفت: چرا؟ چه فرقی میکند؟
مهم این است که دستم را بگیری
و با هم رد شویم. دخترک گفت:
فرقش این است که
اگر من دست تو را بگیرم
ممکن است هر لحظه دست تو را رها کنم،
اما تو اگر دست مرا بگیری
هرگز آن را رها نخواهی کرد...
این دقیقا مانند داستان رابطهی ما
با خداوند است،
هرگاه ما دست او را بگیریم ممکن است
با هر غفلت و ناآگاهی دستش را رها کنیم،
اما اگر از او بخواهیم دست مان ما را بگیرد،
هرگز دست مان را رها نخواهد کرد!
و این یعنی عشق ♥️
دعا کنیم فقط "خــدا "دستمونو بگیره"
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
❥↬ @bohloolaghel_ir
؟پسر ملانصرالدین از او پرسید؛
پدر ، فقر چند روز طول میکشد؟
ملا گفت : چهل روز پسرم
پسرش گفت : بعد از چهل روز
ثروتمند میشویم؟
ملا جواب داد : نه پسرم ، عادت میکنیم ...
حواستون باشه به یه سری چیزا عادت نکنید
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖌 اگه کارت گیر افتاد این ذکر رو بگو ...
🎥 استاد شجاعی
@ba_khoodabaash1
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امید چیست ؟
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗یک دانشجوی افغانی ميگفت:
زمان تحصيلم در سوئيس با يكی از اساتيد دانشگاهمون رفتيم كافه نزديك دانشگاه تا قهوه بخوريم.
حرف از حكومت و اوضاع بد افغانستان شد كه استادم حرف جالبی زد كه همواره توی ذهنم نقش بست.
استادم گفت: فكر نكن برای كشورها قرعه كشی كرده اند و مردم سوئيس به خاطر شانس خوب اين حكومت گيرشون اومده و مردم افغانستان بد شانس بودن و به اين روز افتادند، بلكه هر ملتی حكومتی كه سزاورش هست رو ميسازه و اتفاقا مردم سوئيس حقشون داشتن حكومتی اينچنين هست و افغان ها هم لياقتشون بيشتر از اينی كه دارند، نيست.
دوستم ميگفت: كمی احساس تحقير كردم، به همين خاطر پرسيدم: افغان ها چه كاری بايد انجام دهند تا تغيير كنند؟
استاد فنجون قهوه رو از كنار دهانش پائين آورد و لبخندی زد و گفت:
هر سوئيسی در سال 10 كتاب ميخواند، تو اگر يك افغانی را ديدی از طرف من بهش بگو چنانچه مردم كشورت سالی يك كتاب بخوانند كشورت تغيير خواهد كرد.
این راه حل به کشورهای مشابه نیز قابل تعمیم است.
قانونی داریم که همیشه صادق است:
""ما به محیط مان عادت می کنیم""
اگر با آدم های بدبخت نشست و برخواست کنید، کم کم به بدبختی عادت می کنید و فکر می کنید که این طبیعی است.
اگر با آدم های غرغرو همنشین باشید عیب جو و غرغرو می شوید و آن را طبیعی می دانید
اگر دوست شما دروغ بگوید، در ابتدا از دستش ناراحت می شوید ولی در نهایت شما هم عادت می کنید به دیگران دروغ بگوییدو اگر مدت طولانی با چنین دوستانی باشید، به خودتان هم دروغ خواهید گفت.
اگر با آدم های خوشحال و پر انگیزه دمخور شوید شما هم خوشحال و پرانگیزه می شوید و این امر برایتان کاملا طبیعی است.
"تصمیم بگیرید به مجموعه افراد مثبت ملحق شوید وگرنه افراد منفی شما را پایین می کشند و اصلا متوجه چنین اتفاقی هم نمی شوی"
🌱 اندرو متیوس
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴🚩 بچهها باید توی هیئت بهشون خوش بگذره...
یعنی همونجور که بازی میکنن صدای روضه هم تو گوششون باشه...
اگه بچه دارید حتماً این کلیپ رو ببینید.
🌱دکتر_سعید_عزیزی
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗#داستان جنگ😞
منزل دختر یکی از سرداران شاخص، در جنایت بامداد جمعه ۲۳ خرداد مورد اصابت قرار گرفته بود و بخشی از خانه فروریخت.
