ـ🌱🌱🌱
یحتمل، چند سال بعد فراموش کردهایم این روزهای خاکستری و رنگ پریده را، فراموش کردهایم که تا خرتناق در یاس و بلاتکلیفی و اضطراب فرو رفته بودیم، فراموش کردهایم که دلمان لک زدهبود برای یک پرس آغوش داغ و یک فنجان حالِ خوب.
یحتمل چند سال بعد زخم این روزها دیگر آنقدرها کاری و عمیق نیست، فقط هرساله روز کشف علاج این طاعون را جشن خواهیمگرفت و هرکس لابهلای ذهن ناهوشیارش دنبال خاطراتی از اینروزها خواهدبود برای تعریف کردن.
یحتمل تمام دردها، سختیها و رنجها، خاطره میشوند و از زخمها فقط رد باریکی به جا خواهدماند برای تداعی...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم؛
بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !
بعد از چند روز به دوستی
بعد از چند ماه به همکاری
بعد از چند سال به همسایه ای …
اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !
دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می بایست را به او ببخشیم.
او که یگانه است و شایسته
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
«رفیق» موجود خوبیست، آدم را دلگرم میکند به زیستن. میتوان با او از دلخوریها حرف زد و آرام شد، میتوان عصرهای دلگیر پاییز با او قهوه نوشید و از خاطرات خوب حرف زد و رویاهای قشنگ بافت. میتوان با او سفرهای زیادی رفت و دلخوشیهای زیادی ساخت.
«رفیق» موجود عزیزیست. کسیست که میتوان در دل شرایط سخت به او امید داشت و از عجیبترین تصورات و پلیدترین احساساتِ موجود، با او حرف زد. میتوان کنار او حقیقیترین نسخه از خود بود و دیوانگی کرد و همچنان دوست داشتهشد.
هر آدمی در طول حیاتش نیاز دارد به یک رفیق ، برای تمام شرایط، برای تمام عمر. هر آدمی نیاز دارد با یکی که دلسوز است و خیرخواه است و از تماشای شادی و موفقیت او ذوق میکند؛ رفیق باشد و هرجای زندگی که دلش گرفت، کنارش بنشیند و با او از هر دری حرف بزند. که بیبرنامه با هم بزنند به دل کوچه و خیابان و دیوانگی کنند و لذت ببرند از اینکه هستند، از اینکه کنار هم هستند.
#نرگس_صرافیان_طوفان
─┅─═इई 🍁🍂🍁ईइ═─┅─
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱می تپد قلبم و با هر تپشی
قصه ی عشق تو را می گوید
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃
🌹🍃🌹
🍃🌹
🌹
نمونه ای از تقوای واقعی ...
♥️داستان زن بدکاری که عاشق جوانی مسلمان شد.
جوانی زیبا که همواره برای نماز به مسجد کنار خانه ی دختر میرفت اما از خداوند میترسید،
و دختر هم دارای ثروت و زیبایی بود.
دختر چندین بار جوان را به منزلش دعوت کرد
و با روش های بسیاری تلاش کرد که او را فریب دهد اما شکست خورد و محبت این دختر وارد قلب جوان شد ..
🗯اما توانست محبت خداوند را در قلبش ثابت نگه دارد..
پس نامه ای برای دختر فرستاد :
حرام مسیری است که من از آن عبور نمیکنم واین چیزی نیست که با آن در میان مردم زندگی کنی ..
پس پاکیزه و عفیف باش، زیرا من به دنبال آنچه که میخواهی نمیروم پس با غمگینی بر همین حالت بمان، من از تو محافظت میکنم
پس دوست نادانی و دو دلی نشو !!
♥️دختر بعد از اینکه نامه را خواند در جواب گفت:
از همه ی چیزهایی که الان گفتی دست بردار
نیازم را برطرف کن ای سنگ دل .. عبادت کردن را رها کن، من عبادات نمیکنم و این چیزهارا قبول ندارم ..
سپس جوان مسلمان این مسئله را با یکی از دوستانش در میان گذاشت ..
نه بخاطر اینکه با دختر قرار بزارد و با او کار ناشرعی انجام دهد و یا به او خیانت کند
بلکه برای اینکه با دوستش مشورت کند
و راه حلی برای این مشکل پیدا کند ...
🗯دوستش به او گفت:
چرا چند نفر از نزدیکانت را به سویش نمیفرستی
برای اینکه نصیحتش کنند و مانع کارهایش شوند و از او بخواهند دست از سر تو بردارد ...
جوان گفت سوگند به الله چنین کاری را انجام نمیدهم نمیخواهم سخن سر زبان مردم این دنیا شوم زیرا عار و ننگ بودن در این دنیا بهتر از آتش روز آخرت است ...
عار در مدت کوتاه دنیا از بین میرود و چیزی که در آن نهفته است و وجود دارد اذیتم میکند.. و تا زمانی که توانایی دارم نمیگذارم بر من غلبه کند ..
♥️من صبر میکنم صبری آزادانه و منتظر پاداشی میمانم، باشد که خداوند مرا از بهشت فردوسش نزدیک کند ...
سپس رهایش کرد بعد از ارسال این پیام .
اما تلاش های دختر ادامه داشت
و مدام به جوان میگفت یا باید بیایی برای
دیدن من یا من به دیدنت می آیم ...
سپس برایش نامه ای فرستاد وگفت:
ای زن دست از این کارهایت بردار و رهایم کن..
🗯پس زن، جوان را جادو کرد که شب به خانه ی ایشان برود، هنگامی که شب فرا رسید ، جوان احساس عجیبی داشت ، حس میکرد چیزی دارد تلاش میکند که او را نزد دختر ببرد ، خیلی مقاومت کرد اما نمی توانست .. پاهایش او را به سمت بیرون میبردند ! پس نزد پدرش رفت و گفت:
باید چه چیزی به او میگفت !!
گفت: پدر مرا دستبند بزن و اسیرم کن !!
♥️پدر مخالفت کرد اما جوان اصرار میکرد که این کار را انجام دهد
پس پدرش او را به ستون خانه بست ...
جوان گفت: پدر حتی اگر گریه کردم مرا باز نکن !!
ساعت ها از شب میگذشت و درد و رنج جوان بیشتر میشد .. وتمام شب را از شدت درد فریاد میزد و گریه میکرد تا اینکه صبح شد و کم کم صدایی از جوان شنیده نشد ! هنگامی که پدرش نزد او رفت
🗯دید که پسرش دار فانی را وداع کرده ...
این کارش بخاطر الله بود ..
زیر بند پدرش جان داد اما به پروردگارش خیانت نکرد و به همین خاطر الله از او محافظت کرد ...
ای کاش هر گاه که فتنه ای میخواست ما را فریب دهد میگفتیم: (پدر مرا غل وزنجیر کن💔)
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
╭
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تهش خاله پیروز میشه یا عمه؟؟! 🤔
فقط اونجایی که میگه خخخخخ پشیمون میشه میگه عمه!😂😂😂😂
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
🌼زندگی
فقيری سه عدد پرتقال خريد
اولی رو پوست كَند خراب بود
دومی رو پوست كَند اونم خراب بود
بلند شد لامپ رو خاموش كرد و سومی رو خورد.
گاهی وقتا بايد خودمون را به نديدن و نفهميدن بزنيم تا بتونيم كنيم...!
وقتى گرسنه اى
يه لقمه نون خوشبختيه
وقتى تشنه اى
يه قطره آب خوشبختيه
وقتى خوابت مياد
يه چرت كوچيك خوشبختيه…
خوشبختى يه مشتى از لحظاته…
يه مشت از نقطه هاى ريز ، كه وقتى كنار هم قرار مى گيرن
يه خط رو ميسازن به اسم
زندگى …
قدرخوشبختى هاتونو بدونيد
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
گاهی به خودت احترام بگذار ...!
یک چای داغ، بریز داخل زیباترین
استکان خانه ! یک دانه شیرینی هم بگذار کنارش، همراه یک آهنگ
دلنشین و به خودت بگو :
بفرمایید چایتان سرد نشود !
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗تو انیمیشن ماداگاسکار یه پنگوئن بود کل زندگیش رو داده بود دندون طلا ساخته بود بتونه سیب بخوره بعدش فهمیده بود سیب دوست نداره. کل تلاش هایی که تو زندگیم کردم مثل این پنگوئن بی معنی بود و بعدش می فهمیدم که اون مورد اصلا ارزش تلاش کردن نداشت. کاش دیگه برای هیچ چیزی تلاش نکنم.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️گذشته رو بفروش به خدا ...
🌼ای کاش و چرا نداریم...!
🌱استاد_شجاعی
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751