eitaa logo
داستان های جذاب
70.5هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.6هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨خونه هر کسی پر از رد پای زندگیه… یکی غذا می‌پزه، یکی لبخند می‌زنه، یکی در رو به روی تو باز می‌کنه، اما بعضی‌ها به جای دیدن محبت، دنبال خاک روی لوستر می‌گردن! این یعنی دل آلوده… چون آدمی که دنبال عیب بگرده، همه جا عیب پیدا می‌کنه. یاد بگیریم وقتی مهمون می‌شیم، زیبایی‌ها رو ببینیم نه نقص‌ها. زندگی قشنگ‌تر می‌شه وقتی به جای خاک، دنبال عشق بگردیم ❤️ ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1  
صبحتون بخیر 🌹 🌼 🌹
📗بوی ماه مهر! یادم میاد روزهای اولی که مدرسه رفتم، زنگ تفریح که می‌شد کیفم رو برمی‌داشتم‌ و به حیاط میومدم. اولش فکر می‌کردم فقط من این کار رو کرده‌ام. با یه نگاه کوتاه به حیاط، متوجه میشدم همه کلاس اولی‌ها کیف به دست تو حیاط، قدم‌ می‌زنن؛ ولی دانش آموزان دیگر پایه‌ها کیفشون رو در کلاس، گذاشته بودن و تو حیاط قدم میزدن! علتش این بود که اونا به فضا آشنا بودند و احساسی همراه با امنیت داشتن. احساسی که من کلاس اولی نداشتم! کم کم این احساس، برای من و همکلاسی هام هم بوجود اومد! اگر در هر سیستم و حکومت و مملکتی، احساس امنیت در هر زمینه‌ای باشه، مردم اون کشور، نگران نیستن؛ ولی اگر امنیت اخلاقی، اقتصادی، سیاسی، سرمایه‌گذاری و....نباشه همه مردم یک کشور، همیشه مانند بچه‌های کلاس اولی هستند. احساس ناامنی ولشون نمیکنه! به امید روزی که امام‌ عصر علیه‌السلام بیاد و دلشوره ها رو به امنیت و نشاط و امیدواری بدل کنه! به امید روزی که همه مردم جهان کیفها را با خیال راحت رها کنند و بیرون بیایند!! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼معلم و شاگرد 🌱دکتر الهی قمشه ای ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
روزی عارف کبیری در خانه اش نشسته بود، پیرمردی از روستایی دور به دیدن او آمد و گفت: "ای قدیس! چه گویم که به خدا برسم و محبوب او شوم؟!" عارف نگاهی به او کرد و گفت: خوش بگذران، با شادی ات خدا را نیایش کن لحظاتی بعد مرد جوانی به حضور عارف رسید و گفت: "چه کنم تا به خدا برسم؟ عارف گفت: "زیاد خوش گذرانی نکن! جوان تشکر کرد و رفت یکی از شاگردانش که آن جا نشسته بود گفت: "استاد بالاخره معلوم نشد که باید خوش بگذرانیم یا نه! "عارف گفت: "سیر و سلوک روحانی و رسیدن به حضور حق مانند بندبازی است که چوبی در دست دارد گاهی آن چوب را به طرف راست و گاهی به طرف چپ می برد تا تعادل خود را روی بند نگه دارد. آن چوب را چوب تعادل گویند!" به خاطر بسپار: تعادل و میانه روی یگانه راه حصول به خلوت حق می باشد ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
697.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مهمانی تا سه روز است ‼️ پیامبر اکرم صلی الله: مهمانی تا سه روز است بعد از آن هرچه به او دهی صدقه محسوب می‌شود ! هیچکس از شما در منزل برادر خود آنقدر نماند که او را گناهکار پندارد! عرض شد: یا رسول الله چگونه گناهکارش مپندارد ؟! فرمود: اینقدر می‌ماند که میزبانش نمی‌تواند خرج او را تامین نماید! 📗الکافی، ج۶، ص۲۸۳ ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
