eitaa logo
داستان های جذاب
70.3هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.5هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
صبحتون بخیر 🌹 🌼
📗داستان بی عرضه چندروزپیش ،خانم یولیا واسیلی یونا ، معلم سرخانه ی بچه ها رابه اتاق کارم دعوت کردم . قراربودبا او تسویه حساب کنم . گفتم: - بفرمایید بنشینیدیولیا واسیلی یونا! بیایید حساب وکتابمان راروشن کنیم لابدبه پول هم احتیاج داریداما مشاءالله آنقدراهل تعارف هستیدکه به روی مبارکتان نمی آورید . خب قرارمان با شما ماهی 30 روبل - نخیر 40 روبل! - نه ، قرارمان 30 روبل بودمن یادداشت کرده ام به مربی های بچه ها همیشه 30 روبل می دادم . خب دوماه کارکرده اید - دوماه وپنج روز - درست دوماه من یادداشت کرده ام . بنابراین جمع طلب شما می شود60 روبل کسرمی شود9 روزبابت تعطیلات یکشنبه که روزهای یکشنبه با کولیا کارنمی کردید. جز استراحت وگردش که کاری نداشتیدوسه روزتعطیلات عید. چهره یولیا واسیلی یونا ناگهان سرخ شد،به والان پیراهن خوددست بردوچندین بارتکانش داداما لام تا کام نگفت! - بله ، 3روز هم تعطیلات عیدبه عبارتی کسر میشود12 روز4 روزهم که کولیا ناخوش وبستری بودکه دراین چهارروزفقط با واریا کارکردید3 روز هم گرفتاردرددندان بودید که باکسب اجازه از زنم ، نصف روزیعنی بعدازظهرها با بچه ها کار می کردید 12 و 7 می شود19 روز 60 منهای 19، باقی می ماند 41 روز، درست است؟ چشم چپ یولیا سرخ ومرطوب شد. چانه اش لرزید، با حالت عصبی سرفه ای کردوآب بینی اش رابالاکشید. اما لام تا کام نگفت! - درضمن شب سال نو، یک فنجان چایخوری با نعلبکی اش ازدستتان افتادو خردشد پس کسر می شود 2 روبل دیگربابت فنجان البته فنجانمان بیش ازاینها می ارزید- یادگارخانوادگی بود- اما بگذریم! بقول معروف : آب که ازسرگذشت چه یک نی ، چه صدنی . گذشته ازاینها روزی به علت عدم مراقبت شما کولیا ازدرخت بالارفت و کتش پاره شداینهم 10 روبل دیگر. وبازبه علت بی توجهی شما کلفت سابقمان کفشهای واریا را دزدید، شما باید مراقب همه چیز باشید، بابت همین چیزهاست که حقوق می گیرید. بگذریم کسر می شود5 روبل دیگر. دهم ژانویه مبلغ 10 روبل به شما داده بودم. - به نجوا گفت: من که ازشما پولی نگرفته ام! - من که بیخودی اینجا یادداشت نمی کنم! - بسیارخب باشد. - 41 منهای 27 باقی می ماند14 این بار هردوچشم یولیا از اشک پرشد. قطره های درشت عرق، بینی دراز وخوش ترکیبش راپوشاند. دخترک بینوا! با صدایی که می لرزیدگفت : - من فقط یک دفعه –آنهم ازخانمتان- پول گرفتم فقط همین . پول دیگری نگرفته ام - راست می گویید؟می بینید،این یکی رایادداشت نکرده بودم پس 14 منهای 3 می شود11. بفرمایید اینهم 11 روبل طلبتان! اسکناسها را گرفت ، آنها را باانگشتهای لرزانش درجیب پیراهن گذاشت وزیرلب گفت: - مرسی ازجایم جهیدم وهمانجا ، دراتاق ، مشغول قدم زدن شدم. سراسروجودم ازخشم وغضب پرشده بود. پرسیدم : - «مرسی» بابت چه؟ !! - بابت پول - آخرمن که سرتان کلاه گذاشتم ! لعنت برشیطان،غارتتان کرده ام! علناً دزدی کرده ام! «مرسی» چرا؟!! - پیش ازاین هرجا کارکردم همین را هم از من مضایقه می کردند. - مضایقه می کردند؟ هیچ جای تعجب نیست! ببینید، تا حالا با شما شوخی می کردم، قصدداشتم درس تلخی به شما بدهم 80 روبل طلبتان را می دهم همه اش توی آن پاکتی است که ملاحظه اش میکنید! اما حیف آدم نیست که اینقدربی دست وپاباشد؟چرااعتراض نمی کنید؟چرا سکوت می کنید؟دردنیای ما چطور ممکن است انسان، تلخ زبانی بلدنباشد؟ چطورممکن است اینقدر بی عرضه باشد؟! به تلخی لبخندزد. درچهره اش خواندم:«آره ممکن است!» بخاطر درس تلخی که به او داده بودم ازاوپوزش خواستم وبه رغم حیرت فراوانش 80 روبل طلبش راپرداختم. باحجب وکمروئی ، تشکرکردوازدربیرون رفت به پشت سراونگریستم وباخودفکرکردم : «دردنیای ما،قوی بودن وزورگفتن ، چه سهل وساده است!» 📗برگرفته ازکتاب «بی عرضه» نوشته آنتوان چخوف ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
