eitaa logo
داستان های جذاب
70.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.6هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱🌱🌱 گاهی چه دل‌گیر می‌شوی از خدا و گاهی چه بی اندازه دلت برایش تنگ می‌شود؛ گاهی از حکمتش شاکی و گاهی راضی؛ گاهی مشکوک و  گاهی مجذوب عدالتش می‌شوی؛ گاهی از رگ گردن به تو نزدیک‌تر و گاهی دور می‌شود از تو؛ گاهی قدرتش در لبخند تو جاری می‌شود و گاهی در گریه‌ات؛ خدا همان خداست، کاش این قدر ما  گاهی به گاهی نمی‌شدیم! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داشتن نعمت فقط خوشی نیست، مسئولیت هم داره. وقتی شبی سیر غذا می‌خوری و همسایه‌ات گرسنه می‌خوابه، فردای قیامت ازت می‌پرسن… اون وقت میگی: کاش نعمت‌ها به اندازه‌ی قوت بود، نه گرفتاری. 🌱مرحوم‌آیت‌الله‌مجتهدی‌تهرانی ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
✵━━┅═🌸‿🌸═┅━✵ 📚 (تب کرد و مُرد) 💠در ایام قدیم پیرمرد مهربانی با تک پسرش زندگی می‌کرد. این دو خیلی رابطه عاطفی با یک دیگر داشتند تا این که پیرمرد پس از ماه‌ها بیماری در بستر جانش را از دست داد. به همین خاطر پسرک شب و روز در حال گریه و زاری بود. همسایه‌ها و آشنایان هم گروه گروه برای تسلیت گفتن می‌آمدند و می‌رفتند. 💠پسرک یتیم هم در این حین مدام از پدرش تعریف می‌کرد. به هر گروهی که می‌رسید، از خوبی‌ها و رفتارهای  پدرش می‌گفت و از این که چگونه بیمار شد و دکترش چه کسی بود و چه دوایی خورد و چه شد که مرد. خلاصه همه این اتفاقات را با جزئیات بسیار و با آب و تاب فراوان تعریف می‌کرد. 💠این رفت و آمدها تمامی نداشت، پسرک یتیم هم بهترین خوردنی‌ها را می‌خرید و جلوی میهمانانش می‌گذاشت و حسابی پذیرایی می‌کرد. میهمانان هم بدون تعارف مشغول خوردن می‌شدند و برای این که بیشتر در خانه‌ی پسر بمانند و بیشتر و بهتر از خوردنی‌های آن‌جا استفاده کنند، سعی می‌کردند پسر را به حرف وادارند. هرکس می‌رسید، خودش را غمگین نشان می‌داد و با تأسف به پسر می‌گفت: «خدا رحمت کند پدرت آدم خوبی بود؛ راستی چه شد که آن بی‌چاره به این زودی مرد!» 💠پسر هم که منتظر چنین پرسشی بود، با آب و تاب بسیار سیر تا پیاز مرگ و زندگی پدرش را تعریف می‌کرد. در این مدت میهمانان خوبس به خودشان هم می‌رسیدند و با این که همه‌ی ماجراهای مرگ و زندگی پیرمرد را شنیده بودند،  باز هم فردای آن روز به دیدن پسر می‌آمدند و از او می‌پرسیدند که پدرت چگونه مرد؟ 💠پسر از علاقه و اشتیاق دیگران به شنیدن ماجرای مرگ و زندگی پدرش تعجب می‌کرد و نمی‌فهمید که چرا مردم این همه به شنیدن حرف‌های او علاقه نشان می‌دهند. تا این که روزی یکی از دوستان پدرش به دیدن پسر رفت و گفت: «سوگواری و عزاداری بس است. بهتر است به فکر ادامه دادن کار و کاسبی پدرت باشی. سخن گفتن از حال و روز زندگی و مرگ پدر که نشد کار. چشم باز کنی، می‌بینی این مردم دار و ندارت را خورده‌اند و برده‌اند و تو سرت بی کلاه مانده. پس بهتر است که زوتر درب خانه‌ات را ببندی!». 💠پسر که انتظار شنیدن چنین حرف‌هایی را از دوست صمیمی پدرش نداشت، ناراحت شد و گفت: «این چه حرف‌هایی است که می‌زنید. مردم به پدر من علاقه و ارادت زیادی داشتند و حالا به خاطر اوست که این جا جمع می‌شوند و به حرف‌های من گوش می‌دهند.» 💠دوست پدرش وقتی دید که پسرک متوجه حرف‌هایش نمی‌شود تصمیم گرفت که شام به خانه پسرک برود. وقتی سفره‌ی شام را انداختند، به پسر گفت: « ای پسر بهتر است برای من هم تعریف کنی که چه شد که پدرت بیمار شد و چگونه مرد.» پسر گفت: «شما که از همه چیز خبر دارید!!! ...» 