12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرچند که ویران شدهی پاییزیم
هرچند که از غُصه و غم لبریزیم
سوگند به برگ برگ افتاده به خاک
یک روز دوباره سبز برمیخیزیم!
🌱 شهرادمیدری
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
ـ🌱🌱🌱
شما خبر ندارید که در دور و برتان انبوهی از مردم بدبخت هستند که زندگی کردن برایشان یعنی هر روز رنج بردن، یعنی بیدستمزد کافی و بیتضمین آینده و بیامکان امید، زیر کار خرد شدن!
شما دست کم میدانید که زغال سنگ استخراج میشود و کارخانهها به راه میافتد، ولی آیا گاهی به فکر این میلیونها انسان بودهاید که همه عمرشان در تاریکی معادن میگذرد؟ و میلیونها انسان دیگر که اعصابشان در هیاهوی ماشینآلات کارخانهها فرسوده میشود؟ یا حتی آن مردم نیمه خوشبخت روستاها که کار روزانهشان خراشیدن زمین است و برحسب فصلهای سال، روزی ده یا دوازده یا چهارده ساعت جان میکنند تا حاصل رنجشان را به واسطههایی بفروشند که از قبل آنها در تنعم زندگی میکنند؟
این است رنج انسانها! آیا اغراق میکنم؟ ابدا!
📗خانوادهتیبو
🌱 مارتن دوگار
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼حکایت عابد وگنه کار
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
بچه ها
«سیر بودن» به پولِ توی جیب نیست، فقط و فقط به «چشمه»
توی گرون ترین درمانگاه خصوصی ،بارها مریض با آیفون و گرون ترین ساعت روی دستش و سوار ماشین آخرین مدل میاد و باهام دعوا میکنه که چرا نسخهشو با بیمه ی کس دیگه ثبت نمیکنم که داروهاش ۲۰-۳۰هزار تومن ارزون تر شه
ازون طرف توی مرکز بهداشت روستایی ، مریضی که هزینه ی ورقی ۱۰-۱۲ تومن قرص فشار خونش هم براش سنگینه و داروهاشو خودم براش میخرم، میاد چند تا جعبه قرص توی خونهشو میاره میگه بده اینارو یکی که نیاز داره استفاده کنه تو خونهی ما استفاده نمیشه
من آدمای گروه دوم رو به معنای واقعی پرستش میکنم…
البته این معیاری برای همه آیفون دار ها یا همهی. قشر کم درآمد نیس ها
ولی از نمونه تجربیاتی بوده که اتفاق افتاده
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
🌼روش ایجاد قانون برای کودک و نوجوان
🌱دکتر_سعید_عزیزی
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
🔹﷽🔹
🔴 #تدریس_امیرالمومنین_به_جبرییل
روزی جبرئیل در خدمت پیامبر(ص)
مشغول صحبت بود که حضرت علی(ع)
وارد شد .جبرئیل چون آن حضرت را دید
برخاست و شرائط تعظیم بجای آورد...
پیامبر(ص) فرمودند:
ای جبرئیل! از چه جهت به این
جوان تعظیم میکنی؟
عرض کرد: چگونه تعظیم نکنم که
او بر من حق تعلیم است.
پیامبر(ص) فرمودند: چه تعلیمی؟
جبرئیل عرض کرد:
در وقتی که حق تعالی مرا خلق کرد؛
از من پرسید: «تو کیستی و من کیستم؟»
من در جواب متحیر ماندم و مدتی در مقام
جواب ساکت بودم، که این جوان در عالم نور
به من ظاهر گردید و این طور به من تعلیم داد
که بگو: « تو پروردگار جلیل و جمیلی
و من بنده ذلیل، جبرئیلم» از این جهت
او را که دیدم تعظیمش کردم.
📚 تحفة المجالس، ص 80
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼فرق بین مومن ومنافق
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗 ثروت واقعی
چوپانی به عالِمی که در صحرا تشنه بود، کاسهای شیر داد. سپس رفت و بزی برای او آورد و ذبح کرد. عالِم از سخاوت این چوپان که تعداد کمی بز داشت در حیرت شد. پرسید: چرا چنین سخاوت میکنی؟ چوپان گفت: روزی با پدرم به خانهی مرد ثروتمندی رفتیم. از ثروتِ او حسرت خورده و آرزوی ثروت او را کردم. آن مرد ثروتمند لقمهی نانی به ما داد.
پدرم گفت: در حسرت ثروت او نباش هر چه دارد و حتی خود او را، روزی زمین به خود خواهد بلعید و او فقط مالک این لقمهی نان بود که توانست به ما ببخشد و از نابودی نجاتش دهد. بدان ثروت واقعی یک مرد آن است که میتواند ببخشد و با خود از این دنیا به آن دنیا بفرستد.
چوپان در این سخنان بود و بز را برای طبخ حاضر میکرد که سیلی از درّه روان شد و گوسفندان را با خود برد. چوپان گفت: خدایا! شکرت که چیزی از این سیلاب مرا مالک کردی که بخشیدم و به سرای دیگر فرستادم.
عالِم که در سخن چوپان حیران مانده بود گفت: از تو چیزی یاد گرفتم که از هیچکس نیاموخته بودم مرا ثروت زیاد است که ده برابر آنچه این سیلاب از تو ربوده است احشام خریده و به تو هدیه خواهم کرد.
چوپان گفت: بر من به اندازهی بزهایم که سیلاب برد احسان کن که بیش از آن ترس دارم اگر ببخشی، دستِ احسان مرا با این احسان خود بخاطر تیزشدن چاقوی طمعام بریده باشی.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼پندوسخن سعدی شیرازی
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیرمرد فقیری مرد پولداری رو دید و به خدا گفت که این انصاف نیست اون خیلی داره و من ندارم از خدا خواست....
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
◜︶ ۫ ˓ 🫐 ˒ ۫ ︶◝
📚حكايت و تلنگر👌
پسر جوان آن قدر عاشق دختر بود که گفت: تو نگران چی هستی؟
دختر جوان هم حرفش را زد: همون طور که خودت میدونی مادرت پیره و جز تو فرزندی نداره... باید شرط ضمن عقد بگذاریم که اگر زمین گیر شد، اونو به خونه ما نیاری و ببریش خانه سالمندان.
پسر جوان آهی کشید و شرط دختر را پذیرفت...
هنوز شش ماه از ازدواجشان نگذشته بود که زن جوان در یک تصادف اتومبیل قطع نخاع و ویلچر نشین شد.
پسر جوان رو به مادرش گفت: بهتر نیست ببریمش آسایشگاه؟
مادر پیرش با عصبانیت گفت: مگه من مُردم که ببریش آسایشگاه؟ خودم تا موقعی که زمینگیر نشدم ازش مراقبت میکنم.
پسر جوان اشک ریخت و به زنش نگاه کرد.
زن جوان انگار با نگاهش به او میگفت: شرط ضمن عقد رو باطل کن!خيلى شرمنده ام!😔
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1