eitaa logo
داستان های جذاب
70.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.6هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
صبحتون بخیر و شادی 🌹 🌼
💕🍃🍃🍃🍃🍃 ضرب‌المثل ناصرالدین شاه قاجار یکی از طولانی ترین دوران حکومت را در میان شاهان ما داشت، که نزدیک به پنجاه سال بود. در نتیجه بیشتر مثل های موجود در زبان فارسی در زمان حکومت او شکل گرفته اند. ناصرالدین شاه عادت داشت، آخر هر سال به حساب و کتاب امور مملکت بپردازد و هرگاه در جای کم و کسری از نظر مالی بود، به عناوین مختلف این کسری بودجه را  با دریافت وجه از سران و حکام ولایت رفع می کرد. یکی از این راه ها این بود که ، زمانی که قبله عالم به شکار در دشت و صحرا می رفتند، به ازای هر شکاری که شاه زده بود، افراد حکومتی پولی را تحت عنوان "نازشست "به ایشان می دادند، که معمولا حیوانات شکار شده توسط شکارچیان سلطنتی کشته شده بودند، ولیکن از ترس شاه جرات بیان کردن آنرا نداشتند. چون انگشت شست در نگاه داشتن تفنگ نقش مهمی داشت، و لفظ ناز را هم، که نشانه احترام و بزرگی بود به آن اضافه کردند و معنی این ترکیب اضافی ،  پول یا پیشکشی درخور بود که برای تقدیر و ستایش تیراندازی خوب شاه به ایشان داده می شد. امروزه اصطلاح "نازشست "برای انعام و مشتلقی به کار می رود، که در قبال خبری خوش یا انجام کاری قابل ستایش به افراد داده می‌شود. ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
🌱حرف ناب ‌دوستان اگر یه نفر فهمید ناراحتید و هیچکاری نکرد، اون هیچکستون نیست. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱میگم توزندگی واقعی ادمای خوبی باشین ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🌼حافظ 🌱حجاب چهره‌ی جان می‌شود غبار تنم خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم 🌱چنین قفس نه سزای چو من خوش‌الحانیست روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم 🌱عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتم دریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم 🌱چگونه طوف کنم در فضای عالم قدس که در سراچه‌ی ترکیب تخته‌بند تنم 🌱اگر ز خون دلم بوی شوق می‌آید عجب مدار که همدرد نافه‌ی ختنم 🌱طراز پیرهن زرکشم مبین چون شمع که سوزهاست نهانی درون پیرهنم 🌱بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار که با وجود تو کس نشنود ز من که منم ‌‌┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
860.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من همیشه تو این صف حضور داشتم استرسش از کتک خوردن بدتر بود😁 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
*انگیزه، قدرتمندترین دلیل برای ادامه است هیچ وقت دیر نیست هر روز که نفس می‌کشی فرصت دوباره است پس برخیز و بدرخش* 👈باور دارم هر چه سخت بگیریم ، سخت میگذره. بگیم، بخندیم جدی نگیریم از کوچکترین چیزها لذت ببریم... دست از جستجوی خوشبختی و یک روز ایده‌آل برداریم باید یادبگیریم خیلی ساده خوشحال باشیم.. ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
هدایت شده از داستان های جذاب
📗حکایت "پیر دانا و جوان مغرور" ▪️جوانی نزد پیر دانا آمد و گفت: «من همه چیز می‌دانم.»  پیر گفت: «پس این جام را پر کن.»  جوان جام را پر کرد تا لبریز شد.  پیر گفت: «اکنون چیزی نمی‌توان افزود، چون پر است؛ دل پر از غرور نیز چنین است.» 🌱دانش در دل فروتن جای می‌گیرد، نه در ظرف پر از خودبینی. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از داستان های جذاب
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️ بزرگترین مانع رشد چیست ؟؟؟؟؟ ✔️بر چسب هایی که به خودت ✔️میزنی بزرگترین ✔️ مانع رشد تو هستن .... ✔️راه حل چیست ؟؟؟ ✔️به جای محدود کردن خودمان ، ✔️میتوانیم ذهنیت رشد را انتخاب کنیم . ✔️بیایید به جای ترس از تغییر ؟؟ ✔️آن را بپذیریم ✔️و از آن قدرت بگیریم ......!! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
نمک را نمک فروش میفروشد نان را نانوا اما شخصیت انسان را کسی نمیفروشد شخصیت را هرکس برای خودش میسازد و درست ساختنش با ارزشتر از هر چیزیست ارزش دادن به شخصیت یعنی ارزش دادن به انسانیت به پای علف هرز هر چقدر آب و کود بریزی ... برایت میوه نمی آورد ... مراقب باش ... برای چه کسی و چه چیزی وقت میذاری .. ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼نمازخون شدن یه بچه چهارتا شرط داره: 1⃣تصویر 2⃣تقلید 3⃣تشویق 4⃣تحقیق 🌱دکتر_سعید_عزیزی ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗 در اخلاق درویشان درویشی در بقعه ای وارد شد که صاحب آن فردی جوانمرد و اهل فضل بود. عده ای از بزرگان و دوستانش مهمان او بودند که در حال گفتمان و شوخی گویی با او بودند و هر یک سخنی به میان می آورد. درویش بسیار گرسنه و تشنه بود زیرا از راه صحرا و بیابان رسیده بود. یکی از آن میان گفت ای درویش تو نیز سخنی بگو تا از آن بهره بریم. درویش گفت من مانند دیگران صاحب سخن و ادب نیستم و مانند شما مطلبی در کتابی نخوانده ام تنها به یک بیت شما را دعوت می کنم. دیگران با میل فراوان گفتند بگو که آماده شنیدن هستیم درویش گفت: ▪️من گرسنه در برابرم سفره نان ▫️همچون عزبم بر در حمام زنان اطرافیان شدت خستگی و گرسنگی او را فهمیدند در نتیجه سفره ای پهن کردند و صاحب مجلس گفت اندکی تامل کن تا یارانم کوفته بریان را آماده کنند درویش گفت: ▪️کوفته بر سفره من گو مباش ▫️گرسنه را نان تهی کوفته است ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751