eitaa logo
داستان های جذاب
70.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.6هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه نگاه به خودت بنداز ببین خودتو چقدر درگیر چیزای بی ارزش کردی ببین چقدر داری به خودت ظلم میکنی ... غم میخوری و استرس داری میترسی از اینده ای که هنوز نیومده ... می ترسی از اتفاقاتی که اصلا قرار نیست اتفاق بیفتن ...! دلیل این همه ترس و احساس بی پناهی یه جایی در اعماق وجودت خدارو فراموش کردی و فکر میکنی تنهایی چرا خدا رو حس نمیکنی .. دیگه خدا باید چجوری بهت بگه که من هستم چقدر آیه و نشانه باید بفرسته که باورش کنی و بفهمی که بالاسرت قدرتی هست به اسم "خدا" ... خدایی که بی اذنش برگی از درخت نمیفته خدایی که اگه برات بخواد هیچ کس جلودارش نیست ... پس خودتو دست غم و غصه نده و توکل کن به خدا مطمئن باش خودش بغلت میکنه آرومت میکنه ... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗تو شهر ما یه آقای مرده شوری بوده به اسم آقای بخشی، که از قضا دوستی داشته که از مرگ میترسیده، یه بار این دوست آقای بخشی بهش میگه بیا و کاری کن! یه روز که مرده نداشتی و سرت خلوت بود خبرم کن بیام و منو مثل یه مرده بشور تا من ترسم بریزه و برای مرگ آماده بشم مثلا... خلاصه اینم موافقت میکنه و یه روز که سرش خلوت بوده این دوستش رو خبر میکنه که بیا تا بشورمت....این دوست میره و لباساشو در میاره و تو حوض مرده شور خونه میخوابه و اماده میشه تا این اقای بخشی بیاد بشورتش...اقای بخشی لیفی که معمولا باهاش مرده ها رو میشسته میاره که دوستش بهش میگه من چندشم میشه اگه میشه یه لیف نو برام بیار....اینم قبول میکنه و میره تا از اتاق تدارکات یه لیف نو بیاره و به دوستشم میگه پس تو توی حوض بخواب تا من بیام.... در همین بین یکی از پرسنل مرده شور خونه میاد و دنبال آقای بخشی میگشته و باهاش کار داشته...میرسه به بخش شستشوی اموات و همینطور صدا میزده بخشی.... که یک دفعه این آقای دوست بزرگوار از تو حوض بلند میشه و میگه :بخشی رفته لیف بیاره!!!🤣 دیگه اون یارو زهره ترک میشه و پا به فرار میذاره🤣 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱واسه هیچ چیز تو زندگی ناراحت نباش ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 در اسلام، هیچ محدودیتی برای انسان وجود ندارد. ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
صبحتون بخیر و شادی 🌹 🌼
🌿اصالت چیست در زمانهای گذشته درب قصر یکی از پادشاهان لکه سیاهی افتاده بود خادمین دربار هر کاری کردند، نتوانستد لکه را از بین ببرند یک روز مرد فقیری از این موضوع مطلع شد و گفت من می دانم چرا درب قصر پادشاه سیاه شده است مرد فقیر را پیش پادشاه بردند و ایشان به پادشاه گفت داخل درب گرانبهای قصر شما کِرمی هست که مشغول خوردن  درب است! پادشاه به او خندید وگفت ای مردک مگر می شود در داخل درب کرم زندگی کند؟ مرد فقیر گفت  ای پادشاه من یقین دارم کرمی در آن وجود دارد پادشاه گفت بسیار خوب! دستور می دهم درب را بشکنند اگر کرمی نبود گردنت را می زنم مرد هم پذیرفت وقتی درب را شکافتند دیدند کِرمی زیر قسمت سیاهی لکه رنگ وجود دارد. پادشاه از پاسخ او خوشش آمد و دستور داد مرد فقیر را به گوشه ای از آشپزخانه برده و مقداری از پس مانده غذاها را به او بدهند! روز بعد پادشاه که سوار بر مرکب یکی از اسبانش شد بود رو به مرد فقیر کرد و گفت این بهترین اسب من است نظر تو چیست؟ مرد فقیر گفت شاید این اسب در تند دویدن بهترین باشد که هست  ولی یک ایرادی نیز دارد پادشاه سوال کرد ای مرد بگو ببینم چه ایرادی دارد؟ مرد فقیر گفت: این اسب در اوج دویدن هم که باشد وقتی رودخانه ای ببیند به درون آب می پرد پادشاه باورش نشد! ادامه در پست های بعد... ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
