eitaa logo
داستان های جذاب
70.8هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.6هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
صبحتون بخیر🌹🌼🌹🌼
📗داستان_کرامت 🌱امیرالمومنین_علی ﷺ روايت شده كه حضرت على ﷺروزى بر منبر كوفه خطبه مى خواند و در ضمن خطبه فرمود: اى مردم از من بپرسيد، قبل از اينكه مرا از دست بدهيد. از راه هاى آسمان ها بپرسيد كه من به آنها داناتر از راه هاى زمين هستم . پس مردى از بين آن جماعت برخاست و گفت : يا اميرالمؤ منين ، جبرئيل الآن كجاست ؟ فرمود: مرا بگذار تا بنگرم . سپس نگاهى به بالا و بر زمين و به راست و چپ نموده ، فرمود: تو جبرئيل هستى . پس جبرئيل از بين آن قوم پرواز كرد و با بالش سقف مسجد را شكافت و مردم تكبير گفتند و عرضه داشتند: يا اميرالمؤمنينﷺ ، از كجا دانستى او جبرئيل است ؟ فرمود: من به آسمان نظر انداختم و نظرم به آن چه بر بالاى عرش و حجب بود رسيد. وقتى به زمين نگاه كردم ، بينايى من در تمام طبقات زمين تا ثرى (قعر آن ) نفوذ كرد و هنگامى كه به راست و چپ نگاه كردم ، آنچه را خداوند آفريده ديدم ، ولى جبرئيل را در بين مخلوقات نديدم ، به همين علت ، دانستم كه اين (سؤ ال كننده ) همان جبرئيل است . ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام سجاد علیه السلام فرمودند : من حاضرم یک دستم را بدهم، شیعیان ما دو گناه را انجام ندهند! 🌱حاتمی ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هر کس دنیا را از زاویه دید خود قضاوت می‌کند. گاهی بهتر است جای خود را برای‌ بهتر دیدن عوض کنید. هیچ وقت در زندگی‌تان به خاطر احساس ترس عقب ننشینید. همهٔ ما بارها این جمله را شنیده‌ایم که «بدترین اتفاقی که ممکن است بیافتد چیست؟ مثلاً اینکه بمیرید؟» اما مرگ بدترین اتفاقی که ممکن است برای‌تان رخ دهد نیست!» بدترین اتفاق در زندگی این است که اجازه دهید در عین زنده بودن، از درون بمیرید. - مارتين سليگمن ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"خدای رحمان و رحیم  دست نیاز به درگهت ساییده ام  هم سلامت بده هم روزی"  ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🌱🌱🌱 پولدار شدن تو سن بالا مثل این میمونه که سوار مترو بشی صندلی خالی گیرت نیاد بعد نیم ساعت یه ایستگاه مونده به مقصد همه صندلی ها خالی شن با زندگی حال کن عمرت بر نمی گرده. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این ویدیو برای کسانی که زندگی رو به خودشون سخت میگیرن .... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی فقط یه خبر خوب می‌تونه حال دل آدم رو عوض کنه… 🌿 این دعا رو از دل گفتم، شاید همون پیغامی باشه که امروز منتظرش بودی 🌱🤲 ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی فقط یه خبر خوب می‌تونه حال دل آدم رو عوض کنه… 🌿 این دعا رو از دل گفتم، شاید همون پیغامی باشه که امروز منتظرش بودی 🌱🤲 ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
ـ🌱🌱🌱 هزارتا درخت داریم که هیچ میوه.ای نمیدن. زمستونا برفو روی شونه‌هاشون تحمل میکنن با اینکه مثل یه چوب خشک هستن، زیبا و دوست داشتنی. ارزش شما به موفقیت‌ ها و میوه.هاتون نیست. همین بودن‌تون، زیبا بودن‌تون، انسان بودنتون قابل ستایش هست. با همه شکست‌ ها و سختی‌ ها... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼زن ذلیل جاش تو بهشته... 🌱آیت‌الله‌مجتهدی‌تهرانی ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
⚜️حکایت ⚜️ از درون مرا می کشد از بیرون شمارا در مورد كسانی گفته می شود كه با سیلی صورت خود را سرخ نگه می دارند و مورد رشك و حسد دیگران واقع می شوند . آورده اند كه ... مردی دهاتی به شهر آمد یك نفر از دوستان شهری او كه دختری بسیار زشت داشت با همكاری دو سه نفر از دوستان خود، اطراف او را گرفتند و با تشویق و ترغیب های بسیار ،دخترك را به عقد زناشویی او در آوردند . دهاتی وقتی فهمید چه حقه ای به او زده اند كه كار از كار گذشته بود. پس تن به قضا داد و او را پذیرفت . دو روز بعد همسرش را سوار الاغش كرد و به سوی ده روان شد زن چون شهری بود، چادری زرق و برق دار بر سر داشت و كفش پاشنه بلند پوشیده بود و قروفری تمام عیار از خود نشان می داد . این وضعیت ظاهری او ،توجه دهاتی ها را به خودش جلب كرد و اتفاقا چون از نظر قد و قامت هم، بلند و كشیده بود، بیشتر نظرها را به سوی خود جلب می كرد . او چون در كوچه های دهكده بارویی گرفته و صورتی پوشیده حركت می كرد ،كسی نمی توانست چهره اش را ببیند و همگان خیال می كردند كه صورتش هم، مثل اندامش نیكوست! اتفاقا روزی با شوهرش و جمعی از اهالی ده ،مطابق معمول روی سكوی دكان بقالی، نشسته بود و سرگرم خوردن چای بود كه زن را با همان چادر قروفری دید كه از آنجا می گذرد و دو سه نفری از جوانهای اوباش ده هم به دنبالش روان هستند . ظاهر جذاب و سر وضع دلفریب زن، تعدادی از دهقانان دیگر را هم كه آنجا نشسته بودند جلب كرده بود و سر و كله همه به طرف او كشیده می شد. شوهر وقتی آن عده جوان را در تعقیب زن خود روان دید و دل اطرافیان خود را هم،از كف رفته مشاهده كرد ،بی اختیار از جای برخاست و چادر از سرش كشید و چهره زشت و پر آبله و سرطاس و كم موی او را در معرض تماشای آن جمع گذاشت و گفت:شما را به خدا، ببینید و دقت كنید كه چگونه او از درون مرا می كشد از بیرون شما را ! از درون مر‌ا‌ میکشد از بیرون شمارا ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1