eitaa logo
داستان های جذاب
70.3هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.5هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
صبحتون بخیر 🌹 🌼
📗وقتی کریستف کلمب، از سفر معروف و پرماجرایش برگشت، ملکه‌ی اسپانیا به افتخارش مهمانیِ مفصلی ترتیب داد. درباریان که سر میز ناهار حاضر بودند با تمسخر گفتند: کاری که تو کرده‌ای هیچ کار مهمی نیست. ما نیز همه می‌دانستیم که زمین گرد است و از هر سویی بروی و به رفتن ادامه دهی، از آن سوی دیگرش برمی‌گردی. ملکه‌ی اسپانیا پاسخ را از کریستف کلمب خواست، کریستف تخم مرغی را از سر میز برداشت و به شخص کناری خود داد و گفت: این را بر قاعده بنشان ..‌! او نتوانست. تخم مرغ دست به دست مجلس را دور زد و از راست ایستادن و بر قاعده نشستن اِبا کرد. گفتند: تو خودت اگر می‌توانی این کار را بکن! کریستف ته تخم‌مرغ را بر سطح میز کوبید، تهِ آن شکست و تخم مرغ به حالت ایستاده ایستاد. همگی زدند زیر خنده که ما هم این را می‌دانستیم. گفت: آری شاید می‌دانستید اما انجام ندادید، من می‌دانستم و عمل کردم. انجام دادن چیزی که می‌دانیم احتیاج به شهامتی دارد که هر کسی توان انجامش را ندارد... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من آموخته ام که مردم فراموش خواهند کرد شما چه گفتید... فراموش خواهند کرد چه کردید... اما هرگز فراموش نمی کنند که چه حسی به آنها منتقل کردید. 🌱مایا آنجلو ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🌿اصالت چیست در زمانهای گذشته درب قصر یکی از پادشاهان لکه سیاهی افتاده بود خادمین دربار هر کاری کردند، نتوانستد لکه را از بین ببرند یک روز مرد فقیری از این موضوع مطلع شد و گفت من می دانم چرا درب قصر پادشاه سیاه شده است مرد فقیر را پیش پادشاه بردند و ایشان به پادشاه گفت داخل درب گرانبهای قصر شما کِرمی هست که مشغول خوردن  درب است! پادشاه به او خندید وگفت ای مردک مگر می شود در داخل درب کرم زندگی کند؟ مرد فقیر گفت  ای پادشاه من یقین دارم کرمی در آن وجود دارد پادشاه گفت بسیار خوب! دستور می دهم درب را بشکنند اگر کرمی نبود گردنت را می زنم مرد هم پذیرفت وقتی درب را شکافتند دیدند کِرمی زیر قسمت سیاهی لکه رنگ وجود دارد. پادشاه از پاسخ او خوشش آمد و دستور داد مرد فقیر را به گوشه ای از آشپزخانه برده و مقداری از پس مانده غذاها را به او بدهند! روز بعد پادشاه که سوار بر مرکب یکی از اسبانش شد بود رو به مرد فقیر کرد و گفت این بهترین اسب من است نظر تو چیست؟ مرد فقیر گفت شاید این اسب در تند دویدن بهترین باشد که هست  ولی یک ایرادی نیز دارد پادشاه سوال کرد ای مرد بگو ببینم چه ایرادی دارد؟ مرد فقیر گفت: این اسب در اوج دویدن هم که باشد وقتی رودخانه ای ببیند به درون آب می پرد پادشاه باورش نشد! برای اثبات ادعای مرد فقیر ، سوار بر اسب از کنار رودخانه ای گذشت ناگهان اسب با دیدن رودخانه سریع خودش را درون آب انداخت پادشاه از دانایی مرد فقیر متعجب شد و دستور داد که مرد فقیر را مجددا به محل قبلی برده و پس مانده غذاها را به بدهند. روز بعد خواست تا او را بیاورند وقتی فقیر را نزد پادشاه آوردند ؛پادشاه از او سوال کرد: مردک بگو دیگر چه می دانی؟ مرد که به شدت ترسیده بود گفت: می دانم که تو شاهزاده نیستی!! پادشاه به خشم آمد و او را به زندان افکند ولی چون دو مورد قبل را درست جواب داده بود در پی کشف واقعیت نزد مادرش رفت و گفت ای مادر راستش را بگو من کیستم این درست است که شاهزاده نیستم؟! مادرش بعد کمی طفره رفتن گفت:حقیقت دارد پسرم! من و شاه از داشتن بچه بی بهره بودیم و از به تخت نشستن برادرزاده های شاه هراس داشتیم؛ وقتی یکی از خادمان دربار تو را به دنیا آورد تو را از او گرفتیم و گفتیم ما بچه دار شدیم بدین صورت پادشاه از راز شاهزاده نبودن خود باخبر شد !! پادشاه بار دیگر مرد فقیر را خواست و از سِرّ دانایی او پرسید..... مرد فقیر گفت: علت سیاهی در را از آنجایی فهمیدم که هر چیزی تا از درون خودش خراب نشود از بین نمی رود! علاقه اسب به آب را چون پاهایش پشمی بود و کُلک داشتند فهمیدم که در زمان کُره بودن در زمان چریدن در چراگاه حتما روزی از شیر گاومیشی تغذیه کرده و حتما به آب تنی علاقه مند است. پادشاه پرسید : """اصالت"""  مرا چگونه فهمیدی؟! فقیر گفت: من پاسخ دو سئوال مهم زندگیتان را دادم ولی تو به جای پاداش مناسب، دو شب مرا به گوشه ای از آشپزخانه فرستادی و‌ غذای پسمانده دربار دادی چون این کار تو را دور از کرامت یک شاهزاده دیدم """"فهمیدم تو  نیستی"""" یادمان باشد بنیادی ترین ""خصایص ما انسان ها  ذاتی"" است هیچگاه آدم کوچک بزرگ نمی شود و هیچوقت بزرگ و بزرگ زاده کوچک نمی شود   نه هرگرسنه ای، فقیراست                      و نه هر بزرگی، بزرگوار مهم ""اصالت"" و ""ریشه""" آدماست و اینکه درچه مکتب و مسلکی و چگونه محیطی تربیت یافته است!! تو اول بگو با کیان زیستی         که تا من بگویم که تو کیستی ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💎خدایا آینده ی  همه مونو  روشن کن خدایا امیدمونو خاموش نکن اگه پسندیدی بنو.یس: الهی آمین🤲 و ا.ستوریش کن🙏🕊 و بفر.ست واسه هرکسی که عزیزته دوست خوبم🙏❤️ ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┅✿░⃟‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌♥️❃‎‌‌‎─═༅࿇࿇༅═─ 💬"رنج نبايد تو را غمگين كند" اين همان جايی ست كه اغلب مردم اشتباه ميكنند... رنج قرار است تو را هوشيار تر كند؛ چون انسانها زمانی هوشيارتر ميشوند كه زخمی شوند، رنج نبايد بيچارگی را بيشتر كند. رنجت را تنها تحمل نكن؛ رنجت را درک كن... اين فرصتی ست براى بيداری، وقتی آگاه شوی بيچارگی ات تمام ميشود... 🌸🍃 اگر كه به جاى محبتی كه به كسی كرديد از او بی مهری ديده ايد، مأيوس نشويد، چون برگشت آن محبت را از شخص ديگری، در زمان ديگری، در رابطه با موضوع ديگری خواهيد گرفت. شک نكنيد!🌸🍃   ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💎خدایا آینده ی  همه مونو  روشن کن خدایا امیدمونو خاموش نکن اگه پسندیدی بنو.یس: الهی آمین🤲 و ا.ستوریش کن🙏🕊 و بفر.ست واسه هرکسی که عزیزته دوست خوبم🙏❤️ ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ـ🌱🌱🌱 سرزنش کردن دیگران، بسیار آسان تر از پذیرفتن مسئولیت است. اما وقتی تصمیم می گیرید به شیوه ای عاری از بهانه، زندگی کنید، سکان زندگی را دوباره در دست می گیرید و این سکان فقط باید در دستان خودتان باشد . ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
روزی در جايی می‌خواندم كه شيطان، حضرت مسيح را به بالای برج اورشليم برد و گفت: اگر تو وابسته و عزيز خدايی، از اين بالا بپر تا خدای تو، تو را نجات دهد! مسيح آرام آرام، شروع به پايين آمدن از برج كرد.شيطان پرسيد، چه شد؟ به خدايت اعتماد نداری؟! مسيح پاسخ گفت: مكتوب است كه تا زمانی که مي تواني از طريق عقلت ، عاقبت کاری را بفهمی، خدايت را امتحان نكن! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
بعضی آدمها انگار چوب اند … تا عصبانی می‌شوند، آتش می‌گیرند، و همه جا را دودآلود می‌کنند ، همه جا را تیره و تار می‌کنند ، اشک آدم را جاری می کنند ... ولی بعضی‌ها این طور نیستند ؛ مثل عــود اند ... وقتی یک حرف میزنی که ناراحت می‌شوند، آتش می‌گیرند، ولي بوی جوانــمردی و انصاف می‌دهند ، و هرگز نامردی نمی‌کنند ... این است که می گویند : «هر کس را میخواهی بشناسی، در وقت عصبانیت، در وقت خشم بشناس.» ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام زمان بفگر ما نیست؟؟؟ سوال خیلیا گوش بدید ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751