یکی از دوستام و خانمش میخواستن از هم جدا بشن ، یه روز تو یه مهمونی بودیم ازش پرسیدم خانومت چه مشکلی داره که میخوای طلاقش بدی؟ گفت: یه مرد هیچ وقت عیب زنشو به کسی نمیگه ... وقتی از هم جدا شدن پرسیدم چرا طلاقش دادی؟ گفت آدم: پشت سر دختر مردم حرف نمیزنه ... بعد از چند ماه از هم جدا شدن و سالِ بعدش خانومش با یکی دیگه ازدواج کرد ؛ یه روز ازش پرسیدم خب حالا بگو چرا طلاقش دادی؟ گفت: یه مرد هیچوقت پشت سر زنِ مردم حرف نمیزنه ... یادمان نرود کثیف ترین انسان کسی است که راز دوران دوستی را به وقت دشمنی فاش سازد ... ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آدم‌ها فکر می کنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، جور دیگری زندگی می کنند، شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود. فکر می کنند می توانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص! اما حقیقت ندارد.. اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم، اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم، اگر آدمِ ساختن بودیم، از همین جای زندگیمان به بعد را مى ساختيم ...! ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
ـ🌱🌱🌱 ‏صادق هدایت تو کتاب سه قطره خون میگه: این گربه که خودش را لوس می‌کند و خودش را به من می‌مالد تا مالامال بشود اگر یک کله خروس جلویش بیاندازی خوی درندگی و پدر سوختگیش را رو میکند برایت. اکثر اطرافیانمون مثل گربه‌ی صادق هدایت هستن. خوبن ولی تا جایی که واسه منافعشون تهدید نباشی... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼فرمول استراحت 🌱حتما این فیلم را تا آخر ببینید عالیه👆 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
اگر بنا بود تمامِ آدمهاى روىِ زمين از ابتداى خلقت تا آخرين روزِ عمرشان، كنارِ هم ميماندند، به روزمرگى به يكنواختى دچار ميشدند... دنيا به آدمهاى رفتنى، به ناگهانى رفتن ها، به نيمه كاره رها شدن ها، نياز دارد نياز دارد تا قدر بدانيم تمامِ دو نفره هايمان را تا قدر بدانيم كنارِ هم بودن ها را منفى اگر نباشد،مثبت بى معناست رفتن اگر نباشد،ماندن ارزشی ندارد... ‌ ‌ ‌ 🌱چه رفتن ها که می ارزد به ماندن های پوشالی... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗اميد همان زندگی است ▫️گفته اند اسبی به بيماری گرفتار آمد و پشت دروازه شهر بيفتاد . صاحب اسب او را رها کرده و به داخل شهر شد مردم به او گفتند اسبت از چه بابت به اين روزگار پرنکبت بيفتاد. مرد گفت از آنجايی که غمخواران نازنينی همچون شما نداشت و مجبور بود دایم برای من بار حمل کند. ▪️يکی گفت براستی چنين است .من هم مانند اسب تو شده ام . مردم به هيکل نحيف او نظری انداختند و او گفت زن و فرزندانم تا توان داشتم و بار می کشيدم در کنارم بودند و امروز من هم مانند اسب اين مرد تنهايم و لحظه رفتنم را انتظار می کشم . می گويند آن مرد نحيف هر روز کاسه ای آب از لب جوی برداشته و برای اسب نحيف تر از خود می برد . ▫️و در کنار اسب می نشست و راز دل می گفت . چند روز که گذشت اسب بر روی پای ايستاد و همراه پيرمرد به بازار شد. صاحب اسب و مردم متعجب شدند . ▪️او را گفتند چطور برخاست . پيرمرد خنده ای کرد و گفت از آنجايی که دوستی همچون من يافت که تنهايش نگذاشتم و در روز سختی کنارش بودم . ▫️می گويند : از آن پس پير مرد و اسب هر روز کام رهگذران تشنه را سيراب می کردند و ديگر مرگ را هم انتظار نمی کشيدند… ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751