634.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه جمله معروف هم هست که میگه . . . خودتون رو به زور . . . تو دل کسی جا نکنین اول اینکه جا نمی شین دوم این که مچاله می شین آدمها چوب اشتباهاتشان را جای دیگری میخورند !! جایی که فکرش را هم نمیکنند حواستان باشد .. چوبی که به احساس و زندگی دیگران میزنیم " تاوان " دارد ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗 روزی در یک مراسم مهمانی دست پسر بچه‌ای در گلدان کوچکی گیر کرد و هر کاری کرد، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند. بزرگان حاضر در مراسم دور پسربچه جمع شدند و سعی داشتند به او کمک کنند پدرش را به کمک طلبیدند. اما پدرش هم نتوانست دست پسر را از گلدان خارج کند. گلدان گرانقیمت بود،پدر تصمیم گرفته بود که آن را بشکند. قبل از این کار به عنوان آخرین تلاش به پسرش گفت: «دستت را باز کن، انگشت‌هایت را به هم بچسبان و آنها را مثل دست من جمع کن. آن وقت فکر می‌کنم دستت بیرون می‌آید. پسر گفت: می‌دانم اما نمی‌توانم این کار را بکنم.»پدر که از این جواب پسرش شگفت‌زده شده بود پرسید: چرا نمی‌توانی؟ پسر گفت: اگر این کار را بکنم سکه‌ای که در مشتم است، بیرون می‌افتد. شاید شما هم به ساده‌لوحی این پسر بخندید، اما واقعیت این است که اگر دقت کنیم همه ما در زندگی به بعضی چیزهای کم‌ارزش، چنان می‌چسبیم که ارزش دارایی‌های پرارزشمان را فراموش می‌کنیم و در نتیجه آنها را از دست می‌دهیم ! آن گلدان با ارزش نماد عمر ماست و آن سکه بی ارزش نماد زندگی مادی و بیهوده ما،و آن کودک نماد فکر کوتاه اکثر آدمها و آن مراسم مهمانی، نماد دنیاست. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تونی سوپرانو حرف جالبی زد: مهم نیست چقدر با دوستات صمیمی باشی چون اونا تو لحظات حساس ناامیدت می‌کنن! آن رفیقی که به هنگام غمم دور نرفت زیر شمشیر غمش رقص‌کنان خواهم رفت. اگه دارین از این رفقا که تو سخت‌ترین لحظات زندگی، کنارتون موندن تا احساس تنهایی نکنین، خوش‌به حالتون 👌🏻 ‌┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
💟 هنوز حرف پیرمرد عصا بدستی را یادم نرفته که گفت: مثل عصا باش👌 هزار بار زمین بخور اما اجازه نده اونی که بهت تکیه داده حتی یه بار هم زمین بخوره!!👌 ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عالم به تسبیح و تحمید پروردگاری مشغول است؛ که آسمان ها و زمین را به تسخیر تو در آورده ! تو به چه مشغولی ؟! مجموعه ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انسان بودن بزرگ ترین لطفی است که یک آدم میتواند به کل بشریت بکند! "انسان بودن یعنی انسان بودن!" دلی را نرنجان.. قلبی را نشکن.. جایی که باید سکوت کنی سکوت کن.. وقتی میتوانی گره ای باز کنی، بازکن.. عشق را بیاموز، نفرت را اول از خود و بعد از اطرافت دور کن.. کینه نماند در دلت.. کینه نزار بر دلی.. یا راست بگو.. یا نگو.. قضات ممنوع.. تمسخر بس است! غرور تمام! .. درک کن آدم هارا.. زیبا ببین.. لبخند فراموش نشود! .. تو میتوانی یک آدم را با سلاح بکشی!نکش! تو میتوانی یک آدم را با زبانت بکشی! نکش! .. ببخش قبول کنیم که انسان بودن سخت است! ولی سختیش لذت بخش است. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗 کشکت_را_بساب گویند مردی کشک ساب در کنار کاخ شاه عباس درحال کار بود که شیخ بهایی می خواست وارد کاخ شود ولی سربازان اجازه ورود به او ندادند و گفتند که شاه عباس دستور داده است که به شما اجازه ورود ندهیم در همین حین کشک ساب به شیخ گفت : اگر من شاه عباس بودم اجازه میدادم که تمام دانشمندان به راحتی در کاخ رفت و آمدکنند . شیخ با قدرتی که داشت مرد را به رویا برد. در رویا مرد بر مسند قدرت نشسته بود و در حال دیدن رقص و آواز خوانی دلقکان و مطربان دربار بود که ناگهان نگهبانی آمد و گفت که شیخ بهایی اجازه دخول می خواهد. (همان مرد که در خیال خود شاه شده بود) گفت به او بگوید شاه در حال استراحت است و فردا اگر حوصله داشته باشد شما را به حضور می پذیرد و در همین حال و احوال، شیخ بهایی به شانه ی مرد کشک ساب زد و گفت: ای مرد کشک ساب برو کشک ات رابساب ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴دو نکته‌ی مهم و حیاتی در انتخاب همسر ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
عبرت « گویند: روزی خلیفه از محلی می گذشت، دید که بهلول، زمین را با چوبی اندازه می گیرد. پرسید: چه می کنی؟ گفت: می خواهم دنیا را تقسیم کنم تا ببینم به ما چه قدر می رسد و به شما چه قدر؟ هر چه سعی می کنم، می بینم که به من بیشتر از دو ذارع (حدود یک متر) نمی رسد و به تو هم بیشتر از این مقدار نمی رسد.» ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751