دختر و داماد سردار که از نخبگان بودند، زیر آوار ماندند و به دو فرزندشان آسیبی نرسید.
بعد از چند روز پیکرشان را از زیر آوارها بیرون آوردند.
وقتی موشک به منزلشان خورده بود، نوه بزرگترشان به منزل پدربزرگ زنگ میزند که فکر کنم به خانه مان موشک خورده و مادرم زنده ست. در همان لحظه پدربزرگ صدای جیغ دخترش را از پشت تلفن میشنود و بعد تلفن قطع میشود.
آن قسمت از آپارتمان کامل فرومی ریزد و دختر و داماد شهید میشوند.
۳ روز طول کشید تا پیکرها را از زیر آوار خارج کنند.
سردار بعد از پایان این عملیات به رفقایش گفته بود بزرگترین نگرانیم این بود که نکند کسی دختر عفیفم را بی حجاب ببینند …
اما دخترشان موقع نماز صبح و با چادر شهید شده بود!
این را با خوشحالی برای رفقایشان گفته بودند،
درست فردای شهادت دختر و دامادشان، با ۲ نوه ای که از دخترشان به یادگار مانده بود، در محل کار حاضر شده بودند!
در تمام این روزها خم به ابرو نیاوردند!
مثل قبل مشغول خدمت بودند و هستند!
خدایا چقدر بعضی دلهایشان بزرگ است
🌱فضهسادات حسینی
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴🚩 بچهها باید توی هیئت بهشون خوش بگذره...
یعنی همونجور که بازی میکنن صدای روضه هم تو گوششون باشه...
اگه بچه دارید حتماً این کلیپ رو ببینید.
🌱دکتر_سعید_عزیزی
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗باور
باران بشدت میبارید جاده لغزنده بود و راننده در حالیکه ماشین خود را در جاده پیش میراند، ناگهان تعادل اتومبیلش بهم خورد و از نرده های کنار جاده به سمت خارج منحرف شد.
از شانس خوبش، ماشین صدمه ای ندید اما لاستیکهای آن داخل گل و لای گیر کرد و راننده هر چه سعی نمود نتوانست آن را از گل بیرون بکشد.
بناچار زیر باران از ماشین پیاده شد و بسمت مزرعه اي كه در آن اطراف پيدا بود دوید در زد.
کشاورز پیر که داشت کنار اجاق استراحت میکرد به آرومی اومد و در را براش بازش کرد.
راننده ماجرا رو شرح داد و ازش درخواست کمک کرد.
پیرمرد گفت که ممکنه از دستش کاری بر نیاد اما اضافه کرد که: بذار ببینم فردریک چیکار میتونه برات بکنه.
لذا با هم به سمت طویله رفتند و کشاورز افسار یه قاطر پیر رو گرفت و با زور اونو کشید بیرون
تا راننده شکل و قیافه قاطر رو دید، باورش نشد که این حیوون پیر و نحیف بتونه کمکش کنه، اما چه میشد کرد، در اون شرایط سخت به امتحانش میارزید.
با هم به کنارجاده رسیدند و کشاورز طناب رو به اتومبیل بست و یه سردیگه اش رو محکم چفت کرد دور شونه های فردریک یا همون قاطر و سپس با زدن ضربه رو پشت قاطر داد زد: یالا فردریک، هری، تام، پل، فردریک، تام ، هری پل .... یالا همگی با هم سعیتون رو بکنین آهان فقط یک کم دیگه، یه کم دیگه .... خوبه تونستین !!!
راننده با ناباوری دید که قاطر پیرموفق شد اتومیبل رو از گل بیرون بکشه.
با خوشحالی زائد الوصفی از کشاورز تشکر کرد و در حین خداحافظی ازش این سوال رو کرد
هنوزهم نمیتونم باور کنم که این حیوون پیرتونسته باشه، حتما هر چی هست زیر سر اون اسامی دیگه است، نکنه یه جادوئی در کاره ؟!
کشاورز پاسخ داد: ببین عزیزم، جادوئی در کار نیست
اون کار رو کردم که این حیوون باور کنه عضو یه گروهه و داره یک کار تیمی میکنه،
آخه میدونی قاطر من کوره !!!
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751