هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
─═༅🍃🌸░⃟⃟❤✨
📚حکایت
حکایت دو گنجشک از کتاب کلیله و دمنه
روزی، روزگاری، دو گنجشک، لانه ای در سوراخی بالای دیوار یک خانه داشتند. دوران زندگی دو گنجشک در آن جا به خوبی و خوشی سپری میشد. پس از مدتی آن دو گنجشک، فرزندی را به دنیا آوردند و خوشحال و خرم شدند. یک روز که گنجشک پدر در جستجوی غذا از لانه بیرون رفته بود؛ در آن نزدیکی ها مار بدجنسی بود که وارد لانه شد. گنجشک مادر با دیدن مار پرواز کرد و روی دیوار نشست، ولی جوجه گنجشک نمیتوانست پرواز کند. مار به جوجه گنجشک، نزدیک شد. گنجشک مادر، سر و صدا کرد و با نزدیک شدن به مار، او را نوک زد، اما مار بدجنس به کارش ادامه داد و پس از بلعیدن جوجه روی همان لانه خوابید.
گنجشک پدر، پس از گذشت مدت کمی رسید. گنجشک مادر، قضیه را با گریه تعریف کرد. گنجشک پدر هم ناراحت شد اما دیگر نمی شد برای جوجه ی از دست رفته کاری کرد. دو گنجشک تصمیم گرفتد تا از مار، انتقام جوجه ی خود را بگیرند. ناگهان گنجشک پدر تصمیم گرفت که یک تکه چوب نیم سوز را از اجاق خانه بردارد. پس آنرا به نوک گرفت و سریع پرید و داخل لانه انداخت.
دود غلیضی در اثر افتادن چوب نیم سوز روی چوب های خشک لانه بلند شد. بعضی از افراد، این کار عجیب گنجشک را در خانه دیدند. آنها برای پیشگیری از آتش سوزی خانه به دنبال نردبان گذاشتند تا آتش را خاموش کنند. درست در زمان فرار کردن مار از لانه، آنها مار را دیدند. یکی از افراد، ضربه محکمی را با استفاده از چوب دستش به سر مار زد و آن را کشت. دو گنجشک، پس از گرفتن انتقام جوجه خود، پرواز کردند تا بروند و لانه جدیدی را بسازند.
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀📌همه چیز اونطور که میبینی نیست چون🙇🏻♂️
💬داستان
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حضرت عیسی با جمعی نشسته بود
که هیزم شکنی از آن راه با خوشحالی و خوردن نان میگذشت
حضرت عیسی فرمود شما تعجب نمیکنید این مرد یک ساعت دیگر زنده نیست ؟!
ولی آخر همون روز مرد را دیدند که با بسته هیزم میآید تعجب کردند و از حضرت علت نمردن را پرسیدند ؟!
حضرت فرمود: هیزومت را باز کن وقتی باز کرد مار سیاهی لای هیزم دید
حضرت فرمود: این مار باید این مرد رو بکشد ولی تو چه کردی که از این خطر عظیم نجات یافتی؟!
گفت نان میخوردم که فقیری از مقابلم رد شد قدری به او دادم و او مرا دعا کرد
حضرت فرمود:
بر اثر همان دستگیری از مستمند خداوند این بلای ناگهانی را از تو برداشت ۵۰ سال دیگر زنده خواهی بود
آگاه باش که هیچ چیز اتفاقی نیست و همه برای امتحان تو و نجات تو و رشد تو خلق شده.
📗منبع : تفسیر نمونه، ج 3، ص 223
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
ـ🌱🌱🌱
◀️هیچوقت از توبه خسته نشوید!
◀️اگر چه گناه را پشت سر هم تکرار میکنید
◀️آیا هر بار که لباست کثیف می شود آن را نمی شویی؟
◀️گناه هم این چنین است.
◀️باید پشت سرهم استغفار کرد
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂شما هم بوی پاییز رو حس می کنید؟
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌برای خودت زندگی کن...
🌱دکتر_سعید_عزیزی
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه مارا از
چوب خدا ترساندند
ولی یکی
به بوسه خدا
امیدوارمان نکرد
درحالیکه خداوند کلامش را همیشه با
الرحمن والرحیم آغاز می کند
بارش بوسه های بی منت
خداوند را برایتان آرزومندم
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
📗پرهیز از غضب
🌱مردی خدمت پیامبر رسید و عرض کرد: یا رسول الله! مرا چیزی بیاموز که باعث سعادت و خوشبختی من باشد. حضرت فرمود: «برو و غضب نکن و عصبانی مباش!» مرد گفت: همین نصیحت برایم کافی است.
🌱سپس نزد خانواده و قبیله اش بازگشت. دید پس از او حادثه ناگواری رخ داده است؛ قبیله او با قبیله دیگر اختلاف پیدا کرده [و] مقدمه جنگ میان آن دو آماده است و کار به جایی رسیده که هر دو قبیله در برابر یکدیگر صف آرایی کرده، اسلحه به دست گرفته اند و آماده یک جنگ خونین هستند. در این حال، مرد برانگیخته شد و بی درنگ لباس جنگی پوشید و در صف بستگان خود قرار گرفت.
🌱ناگاه اندرز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که فرموده بود: غضب نکن، به خاطرش آمد. سلاح جنگ را بر زمین گذاشت و به سوی قبیله ای که با خویشان او آماده به جنگ بودند، شتافت و به آنان گفت: مردم! هرگونه ضرر و زیان مثل زخم و قتل که از جانب ما به شما وارد شده و علامت ندارد (ضارب و قاتلی معلوم نیست)، به عهده من است و من آن را به طور کامل از مال خود می پردازم و هرگونه زخم و قتل که ضارب و قاتلش معلوم است، از آنها بگیرید.
🌱بزرگان قبیله پیشنهاد عاقلانه او را شنیدند، دلشان نرم شد و شعله غضبشان فرو نشست و از او تشکر کردند و گفتند: ما نیازی به این چیزها نداریم و خودمان به پرداخت جریمه و عفو و گذشت سزاوارهستیم. بدین گونه، با ترک غضب، هر دو قبیله با یکدیگر صلح و آشتی کردند و آتش کینه و عداوت در میانشان خاموش گردید.
📗داستان های بحارالانوار، قم، دارالثقلین، 1377، ج 3، ص 277.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاش یه روزی دنیا انسانها رو بر اساس دلشون انسانیتشون نفسشون
انتخاب کنه ...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
─═हई 🔘📚🌸📚🔘 ईह═─
⭐️✨برای داشتن زندگی با عزت بی شک باید
به فلسفه ی وجودی رفتارها دقت کرد..
قانع باش، غنی میشوی..
ساده باش، عمیق میشوی..
قضاوت نکن، عادل میشوی..
بنده خـدا باش، آزاد می شوی..
خــودت باش، بیهمتا میشوی..
ضعف خود را بپذیر ، قوی میشوی.
دوست داشتهباش، محبوبمیشوی..
تسلیم سرنوشت شو، حاکم تقدیر میشوی..
سکوت پیشهکن، همه چیز گویا میشود..
دخالت را رها کن، هدایت آغاز میشود..
سخنت را کوتاه کن، تأثیرش زیاد میشود..
برخود حکومت کن ، از خود فراتر میروی..
به تاریکی ذهن آگاه شو،
روشنایی وجودت را فرا میگیرد..
ذهنت را در «هیچ کجا» متمرکز کن،
« همه چیز » در ذهنت جا میگیرد..
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱کبر ورزیدن
در هر حالی مزمومه✋️
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751