821.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به قول خسرو شکیبایی :
یکیو پیدا کن خاطرتو بخواد
عین من ...
پات بشینه
عین من ...
یکیو پیدا کن که حالتو نگیره
اذیتت نکنه ...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
#پندانه
مراقب رخنه دیگران در روابط خانوادگیات باش !
دوستی نقل میکرد که پدرِ بسیار بهانهگیر و بدخلق و بددهان و بداخلاقی داشتم. روزی پدرم در خانۀ من میهمان بود. خانواده همسرم هم بودند. همسرم برای او چای آورد و او شروع به ایراد گرفتن کرد که چرا چای کمرنگ آورده است.
ناراحت شد. قهر کرد و بعد از کلی فحش و ناسزا خواست که برود. دستش را بوسیدم و التماس کردم ببخشد، اما پدرم پیش همه سیلی محکمی بر گوشم زد و گفت: تو پسر من نیستی و... با این شرایط نتوانستم مانع رفتنش شوم.
پدرزنم که از این اتفاق زیاد هم ناراحت نبود، به من گفت: واقعا تحمل زیادی داری، با این پدر بداخلاق و بددهان چگونه میسازی؟اجازه ندادم حرفش را ادامه دهد و گفتم: اشک چشم شور است و نمک هم شور؛ اما اشک چشم چون از خود چشم تراوش میکند، هرگز چشم را نمیسوزاند!
فحش و ناسزا و سیلی پدرم که من شیرۀ جان او هستم هرگز مرا نسوزاند، اما این کلام تو مانند شوری نمک بود که از بیرون در چشم من ریختی!شرمنده شد و تا پایان میهمانی سکوت کرد. ما هرگز نباید اجازه دهیم دیگران بین ما و والدین و خواهر و برادرانمان رخنه و شکاف ایجاد کنند. باید هوشیار باشیم. هرگز بین دو سنگ آسیاب که روی هم میچرخند، انگشت فرو نکنیم.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱خیلی کلیپ جالبیه،به نظر من حرفش کاملا درسته،با اینکه خودم خانومم ولی حرفشونو تایید میکنم،شما چطور فکر میکنین؟
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
عکس بالا تصویر یک گدا نیست!این مرد، دکتر دیوانه، پزشک متبحر لنگرودی است که به دلیل مطالعه زیاد و همدردی با مردم فقیر و غصه خوردن و همزاد پنداری با آنها متاسفانه دچار روانپریشی شده بود!دکتر دیوانه پشت کاغذ سیگار نسخه مینوشت و مجانی بیماران را ویزیت میکرد.جالب این بود که تمام داروخانههای شهر خط دکتر را میشناختند و نسخه اش را میپیچیدند و البته به بیماران به دلیل احترام به دکتر ارزانتر حساب میکردند! تشخیص دکتر عبدالله بسیار خوب بوده و خیلیها وقتی از رفتن پیش دکترهای روز نتیجهای نمیگرفتند، صبر میکردند تا او را در کوچه و خیابان بینند!وی مطب نداشت و مثل دورهگردها تو کوچه خیابونا میگشت!این پزشک سالهاست فوت کرده، ولی هنوز یاد و خاطرهاش در ذهن مردم هست! این عکس توسط آقای آلبویه، زمانی که طبق عادت در حال مطالعه کتاب قرضی از کتابفروشی ميرفطروس بوده در همانجا گرفته شده و این عکس در یکی از جشنوارههای عکاسی انگلستان جایزه دوم راگرفته است!دکتر عبدالله اهل اطراف رودسر بوده و همه جا پیاده میرفته، ولی پاتوق اصلیش لنگرود بوده است.روحش شاد و راهش پر رهرو ...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💎گاهی گمان نمیکنی و میشود ...
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ـ🌱🌱🌱
از بین اشکالِ هندسی ؛
دایره ها دوست داشتنی ترند ...
کاش همه ی آدم ها دایره بودند ...
دایره ای که :
نه گوشه ای دارد برایِ زخم زدن ،
نه مارپیچی برای دور زدن
و نه زاویه ای برای بد دیدن ...
دایره اصلاً پیچیده نیست ...
کاش آدم ها مثل دایره ساده بودند
و شناختنشان اینقدر سخت نبود !
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
پسری مادرش را بعد از درگذشت پدرش، به خانه سالمندان برد و هر لحظه از او عیادت می کرد.
یکبار از خانه سالمندان تماسی دریافت کرد که مادرش درحال جان دادن است پس باشتاب رفت تا قبل از اینکه مادرش از دنیا برود، او را ببیند.
از مادرش پرسید: مادر چه می خواهی برایت انجام دهم؟
مادر گفت: از تو می خواهم که برای خانه سالمندان پنکه بگذاری چون آنها پنکه ندارند و در یخچال غذاهای خوب بگذاری، چه شبها که بدون غذا خوابیدم. فرزند باتعجب گفت: داری جان می دهی و از من اینها را درخواست می کنی؟
و قبلا به من گلایه نکردی.
مادر پاسخ داد: بله فرزندم من با این گرما و گرسنگی خو گرفتم وعادت کردم ولی می ترسم تو وقتی فرزندانت در پیری تورا به اینجا می آورند، به گرما و گرسنگی عادت نکنی.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر وقت فرزندمان حرف بدی زد ، اگر بی توجهی کنیم دیگر ادامه نخواهد داد.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💎 دل سوخته را چند میخری؟
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
📗حکایت همه كس-یك كس-هر كس و هیچ كس
😐چهار نفر بودند بنامهای همه كس-یك كس-هر كس و هیچ كس
😐یك كار مهم وجود داشت كه میبایست انجام می شد و از همه كس خواسته شد آن را انجام دهد.
😐همه كس میدونست كه یك كسی آن را انجام خواهد داد.
😐هر كسی میتوانست آن را انجام دهد اما هیچ كس آن را انجام نداد.
😐یك كسی از این موضوع عصبانی شد به خاطر اینكه این وظیفه همه كس بود.
😐همه كس فكر میكرد هر كسی نمیتواند آن را انجام دهد اما هیچ كس نفهمید كه هر كسی آن را انجام نخواهد داد.
😐سرانجام این شد كه همه كس یك كسی را برای كاری كه هر كسی نمی توانست انجام دهد و هیچ كس انجام نداد سرزنش كرد.😂
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
26.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزهای زندگی ام را نمی خواهم ؛ اگر تو در آنها نباشی
ای حسین اگر چشمانم برایت نگریند، نابینایشان خواهم کرد
من جانم را نذر نام تو کرده ام ؛ نذر نام تو
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751