📗داستان پندآموز
▪️در جمعی نشسته بودم بیحوصله بودم.
مجلهای برداشتم ورق زدم،
مداد لای آن را برداشتم همینکه توی دلم خواندم سه عمودی
▫️یکی گفت: بلند بگو
گفتم یک واژهی سه حرفیه، از همه چیز برتر است
حاج آقا گفت: خدا
تازه عروس مجلس گفت: عشق
شوهرش گفت: یار
کودک دبستانی گفت: علم
مامانم گفت: پول اگه نمیشه طلا، سکه
مادر بزرگ پیر گفت: عمر
سیاوش که تازه از سربازی آمده بود گفت: کار
محسن خندید و گفت: وام
یکی از آن میان بلند گفت: وقت
یکی گفت: آدم
دوباره حاج آقا گفت: خدا
▪️خنده تلخی کردم و مداد را گذاشتم سرجایش
ولی دریافتم، هرکس جدول زندگی خود را دارد،
▫️تا شرح جدول زندگی کسی را نداشته باشی حتی یک واژهی سه حرفی آن هم درست در نمیآید.
▪️شاید کودک پابرهنه بگوید کفش
کشاورز بگوید برف
لال بگوید سخن
ناشنوا بگوید نوا
نابینا بگوید نور
▫️ومن هنوز در اندیشهام که واژهی سه حرفی جدول زندگی من چیست؟
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چهار چیـز برایتـاڹ آرزو میکنـم :
١-نگاه خدا…
٢-سلامــتی…
٣-آرامــــش…
۴-شــــادی…
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
᭄•🍃⃟🌾᭄•🍃⃟🌾᭄•᭄•🍃⃟🌾
#داستان_جالبوخواندنی
⚜یه زن و شوهر که بیست ساله با هم ازدواج کردن تصمیم گرفتن که تابستون رو کنار دریا بگذرنونن و به همون هتلی برن که بیست سال پیش ماه عسلشونو اونجا گذروندن.
⚜ولی خانومه مشغله کاری داشت و بهمین دلیل توافق کردن که شوهره زودتر تنهایی بره و زنه دو روز بعد بهش ملحق بشه...
⚜مرده وقتی وارد اتاق هتل شد دید یه کامپیوتر اونجاست که به اینترنت هم وصله
پس تصمیم گرفت که یه ایمیل به خانومش بفرسته و اونو از احوالش مطمئن کنه
بعد از نوشتن متن، تو نوشتن حروف آدرس ایمیل زنش نا غافل یه اشتباه جزیی کرد و همین اشتباه باعث شد که نامه ش به آدرس شخص دیگه ای بره که از بد حادثه بیوه ای بود که تازه از دفن شوهرش برگشته بود...
⚜خلاصه بیوه هه کامپیوترو که روشن میکنه و میره سراغ ایمیلش تا پیامهای تسلیت رو چک کنه
😁بحالت غش روی زمین میوفته😨
همزمان پسرش از راه میرسه و سعی میکنه مادرشو به هوش بیاره یه هو چشمش به کامپیوتر میوفته و پیامو میبینه که اینطوری نوشته:
💓#همسرعزیزم...
بسلامت رسیدم و شاید از اینکه از طریق اینترنت باهات ارتباط برقرار کردم شگفت زده بشی چرا که اینجا هم به اینترنت وصل شده و هر کسی میتونه اوضاع و اخبار خودشو روزانه به اطلاع بستگان و دوستاش برسونه
⚜من الآن یه ساعتی میشه که رسیدم و مطمئن شدم که همه چی رو آماده کردن و دو روز دیگه منتظر رسیدنت به اینجا هستم...
خیلی مشتاق دیدارتم و امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من سریع رخ بده.
⚜راستی!نیازی به آوردن لباسهای ضخیم نیست چون اینجا جهنمه و هوا خیلی گرمه😐🤣
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مادر تنها موجودیست که وقتی بین بچه هایش اختلاف می افتد برای هر کدام جداگانه غصه میخورد
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شوهرِ به درد نخور نباش!
🎙 صحبتهای دکتر سعید عزیزی
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخرکلیپ بی نظیره و ناب، لطفا ببینید
اگه خوشت اومد ا.ستوریش کن و بفر.ست بره📩🙏
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
ـ🌱🌱🌱
كسی كه سيگاريه هر ثانيه از سيگارش عكس نميذاره چون واسش عادی شده،
كسی كه خونه خوب و ماشين خوب داره هم همينطور، اونی كه هميشه غذای خوب ميخوره هم عكس نميذاره چون براش عاديه، كسی كه واقعا رابطش خوبه هم حرفی ازش نميزنه چون عاديه...
ميدونيد بحثِ چیه؟
اصالت
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
تا وقتی کسی در کنارت هست
خوب نگاهش کن...!
گاهی آدم ها آنقدر سریع میروند
که حسرت یک نگاه سرسری را هم
به دلت میگذارند!!
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
📚#دآســټـآنک
فردی بـه پزشک مراجعه کرده بود. در حین معاینه، یک بازرس از راه میرسد و از پزشک میخواهد کـه مدارک پزشکی خود را ارائه بدهد.پزشک بازرس رو بـه کناری میکشد و پولی در دست بازرس میگذارد و میگوید: "من پزشک واقعی نیستم. شـما این پول رو بگیر و بیخیال شو."
بازرس پول را میگیرد و میخواهد از در خارج شود، در این حال مریض که شاهد این ماجرا بود، یقه بازرس را میگیرد و اعتراض میکند.
بازرس در جواب میگوید:"من هم بازرس واقعی نیستم و فقط برای اخاذی اومده بودم ولی توی مریض میتونی از پزشک قلابی شکایت کنی."
مریض لبخند تلخی می زند و میگوید:" اتفاقا من هم مریض نیستم و فقط اومده بودم گواهی بگیرم نرم سرکار!"
و این است حکایت ما در جامعه ؟!!
قصه ها
برای "بیدار کردن" ما
نوشته شدند ؛
اما تمام عمر
ما برای "خوابیدن"
از آن ها استفاده کردیم ...!
💢 در جامعهای کـه هر کس بن نوعی آلوده بـه فساد یا حداقل خطا!! میباشد، چگونه میشود با فساد به طور قطعی و ریشهای مبارزه کرد؟
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
در عجبم از مردی که از ترس خط و خش به ماشینش چادر می پوشاند
اما همسر و دخترش را بدون چادر در خیابان رها می کند !
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751