eitaa logo
داستان های جذاب
70.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.6هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼فرق بین مومن ومنافق ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗 ثروت واقعی چوپانی به عالِمی که در صحرا تشنه بود، کاسه‌ای شیر داد. سپس رفت و بزی برای او آورد و ذبح کرد. عالِم از سخاوت این چوپان که تعداد کمی بز داشت در حیرت شد. پرسید: چرا چنین سخاوت می‌کنی؟ چوپان گفت: روزی با پدرم به خانه‌ی مرد ثروتمندی رفتیم. از ثروتِ او حسرت خورده و آرزوی ثروت او را کردم. آن مرد ثروتمند لقمه‌ی نانی به ما داد. پدرم گفت: در حسرت ثروت او نباش هر چه دارد و حتی خود او را، روزی زمین به خود خواهد بلعید و او فقط مالک این لقمه‌ی نان بود که توانست به ما ببخشد و از نابودی نجاتش دهد. بدان ثروت واقعی یک مرد آن است که می‌تواند ببخشد و با خود از این دنیا به آن دنیا بفرستد. چوپان در این سخنان بود و بز را برای طبخ حاضر می‌کرد که سیلی از درّه روان شد و گوسفندان را با خود برد. چوپان گفت: خدایا! شکرت که چیزی از این سیلاب مرا مالک کردی که بخشیدم و به سرای دیگر فرستادم. عالِم که در سخن چوپان حیران مانده بود گفت: از تو چیزی یاد گرفتم که از هیچ‌کس نیاموخته بودم مرا ثروت زیاد است که ده برابر آنچه این سیلاب از تو ربوده است احشام خریده و به تو هدیه خواهم کرد. چوپان گفت: بر من به اندازه‌ی بزهایم که سیلاب برد احسان کن که بیش از آن ترس دارم اگر ببخشی، دستِ احسان مرا با این احسان خود بخاطر تیزشدن چاقوی طمع‌ام بریده باشی. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼پندوسخن سعدی شیرازی ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیرمرد فقیری مرد پولداری رو دید و به خدا گفت که این انصاف نیست اون خیلی داره و من ندارم از خدا خواست.... ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
صبحتون بخیر 🌹 🌼
   ‌ ‌ ‌‌   ‌‌ ◜︶ ‌ ۫ ˓ 🫐 ˒ ۫ ‌ ︶◝ 📚حكايت و تلنگر👌 پسر جوان آن قدر عاشق دختر بود که گفت: تو نگران چی هستی؟ دختر جوان هم حرفش را زد: همون طور که خودت می‌دونی مادرت پیره و جز تو فرزندی نداره... باید شرط ضمن عقد بگذاریم که اگر زمین گیر شد، اونو به خونه ما نیاری و ببریش خانه سالمندان. پسر جوان آهی کشید و شرط دختر را پذیرفت... هنوز شش ماه از ازدواجشان نگذشته بود که زن جوان در یک تصادف اتومبیل قطع نخاع و ویلچر نشین شد. پسر جوان رو به مادرش گفت: بهتر نیست ببریمش آسایشگاه؟ مادر پیرش با عصبانیت گفت: مگه من مُردم که ببریش آسایشگاه؟ خودم تا موقعی که زمین‌گیر نشدم ازش مراقبت می‌کنم. پسر جوان اشک ریخت و به زنش نگاه کرد. زن جوان انگار با نگاهش به او می‌گفت: شرط ضمن عقد رو باطل کن!خيلى شرمنده ام!😔    ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼حق والدین یا حق اولاد ؟! 🌱دانشمند ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🌱🌱🌱    🌼 بهترین روش برای زندگی کردن:     ما هرگز زندگی نمی کنیم ما همیشه     در انتظار زندگی هستیم.     ما بجای آنکه همین امروز خوشحال     باشیم     به امید یک آینده خوب و خوش    نشسته ایم و به همین خاطر امروزمان     را از دست می دهیم ما وقت بیشتر    می خواهیم پول بیشتر می خواهیم     شغل بهتر می خواهیم بازنشستگی     می خواهیم مسافرت و تعطیلات     می خواهیم و امروز برای همین از     دست خواهد رفت و ما به این مسئله     اصلا توجهی نمی کنیم. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به‌ چیدمان خدا ایمان داشته باش ..... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🌼قیامت جای بهانه آوردن نیست... 🌱روز قيامت زن زيبارويى كه به خاطر زیبایی اش فريب‌خورده و گمراه شده است، آورده مى شود. او مى گويد: پروردگارا! مرا زيبا آفريدى و بخاطر همین، این چنین شدم!‌در اين هنگام حضرت مریم(س) را مى آورند و به آن زن گفته مى شود: تو زيباترى يا اين؟ ما او را هم زيبا آفريديم، اما فریفته و گمراه نشد! ‌ [سپس] مرد زيبايى را مى آورند كه به خاطر زيباييش به فتنه و گناه كشيده شده است.‌او مى گويد: پروردگارا! مرا زيبا آفريدى و در نتيجه،از جانب زنان به این وضع دچار شدم! ‌پس، حضرت یوسف (ع) را مى آورند و به آن مرد گفته مى شود: تو زيباترى يا اين؟ ما او را هم زيبا آفريديم، اما گرفتار فتنه و فساد نشد. ‌ [بعد از او]، شخص گرفتار و بلا زده اى را مى آورند كه بر اثر آن [گرفتاری]، به فتنه و گمراهى افتاده است. ‌او مى گويد: پروردگارا! مرا به سختى گرفتار و مبتلا كردى تا اين كه به فتنه و تباهى درافتادم. ‌ پس حضرت ایوب (ع) را مى آورند و به آن مرد گفته مى شود: آيا رنج و بلاى تو سخت تر بود يا رنج و بلاى اين؟ او هم به رنج و بلا افتاد، اما دچار فتنه و تباهى نشد. ‌ 📗بحارالانوار، ج ٣،ص ٢٨٥ ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼نوجوانم به من بی‌احترامی می‌کنه! 🌱 صحبت‌های دکتر سعید عزیزی ‌ ‌‌┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗ریا_در_عبادت شیخی نیمه شب وارد مسجد شد و مشغول نماز شد، اتفاقا حیوانی برای در امان ماندن از سرما به مسجد وارد شد! مرد که صدایی را شنید، تصور کرد که شخص دیگری به مسجد آمده است! برای اینکه اخلاص خود را نشان دهد، نمازهایش را با قرائت و طمانینه تمام به جا می اورد! نزدیکی های صبح نگاه کرد تا ببیند آن فرد کیست که در کمال تعجب حیوان را مشاهده کرد و با خود گفت: "تف به این ریا ! از سر شب تا به حال به خاطر یک حیوان عبادت کردم نه به خاطر خدا! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751