eitaa logo
داستان های جذاب
70.4هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.6هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از این شش نفر فاصله بگیر🌹👌 میخوای آرامش داشته باشی این کلیپ و سیو کن و هر روز گوش بده ... بفرست برای اون آدم های که برات مهم هستند..👌🌹 ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
♥️🍃 محبت ” شکر”است و آدم ها” چای” کم بریزی ,احسای کمبود می کنند وزیاد بریزی,سیر می شوند. باید در محبت کردن به آدمها میانه نگه داری تا نه آنها آسیب ببینند نه تو… قبل از آنکه شکر بریزی,ظرفیت فنجان را بسنج؛که چای های کم شیرین بی میل می کنند وچای های بیش اندازه شیرین,حال آدم را به هم می زنند. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جملات گاندی خودش یک کتاب است که باید در هر کلمه اش تفکر کرد خوب من هنر در فاصله هاست ... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🔆 ✍ گوزنی که به شاخ‌هایش مغرور شد 🔹گوزنی بر لب آب چشمه‌ای رفت تا آب بنوشد. 🔸عکس خود را در آب دید، پاهایش در نظرش باریک و اندکی کوتاه جلوه کرد، غمگین شد اما شاخ‌های بلند و قشنگش را که دید، شادمان و مغرور شد. 🔹در همین حین چند شکارچی قصد او کردند. 🔸گوزن به سوی مرغزار گریخت و چون چالاک می‌دوید، صیادان به او نرسیدند اما وقتی به جنگل رسید، شاخ‌هایش به شاخه درخت گیر کرد و نتوانست به تندی بگریزد. 🔹صیادان که همچنان به دنبالش بودند، سر رسیدند و او را گرفتند. 🔸گوزن چون گرفتار شد با خود گفت: دریغ، پاهایم که از آن‌ها ناخشنود بودم، نجاتم دادند اما شاخ‌هایم که به زیبایی آن‌ها می‌بالیدم، گرفتارم کردند. 🔹چه بسا چیزهایی که از آن‌ها ناشکر و گله‌مندیم پله صعودمان باشند و چیزهایی که در رابطه با آن‌ها مغروریم، مایه سقوطمان باشند. ‎‎‌‌‎┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
214.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر بار که نمی‌دانم چطور می‌خواهم پیش بروم خدا ظاهر می‌شود... 🤲🙏خدای خوب 🙏🤲 ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
'انسانها... شبیه هم عمر نمی کنند یکی زندگی می کند یکی تحمّل! انسانها شبیه هم تحمّل نمی کنند یکی تاب می آورد یکی می شِــــکند... انسانها شبیه هم نمی شکنند یکی از وسط دو نیم می شود دیگری تکه تکه... تکه ها شبیه هم نیستند تکه ای یک قرن عمر می کند تکه ای یک روز..."   ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
صبحتون بخیر 🌹 🌼
مرد جوانی که می خواست راه معنويت را طی کند به سراغ استادی رفت. استاد خردمند به او گفت:" تا يک سال به هر کسی که به تو حمله کند و دشنام دهد پولی بده." تا دوازده ماه بعد هر کسی به جوان حمله می کرد جوان به او پولی می داد. آخر سال باز به سراغ استاد رفت تا گام بعد را بياموزد.استاد گفت:" به شهر برو و برايم غذا بخر. همين که مرد رفت استاد خود را به لباس يک گدا در آورد و از راه ميانبر کنار دروازه شهر رفت. وقتی مرد جوان رسيد، استاد شروع کرد به توهين کردن به او. جوان به گدا گفت:" عالی است! يک سال مجبور بودم به هر کسی که به من توهين می کرد پول بدهم اما حالا می توانم مجانی فحش بشنوم ، بدون آنکه پشيزی خرج کنم. " استاد وقتی صحبت جوان را شنيد رو نشان داده و گفت:" برای گام بعدی آماده ای چون ياد گرفتی به روی مشکلات بخندی !" ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر اتفاقی بود تمام شد رفت، ذهنتان را با اینهمه انرژی منفی پر نکنید. قلب‌تان را سبک کنید و به روزهای خوبِ آینده فکر کنید.. 🌹🌹 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
♥️🍃 هر از گاهی خودت را هَرَس کن! شاخه‌های اضافیت را بزن! پای تمام شاخه‌های بریده‌ات بایست! تمام سختی‌هایت... دردهایت... باغبانی کن خودت را، خاطرات بدت را، سَبُک کن فکرت را، از هر چه آزارت می‌دهد... ریاضیدان باش! حساب و کتاب کن، خوبی‌های زندگیت را جمع کن، آدم‌های بدِ زندگیت را کم کن، همه چیز خوب می‌شود... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
𖣇⃟ཽ࿆᪥⃟‌‌💦᪥❮‌‌« ⃟🌸 👍تلنگر حدود چهل سال پیش که در دانشگاه تهران تحصیل میکردم روزی امتحان تاریخ داشتیم ، استاد آمد و فقط یک سوال داد و از کلاس بیرون رفت. "مادر یعقوب لیث صفار از چه نظر در تاریخ معروف است؟" از هر کدام از همکلاسی هایم پرسیدم نمیدانستند. تقلب هم آزاد بود چون مُراقب و مُمتِحنی حضور نداشت اما براستی هیچکس چیزی نمیدانست. همگی دو ساعت نوشتیم  از صفات برجسته این بانوی بزرگِ ایرانی: ازشجاعت او - از مهارت در شمشیر زنی،  تیراندازی و اسب سواریِ او-   از  تقوا ، اخلاق و رفتارِ شایسته ی بانویی چون او !  خلاصه هرچه که در شأن و شخصیتِ مادرِِ سرداری چون یعقوب لیث صفاری به ذهنمان آمد نوشتیم ! استاد بعد از دو ساعت آمد و ورقه ها را جمع کرد و رفت . چند روز بعد موقعِ اعلام نتایج امتحان تاریخ،  در تابلو ، مقابل اسامی همه نوشته شده بود: مردود !!! برای اعتراض به دفتر استاد رفتیم  . استاد گفت کسی اعتراض دارد ؟ همه گفتیم آری. گفت: خوب پاسخ صحیح را چرا ننوشتید؟ پرسیدیم پاسخ صحیح چه بود استاد؟ گفت: "در هیچ کتاب و منبع و سندٍ تاریخی ، نامی از مادر یعقوب لیث صفار برده نشده است .  پاسخ صحیح  "نمیدانم بود ". همه چند صفحه نوشته بودید اما کسی شهامت نداشت بنویسد: " نمیدانم " ملتی که فکر میکند ، همه چیز میداند، ناآگاه است. بِروَید با کلمه زیبای نمیدانم آشنا شوید، زیرا  فردا ، گرفتارِ نادانی خود خواهید شد".   ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مادر تو هر خونه‌اے مثل چراغ اون خونه میمونه خدایا چراغ هیچ خونه ای رو خاموش نکن 🙏♥️♥️ .┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751