482.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهترین عکس ها زمانی گرفته میشه که حواست نیست و برای گرفتن این عکس ها نیاز به آدمی هست که حواسش بهت باشه . ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🌱🌱🌱 مردی در راه بازگشت به خانه بود که در خیابان کودک فقیری را دید که غذایش را با سگی گرسنه تقسیم میکند، نزدیک رفت و پرسید: چرا غذایت را به این حیوان میدهی؟ کودک گفت: این سگ نه خانه دارد، نه غذا دارد، هیچکس را هم ندارد، اگر من کمکش نکنم می میرد. مرد گفت: سگِ بی خانمان در همه جا وجود دارد، آیا تو می توانی همه آنها را از مرگ نجات دهی؟ آیا تو می توانی جهان را تغییر دهی؟ پسر نگاهی به سگ کرد و گفت: کاری که من برای این سگ می کنم، تمام جهانش را تغییر می دهد. نیازی نیست انسانِ بزرگی باشیم، انسان بودن، خود نهایتِ بزرگی است. می توان ساده بود، ولی انسان بود... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼🤍 خدایا همین جوری بهت نیاز دارم🥺 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🌱🌱🌱 زمانی که با تنهایی‌مان دوست شویم، درمی‌یابیم نوعِ ارتباط برقرار کردنمان با آدم‌ها تغییر می‌کند. وقتی از تنهایی‌مان فرار نمی‌کنیم، دیگر نیاز نداریم به آدم‌ها «پناه» ببریم. حالا رابطه‌هایمان رنگ و بویِ نیاز و خواهش ندارد. طعمِ «ترسِ از دست دادن» ندارد و قرار نیست آدم‌ها شبیه توقع‌ها و آرزوهای ما شوند. حالا آدم‌ها را می‌بینیم، تنهاییِ آدم‌ها را هم می‌بینیم و دست در دست تنهاییِ خودمان در کنار دنیای زیبای آدم‌های دیگر قدم می‌زنیم و هر از گاهی به خودمان افتخار می‌کنیم که جایی، در مسیر زندگیمان، «تنهاییمان» را دیدیم و طَردَش نکردیم. 📗تکه‌هایی از یک کل منسجم 🌱 پونه مقیمی ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
ـ🌱🌱🌱 می‌گفت: چرا از آدم‌ها ناراحت بشوم؟ آدم‌ها هرکدام ظرفیتی دارند و مشکلاتی... و من نمی‌دانم هرکدام، با چه زور و تقلایی روی پاهایشان ایستاده‌اند. چرا از آدم‌ها ناراحت بشوم؟ وقتی که هیچ انسانی در شرایط عادی دلش نمی‌خواهد آزار برساند و هر واکنش ناخوشایند و آزاردهنده‌ای، برآمده از استیصال و رنج عمیق انسان‌هاست، نه از سرِ تصمیم به آزار. چرا از آدم‌ها ناراحت بشوم؟ وقتی که هیچ‌کس انتخاب نکرده در این لحظه و ثانیه مرا زخمی کند و اگر زخمی برداشته‌ام، برای ایستادن در مکان و زمان اشتباه بوده؛ مثل آدمی که وسط جنگ، وارد شهری شده و بی‌خبر از همه‌جا، تیر خورده و آدم‌های شهر مقصر نیستند! چرا از آدم‌ها ناراحت بشوم؟ وقتی که هر واکنشی، کنشی داشته و هر رفتاری، زمینه‌ای که آن را ایجاد کرده. می‌گفت: چرا از آدم‌ها ناراحت بشوم؟ وقتی خودم هم بارها بی‌آنکه بخواهم، باعث ناراحتی کسانی بوده‌ام و می‌دانم گاهی انسان به حدی درحال غرق شدن است که برای نجات خودش به هرکسی و هرچیزی چنگ می‌زند و به این فکر نمی‌کند که شاید دیگری را هم غرق کند! می‌گفت: چرا از آدم‌ها ناراحت بشوم؟ مگر درختان از زمستان دلگیر می‌شوند؟ صبر می‌کنند تا بهار شود. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751