هدایت شده از داستان های جذاب
📗حکایت_نخندیدن_بهلول
گفتهاند که مدتي بود بهلول هیچ
نمیخندید. انگار دردي عظیم از درون او را ميگزيد و این باعث اندوه سلطان بود. به مردم گفته بوده هرکه بهلول را بخنداند چندین سکّة زر، جایزه دارد. روزی بهلول به درِ قصابیای ميایستد و به لاشههای بز و گوسفند که از سقف قصابی آویزان بوده، خیره خیره مینگرد. به این طرف و آن طرف قصابی میرود و باز بر میگردد. ناگهان قهقة بلند سرمیدهد و شاد و خندان راه خود را در پیش میگیرد. خبر به سلطان میبرند که بهلول خندید. سلطان او را طلب میکند و از سِرّ خندهاش میپرسد. بهلول جواب میدهد که من همیشه گمان میكردم چون برادر تو هستم، روز بازخواست حتماً به سبب کارهای بد تو عقاب خواهم شد. و این باعث ناراحتی من بود. اما امروز در قصابی دیدم که «بز به پاچه خونه و گوسفند به پاچه خو» یعنی دیدم که بُز با پای خود آویزان است و گوسفند با پای خود. در یافتم که هرکسی مسؤل اعمال خود خواهد بود. و این باعث راحتی و خنده من شد.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗شخصی ۳۰ سال مشغول تجارت بود و ثروت عظیمی به دست آورد و زمین بسیار بزرگی خریداری کرد و ۳۰ سال دیگر کار کرد و باز هم ثروت کلانی به دست آورد و با آن ثروت ، کاخ بسیار مجللی ساخت.
زمانی که میخواست به آن کاخ نقل مکان کند ، ماموران حکومتی گفتند که زمین شما آن طرف تر بود و زمین را عوضی گرفته ای
کاخت را بر روی زمین دیگری ساخته ای و زمین خودت بایر مانده است.🌱
مولانا میگوید :
ما هم همینطوریم
یک زمین داریم به نام بدن
و یک زمین هم داریم به نام روح. 🌱
ما فکر میکنیم ، بدن ما ، زمین ماست و هرچه داریم خرج این بدن می کنیم و وقتی که می خواهیم بمیریم به ما میگویند:
زمین شما، روحتان بوده ولی شما روح را رها کرده اید و فقط بدن را آباد کرده اید🌱
در زمین مردمان، خانه مکن
کار خود کن ، کار بیگانه مکن
کیست بیگانه تن خاکی تو
کز برای اوست غمناکی تو🌱
تا تو تن را چرب و شیرین میدهی
جوهر خود را نبینی ، فربهی
گر میان مشک تن را جا شود
روز مردن گند او پیدا شود🌱
مُشک را بر تن مزن بر دل بمال
مشک چه بود نام پاک ذوالجلال🌱
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
968.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باورم نمیشه انقدر راحت میشه زیپ دوخت🥲🪡
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
هدایت شده از داستان های جذاب
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زرنگ بازی ؟ یا صداقت و یکرنگی و سادگی؟
یادت باشه تو زرنگ نیستی ، اونی زرنگه که اجازه میده تو فکر کنی که زرنگی
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
☘ به یاد بسپار🍃
هیچکس بر دیگری برتری ندارد ،
مــــــــگر به " فهم و شعور " ..
مــــــــگر به " درک و ادب " ...
آدمی فقط در یک صورت حق دارد به دیگران از بالا نگاه کند، و آن هنگامی است که بخواهد دست کسی را که بر زمین افتاده بگیرد و او را بلند کند!
و این قدرت تو نیست ؛
این " انسانیت" است..🤍
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱سطح سواد سیاسی فامیلمون که راجع به همه چیز اظهار نظر میکنه😁😉
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗 از بزرگی پرسیدند؛
برکت در مال یعنی چه؟
▫️درپاسخ مثالی زد و گفت:
گوسفند درسال یکبار زایمان می کند
وهر بار هم یک بره به دنیا می آورد .
سگ در سال دو بار زایمان میکند و هر
بار هم حداقل ۷-۶ بچه.
▪️به طور طبیعی شما باید گله های سگ
را ببینید که یک یا دو گوسفند در کنارآن
استولی درواقع برعکس است.
▫️گله های گوسفند را می بینید و یک یا
دو سگ درکنار آنها چون خداوند برکت
را در ذات گوسفند قرار داد و از ذات
سگ برکت را گرفت.
▪️مال حرام اینگونه است.
👈🏻فزونی دارد✅
👈🏻ولی برکت ندارد❌
خنديدن يک نيايش است...!!!
اگر بتواني بخندی و بخندانی ،
آموخته اي که چگونه نيايش کني ...
هنگامي که هر سلول بدن تو بخندد ،
هر بافت وجودت از شادي بلرزد ،
به آرامشي عظيم دست مي يابی .
کسي ميتواند بخندد ،
که طنز آميزي و بازيهای روزگار را میشناسد .
کوتاه ترين راه
برای گفتن دوستت دارم ، لبخند است!!
يادتون باشه آدمهاي خندان و شاد به خداوند شبيه ترند ...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرق زن باحجاب با زن بی حجاب
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از داستان های جذاب
📗 در اخلاق درویشان
درویشی در بقعه ای وارد شد که صاحب آن فردی جوانمرد و اهل فضل بود. عده ای از بزرگان و دوستانش مهمان او بودند که در حال گفتمان و شوخی گویی با او بودند و هر یک سخنی به میان می آورد. درویش بسیار گرسنه و تشنه بود زیرا از راه صحرا و بیابان رسیده بود. یکی از آن میان گفت ای درویش تو نیز سخنی بگو تا از آن بهره بریم. درویش گفت من مانند دیگران صاحب سخن و ادب نیستم و مانند شما مطلبی در کتابی نخوانده ام تنها به یک بیت شما را دعوت می کنم. دیگران با میل فراوان گفتند بگو که آماده شنیدن هستیم درویش گفت:
▪️من گرسنه در برابرم سفره نان
▫️همچون عزبم بر در حمام زنان
اطرافیان شدت خستگی و گرسنگی او را فهمیدند در نتیجه سفره ای پهن کردند و صاحب مجلس گفت اندکی تامل کن تا یارانم کوفته بریان را آماده کنند درویش گفت:
▪️کوفته بر سفره من گو مباش
▫️گرسنه را نان تهی کوفته است
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا