هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
حکایتی خواندنی
دهقانی مقداری گندم در دامن لباس پیرمرد فقیری ریخت. پیرمرد شادمان گوشه های دامن را گره زده و میرفت و در راه با پرودرگار خود سخن میگفت : ای گشاینده گره های ناگشوده ، گره از گره های زندگی ما بگشای . . .
در همین حال ناگهان گره ای از گره هایش باز شد و گندمها به زمین ریخت. او با ناراحتی گفت :
من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین گره بگشای و گندم را بریز؟
آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود؟
و نشست تا گندمها را از زمین جمع کند که در کمال ناباوری دید ، دانه های گندم بر روی ظرفی از طلا ریخته است!
ندا آمد که :
تو مبین اندر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه . . .
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهت نگفتن = نپرس
دعوت های دیرهنگام = رد کن
همیشه تو شروع میکنی = عقب بکش
تو رو دست کم گرفتن =خودت رو ارزشمند بدون
احساس بی ارزشی میکنی = فاصله بگیر
پیامهای نادیده گرفته شده= دست از رسیدن بردار
احساس میکنی مورد سو استفاده قرار گرفتی=
مرز هاتو تعیین کن.
دنبال کسایی که برایت ارزشی قائل نیستند نرو
با خودت با احترامی که لایقش هستی رفتار کن
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
تو هر سنی که هستی با آدمایی باش که امیدتو
نگیرن اضطرابت ندن و تحقیرت نکنن
رابطه ی درست بالا و پایین داره ولی لهت نمیکنه بعضیا موندنشون فقط مسیر زندگیتو برای همیشه تاریک میکنه
باور کن وقتی رابطه درست باشه حس بد
سمتت نمیاد... اگه توی رابطه مدام حس بدی
داری یعنی کنار آدم اشتباهی وایسادی..
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
21.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تهمت، تنها یک واژه نیست… زخمیست که بر روح انسان مینشیند و گاهی هیچوقت التیام نمییابد.
خداوند بزرگ در سوره نور به روشنی میفرماید که مؤمنان نباید به سخنی که حقیقت ندارد گوش دهند و نباید چیزی را بدون دلیل روشن بپذیرند. زیرا تهمت، نه تنها آبروی بنده خدا را میشکند، بلکه ایمان و اخوت اسلامی را هم زخمی میسازد.
آبرو، سرمایهایست که حتی با همه دنیا هم عوض نمیشود.
وقتی بیاندیشه قضاوت میکنیم یا بیرحمانه سخنی را تکرار مینماییم، شاید ندانیم که دلِ یک انسان، خانوادهاش و حتی آیندهاش را ویران میکنیم.
بیایید از امروز به جای تهمت، مهربانی را انتخاب کنیم.
به جای قضاوت، دعا کنیم.
به جای شکستن دلها، دلها را آباد سازیم.
شاید سکوت ما، مرهمی شود بر زخمی که کسی دیگر طاقت فریادش را ندارد…
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗 نگاه زیبا
تو مطب پزشک نشسته بودم و منتظر نوبت برای مادرم. خانمی کنارم بود به من گفت: چه پولی درميارن اين دکترا، فکر کن روزی پنجاه نفر رو که ويزيت کنه ميشه...
مشغول محاسبه درآمد تقريبی پزشک بود که پيرمردی از روبرو گفت: چرا به اين فکر نمیکنين که امشب پنجاه نفر راحتتر ميخوابن، پنجاه خانواده خيالشون آسوده تره.
حالم بااين حرف پيرمرد جان گرفت، انگار يک دسته قوی سفيد توی ذهنم به پرواز درآمدند. پيرمرد همچنان حرف ميزد و عشق ميپراکند: هر اتومبيل گرون قيمتی که از کنارتون رد شد نگيد دزده، کلاهبرداره، الهی کوفتش بشه ازکجا آورده که ما نميتونيم.
بگيد الحمدلله که يک نفر از هموطنام ثروتمنده، فقيرنيست، سر چهارراه گدایی نميکنه، نوش جونش.
حال خيلي ها شايد عوض شد با اين حرف و نگاه قشنگ پيرمرد.
وقتی خدا بخواد بزرگی آدمی رو اندازه بگیره، متر رو به جای قدش، دور قلبش میگیره خدا نگاه زيبای ما را دوست دارد. نگاهتان زیبا.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
826.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچ وقت آدمی که
بهتون میگه حالم خوش نیست
روبه حال خودش رها نکنین . . .
آدم به هرکسی نمیگه حالم خوش نیست !
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدا به کسی که دلش دریا باشه کشتی میده و از هر طوفانی هم در امان نگهش میداره…
.
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
📗پیرمرد محتضری که احساس می کرد مردنش نزدیک است، به پسرش گفت: مرا به حمام ببر. پسر، پدرش را به حمام برد.
پدر تشنه اش شد. آب خواست. پسر قنداب خنکی سفارش داد برایش آوردند و آن را به آرامی در دهان پدر ریخت و پس از شست وشو پدر را به خانه برد.
پس از چندی پدر از دنیا رفت و روزگار گذشت و پسر هم به سن کهولت رسید روزی به پسرش گفت: فرزندم مرگ من نزدیک است مرا به حمام ببر و شست وشو بده.
پسر نااهل بود و با غر و لند پدر را به حمام برد و کف حمام رهایش کرد و با خشونت به شستن پدر پرداخت.
پیرمرد رفتار خود با پدرش را به یاد آورد. آهی کشید و به پسر گفت: پسرم تشنه هستم.
پسر با تندی گفت: این جا آب کجا بود و طاس را از گنداب حمام پر کرد و به حلقوم پدر ریخت.
پدر اشک از دیده اش سرازیر شد و گفت: من قنداب دادم، گنداب خوردم. تو که گنداب می دهی ببین چه می خوری؟
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- آدمحسابیا آخر قصه مشخص میشن اول قصه که همه خوش آب و رنگن...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
🥀
پادشاهی 2 شاهین گرفت، آنها را به مربی پرندگان سپرد تا آموزش شکار ببینند. اما یکی از آنها از روی شاخهای که نشسته بود پرواز نمیکرد...
پادشاه اعلام کرد هرکس شاهین را درمان کند پاداش خوبی میگیرد.
کشاورزی موفق شد! پادشاه از او پرسید: چگونه درمانش کردی؟
کشاورز گفت: شاخه ای که به آن وابسته شده بود را بریدم!
گاهی اوقات باید شاخه عادتها و باورهای غلط را ببریم تا بتوانیم آسوده و رها زندگی کنیم.
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مطلقا مهم نیست که دیگران ما را چگونه قضاوت میکنند؛
بلکه مهم این است که ما،
در خلوتی سرشار از صداقت
و در نهایت قلبمان،
خویشتن را چگونه داوری می کنیم...!
🌱نادر ابراهیمی
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751