eitaa logo
داستان های جذاب
70.4هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.5هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
634.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه جمله معروف هم هست که میگه . . . خودتون رو به زور . . . تو دل کسی جا نکنین اول اینکه جا نمی شین دوم این که مچاله می شین آدمها چوب اشتباهاتشان را جای دیگری میخورند !! جایی که فکرش را هم نمیکنند حواستان باشد .. چوبی که به احساس و زندگی دیگران میزنیم " تاوان " دارد ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗 روزی در یک مراسم مهمانی دست پسر بچه‌ای در گلدان کوچکی گیر کرد و هر کاری کرد، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند. بزرگان حاضر در مراسم دور پسربچه جمع شدند و سعی داشتند به او کمک کنند پدرش را به کمک طلبیدند. اما پدرش هم نتوانست دست پسر را از گلدان خارج کند. گلدان گرانقیمت بود،پدر تصمیم گرفته بود که آن را بشکند. قبل از این کار به عنوان آخرین تلاش به پسرش گفت: «دستت را باز کن، انگشت‌هایت را به هم بچسبان و آنها را مثل دست من جمع کن. آن وقت فکر می‌کنم دستت بیرون می‌آید. پسر گفت: می‌دانم اما نمی‌توانم این کار را بکنم.»پدر که از این جواب پسرش شگفت‌زده شده بود پرسید: چرا نمی‌توانی؟ پسر گفت: اگر این کار را بکنم سکه‌ای که در مشتم است، بیرون می‌افتد. شاید شما هم به ساده‌لوحی این پسر بخندید، اما واقعیت این است که اگر دقت کنیم همه ما در زندگی به بعضی چیزهای کم‌ارزش، چنان می‌چسبیم که ارزش دارایی‌های پرارزشمان را فراموش می‌کنیم و در نتیجه آنها را از دست می‌دهیم ! آن گلدان با ارزش نماد عمر ماست و آن سکه بی ارزش نماد زندگی مادی و بیهوده ما،و آن کودک نماد فکر کوتاه اکثر آدمها و آن مراسم مهمانی، نماد دنیاست. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تونی سوپرانو حرف جالبی زد: مهم نیست چقدر با دوستات صمیمی باشی چون اونا تو لحظات حساس ناامیدت می‌کنن! آن رفیقی که به هنگام غمم دور نرفت زیر شمشیر غمش رقص‌کنان خواهم رفت. اگه دارین از این رفقا که تو سخت‌ترین لحظات زندگی، کنارتون موندن تا احساس تنهایی نکنین، خوش‌به حالتون 👌🏻 ‌┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
💟 هنوز حرف پیرمرد عصا بدستی را یادم نرفته که گفت: مثل عصا باش👌 هزار بار زمین بخور اما اجازه نده اونی که بهت تکیه داده حتی یه بار هم زمین بخوره!!👌 ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عالم به تسبیح و تحمید پروردگاری مشغول است؛ که آسمان ها و زمین را به تسخیر تو در آورده ! تو به چه مشغولی ؟! مجموعه ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انسان بودن بزرگ ترین لطفی است که یک آدم میتواند به کل بشریت بکند! "انسان بودن یعنی انسان بودن!" دلی را نرنجان.. قلبی را نشکن.. جایی که باید سکوت کنی سکوت کن.. وقتی میتوانی گره ای باز کنی، بازکن.. عشق را بیاموز، نفرت را اول از خود و بعد از اطرافت دور کن.. کینه نماند در دلت.. کینه نزار بر دلی.. یا راست بگو.. یا نگو.. قضات ممنوع.. تمسخر بس است! غرور تمام! .. درک کن آدم هارا.. زیبا ببین.. لبخند فراموش نشود! .. تو میتوانی یک آدم را با سلاح بکشی!نکش! تو میتوانی یک آدم را با زبانت بکشی! نکش! .. ببخش قبول کنیم که انسان بودن سخت است! ولی سختیش لذت بخش است. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗 کشکت_را_بساب گویند مردی کشک ساب در کنار کاخ شاه عباس درحال کار بود که شیخ بهایی می خواست وارد کاخ شود ولی سربازان اجازه ورود به او ندادند و گفتند که شاه عباس دستور داده است که به شما اجازه ورود ندهیم در همین حین کشک ساب به شیخ گفت : اگر من شاه عباس بودم اجازه میدادم که تمام دانشمندان به راحتی در کاخ رفت و آمدکنند . شیخ با قدرتی که داشت مرد را به رویا برد. در رویا مرد بر مسند قدرت نشسته بود و در حال دیدن رقص و آواز خوانی دلقکان و مطربان دربار بود که ناگهان نگهبانی آمد و گفت که شیخ بهایی اجازه دخول می خواهد. (همان مرد که در خیال خود شاه شده بود) گفت به او بگوید شاه در حال استراحت است و فردا اگر حوصله داشته باشد شما را به حضور می پذیرد و در همین حال و احوال، شیخ بهایی به شانه ی مرد کشک ساب زد و گفت: ای مرد کشک ساب برو کشک ات رابساب ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴دو نکته‌ی مهم و حیاتی در انتخاب همسر ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
عبرت « گویند: روزی خلیفه از محلی می گذشت، دید که بهلول، زمین را با چوبی اندازه می گیرد. پرسید: چه می کنی؟ گفت: می خواهم دنیا را تقسیم کنم تا ببینم به ما چه قدر می رسد و به شما چه قدر؟ هر چه سعی می کنم، می بینم که به من بیشتر از دو ذارع (حدود یک متر) نمی رسد و به تو هم بیشتر از این مقدار نمی رسد.» ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
و مرد 🍂 مردی از اینکه زنش به گربه خانه بیشتر از او توجه میکرد ناراحت بود، یک روز گربه را برد و چندتا خیابان آنطرف تر ول کرد. ولی تا رسید به خانه، دید گربه زود تر از اون برگشته خونه، این کار چندین دفعه تکرار شد و مرد حسابی کلافه شده بود. بالاخره یک روز گربه را با ماشین گرداند، از چندین پل و رودخانه پارک و غیره گذشت و بالاخره گربه را در منطقه ای پرت و دورافتاده ول کرد. آن شب مرد به خانه بر نگشت آخرشب زنگ زد و به زنش گفت: اون گربه خونه هست؟ زنش گفت: آره مرد گفت: گوشی رو بده بهش، من گم شدم!!!!!😂😁😂😃😂😂 ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
صبحتون بخیر 🌹 🌼