eitaa logo
داستان های جذاب
70.2هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.5هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
📗عاقبت رباخواری! 🌱آقا سید مهدی کشفی که از یاران مخصوص میرزا جواد نقل می کرد: شبی توی خانه خوابیده بودم ، دیدم که صدای ناله ی سوزناکی از حیاط می آید. از بس شدید و سوزناک بود ، هراسان ازخواب برخاستم که چه خبر است؟ رفتم در را باز کردم، دیدم در این حیاط ما که به این کوچکی است،یک کاروانسرای بزرگی است و دور تا دورش حجره می باشد . و صدا از یک حجره می آید.... دویدم پشت حجره هرکار کردم در باز نشد. ▫️ از شکاف درب نگاه کردم ببینم چه خبر است! دیدم یکی از رفقای ما که اهل بازار تهران است افتاده و به اندازه نصف کمر انسان، سنگ آسیاب روی او چیده اند. و یک شخص بد هیبت از آن بالا ، توی حلقوم دهان او چیزهایی میریزد. ناراحت شدم ، هرچه کردم در باز نشد . هرچه التماس کردم به آن شخص که چرا به رفیق ما این طور میکنی ! اصلا نگفت : تو کی هستی ؟ این قدر ایستادم که خسته شدم  برگشتم آمدم توی رختخواب ، ولی خواب از سرم بکلی پرید. نشستم تا صبح شد. حال نماز خواندن نداشتم . رفتم در خانه میرزا جواد آقا و محکم در زدم . 🌱میرزا جواد آقا از پشت در گفت چه خبره ؟ چه خبره ؟ حالا یه چیزی بهت نشون دادند نباید که اینطوری کنی؟ ! گفتم من همچو چیزی دیدم. گفت بله ، شما مقامی پیدا کرده اید. این مکاشفه است.آن رفیق بازاری شما ربا🔥خوار بود و در آن ساعت داشت نزع روح (روح از بدنش کنده ) می شد. من تاریخ برداشتم . بعد خبر آمد که آن رفیق ما در همان ساعت فوت کرده است... 📗منبع:کتاب شرح حال آیت اللّه العظمى اراکى,ص 299. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗خدایا هر چی تو میخوای یه روز حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد: من دلم میخواد یکی از اون بندگان خوبت رو ببینم خطاب اومد: برو تو صحرا. اونجا مردی هست داره کشاورزی میکنه او از خوبان درگاه ماست حضرت اومد دید یه مردی هست داره بیل میزنه و کار میکنه. حضرت تعجب کرد که او چطور به درجه ای رسیده که خداوند میفرماید از خوبان ماست از جبرئیل پرسید. جبرئیل عرض کرد: الان خداوند بلائی بر او نازل میکند ببین او چی کار میکنه بلایی نازل شد که آن مرد در یک لحظه هر دو چشمش رو از دست داد، فورا نشست بیلش رو هم گذاشت جلوی روش گفت: مولای من تا تو مرا بینا می پسندیدی من داشتن چشم را دوست می داشتم، حال که تو مرا کور می پسندی من کوری را بیش از بینایی دوست دارم حضرت دید این مرد به مقام رضا رسیده رو کرد به آن مرد و فرمود: ای مرد من پیغمبرم و مستجاب الدعوه میخوای دعا کنم خدا چشاتو بهت برگردونه گفت: نه حضرت فرمود: چرا؟ گفت: آنچه مولای من برای من اختیار کرده بیشتر دوست دارم تا آنچه را که خودم برای خودم بخواهم ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗 پندانه تنها کسی که بیشترین درجه بدبختی را شناخته باشد می‌تواند بیشترین درجه خوشبختی را نیز درک کند. انسان باید در حال مرگ باشد تا بداند زنده بودن چقدر خوب است. 🌱الکساندر_دوما ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱مدام از کمبودهای زندگی صحبت نکنید . ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