💠دوست پدرش گفت: «بله خبر دارم؛ اما مثل همه دوست دارم از زبان تو بشنوم.» پسر مشغول تعریف شد. دوست پدرش کم کم مشغول خوردن غذا شد. تا حرف پسر می‌خواست قطع شود، سوالی تازه می‌پرسید و پسر هم جوابش را می‌داد. ساعتی که گذشت، همه‌ی غذاها خورده شد. پسر که حرفش تمام شد، دست برد توی سفره که چیزی بخورد که دید هیچ غذایی نمانده!! تازه متوجه شد که هر روز چه بلایی به سرش می‌آید که او اصلا" فکرش را هم نمی‌کرده. شرمنده شد. می‌خواست از دوست پدرش عذرخواهی کند که او نگذاشت و گفت: «از این به بعد هر کس از تو پرسید پدرت چگونه مرد، بگو: «تب کرد و مُرد. آن وقت می‌بینی که کسی به سراغت نمی‌آید و چیزی از تو نمی‌پرسد.» 💠پسر به نصیحت دوست پدرش گوش کرد. خیلی زود همه همسایه‌ها و افراد شکمو از خانه‌اش دور  شدند و پسر توانست به کار و کاسبی تعطیل شده‌ی پدرش برسد. 💠کاربرد ضرب المثل از آن ایام به بعد هرکسی بخواهد از زیر بار تعریف‌ها و گفت وگوهای بی اهمیت شانه خالی کند، می‌گوید: «تب کرد و مُرد.» ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من آدمیم که میبخشم چون با بخشیدن قلبم آروم میگیره ولی فراموش نمیکنم چون تجربه هام باعث میشن دیگه آسیب نبینم... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🌱🌱🌱 گاهی دلت می‌خواهد از دید بعضی آدم‌ها پنهان بمانی آدم‌هایی که مدام در زندگی‌ات سرک می‌کشند و با ژست صمیمیت داشته‌هایت را می‌شمرند احساساتت را خط کشی می‌کنند اشتباهاتت را سرزنش می‌کنند به چیزهایی که خود ندارند حسادت می‌کنند دست می‌گذارند روی نقطه ضعف‌هایت و آن را بزرگ و بزرگ‌تر می‌کنند و هر کاری که لازم باشد می‌کنند تا تو را کوچک و بی رنگ و کدر نشان دهند فریب ظاهرشان را نخور این آدم‌ها " آینه " نیستند، " شیشه خرده‌"‌اند... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حرف حق هدیه دادن زن وشوهر به هم دیگه 🌱دکتر عزیزی ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یاد اون روزا افتادی؟ ❤️ ما بچه‌های دهه‌ی ۶۰ آخرین نسلی بودیم که بدون شبکه‌های اجتماعی بزرگ شدیم — کوچه، بازی با آجر و در بطری، مهمونی‌های ساده و دوستی‌های واقعی. کدوم خاطره‌ات زنده شد؟ ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
صبحتون بخیر و شادی 🌹 🌼
همیشه اَشک اوُنایی که به فکرمون " هستن " رُو در میاریـــم همیشه واسه کسایی که به فکرمون " نیستن " اَشک میریزیـم همیشه به کَسایی که اصلاً به یادمون " نیستن " فکر میکنیــم همیشه کَسایی که اصلاً فکرشم نمیکنیم " به یــادمونـن"  این حقیقته زندگیه ، تلخه ولی حقیقت داره ...!! ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حرف حق هدیه دادن زن وشوهر به هم دیگه 🌱دکتر عزیزی ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
داستان جالب امیرالمومنین علیه سلام ? تفاوت شهوت مرد و زن اززبان حضرت علی(ع) ? چهل تن از زنان عرب نزد مولا از شهوت مرد سوال کردند ، جواب گرفتند که از 10 قسمت – 9 قسم برای زن و 1 قسم برای مرد میباشد. گفتند پس چگونه است که با این حساب دستور وارونه آمده ? مردان میتوانند زنان متعددی اختیار کنند ولی زنان نمیتوانند ? ? مولا علی (ع) رو به زنان کرد و به ایشان دستور داد. که هریک از زنان کاسه ای آب بیاورند و آوردند و دستور داد که همه آبها را در داخل یک ظرف بریزند و ریختند و سپس دستور داد که هر یک آبی را که در داخل ظرف ریختند بردارند و زنان همگی گفتند که این مویثر نشود و مولا علی (ع) فرمود که حکم سوال شما در همین است.  ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی از قشنگیای حرف زدن با خدا اینه که لازم نیست منظور تو براش توضیح بدی سکوتم کنی اون از دلت خبر داره. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751