❗️ پسرکی جلوی خانمی را میگیرد و با التماس میگوید : خانم، تو رو خدا یه شاخه گل بخرید زن در حالی که گل را از دستش میگرفت نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد! پسرک گفت، زیباست،چه کفش های قشنگی دارید ! زن لبخندی زد و با غرور گفت : بله، برادرم برایم خریده است، دوست داشتی جای من بودی ؟ پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت : نه، ولی دوست داشتم جای برادرت بودم، تا من هم برای خواهرم کفش میخریدم … آدم ها را با آرزوهاشون باید شناخت ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
🐈گربه را نشور حكیمی بر سر راهی می‌گذشت. دید پسر بچه‌ای گربه خود را در جوی آب می‌شوید. گفت: گربه را نشور، می‌میرد! بعد از ساعتی كه از همان راه بر می‌گشت دید كه بله…! گربه مرده و پسرك هم به عزای او نشسته. گفت: به تو نگفتم گربه را نشور، می‌میرد؟ پسرك گفت: برو بابا، از شستن كه نمرد ، موقع چلاندن مرد! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای هر کسی ارزشتون رو نیارید پایین.سازگاری با آدم سازگار خوبه👌 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗اولین زنی که به حضرت نوح (ع) ایمان آورد عموره، همسر صالحه حضرت نوح مادر سام و یکی از اجداد پیامبر بزرگوار اسلام، حضرت محمد است. عموره اولین زنیست که به حضرت نوح ایمان آورد. او قبل از ازدواج شنید که حضرت نوح با صدای بلند می گوید: ای مردم بگویید: لا اله الا الله و شهادت دهید که آدم و ادریس دو پیامبر برگزیده خدا بودند و بعد از من ابراهیم می آید که او نیز خلیفه خداوند است، بعد از او حضرت موسی و عیسی می آید که عیسی از روح القدس خلق خواهد شد، حضرت محمد مصطفی(ص) آخرین پیامبر خداست در این هنگام ندای حضرت نوح کوهها را به لرزه درآورد، آتشکده ها خاموش شد و عموره نیز با شنیدن آن صدا ایمان اورد. پدر عموره عصبانی شد. وی را تنبیه کرد و گفت: می ترسم پادشاه از جریان آگاه شود و ترا بکشد! عموره گفت: ای پدر! کجاست عقل و دانش مگر مشاهده نمی کنی. این مرد تنها و ضعیف، با یک فریاد، همه شما را هراسان کرد؟ اگر او پیامبر الهی نبود، هرگز جرات نمی کرد که چنین سخنانی را بگوید. ایمان راسخ عموره، باعث یک سال بدون غذا زندانی شدن او توسط پدرش شد. پس از یک سال که او را بیرون آوردند، نور عظیمی سرتاسر وجودش را احاطه کرده بود. پدر از حالت نیکویش تعجب کرد و پرسید: چگونه بی طعام، در زندان به سر بردی و نورانی و زنده ای؟ دختر گفت: در زندان به پروردگار نوح استغاثه کردم و حضرت نوح با استفاده از اعجاز، برایم غذا می آورد! پس از آزادی از زندان، حضرت نوح با عموره ازدواج کرد و ثمره آن، فرزند صالحی به نام «سام» بود که جانشین حضرت نوح شد ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🌱متنی_از_جنس_طلا هر کس به طریقی بالا می آید! یکی پایش را بر سر دیگری می گذارد یکی دستش را در جیب دیگری. دیگری دستش را بر زانوی خود میگذارد یکی هم پایش را بر روی تمام احساسات یا وجدانش. در آخر کسی در جای خود نمی ماند همه بالا می روند... مهم این است وقتی به آن بالا رسیدیم دریابیم چه ‌چیزی به دست آوردیم و چه چیز را به چه قیمت از دست دادیم...! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پو.ل و پارتی هیچ وقت باعث ماندگاری نخواهد شد! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
صبحتون بخیر 🌹 🌼