eitaa logo
داستان های جذاب
70.7هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.6هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه برکت و رزق میخواهید به ... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
روزی حضرت موسی به پیشگاه خداوند عرضه داشت: خدایا امروز من را به برخی اسرار و امور نهفته آگاه کن! خداوند خطاب به او فرمود: به کنار چشمه برو، خود را در میان گیاهان مخفی کن و نگاه کن چه حوادثی در آنجا رخ می دهد! موسی این کار را کرد و به نظاره ی چشمه پرداخت. در همان لحظه سواری به کنار آب آمد ،لباس خود را در آورد و آب تنی کرد و سپس لباس بر تن کرد و رفت.اما کیسه ی پول های خود را جا گذاشت. کودکی کنار چشمه آمد و کیسه ی پول را برداشت و رفت. موسی شاهد بود که در همان لحظه کوری به کنار چشمه آمد و آنجا نشست. در همین لحظه سوار به دنبال کیسه ی خود بازگشت و چون کیسه را نیافت، از کور پرسید:آیا تو کیسه ی پول مرا ندیدی؟ کور که از هیچ چیز اطلاع نداشت ،اظهار بی خبری کرد. سوار،باچند ضربه،کور را از پا در آورد و او را کشت و گریخت. موسی بعد از این واقعه عرض کرد: خدایا! این چه حادثه ای بود که به من نشان دادی؟ حکمت هرچی بود این گونه بود که فرد بی گناه کشته شد!!! خداوند فرمود:ای موسی!پدر این کودک مدت ها نزد مرد اسب سوار، کار کرده بود و دقیقا آنچه در کیسه بود،حق او بود که مرد اسب سوار از پرداخت آن خودداری کرده بود. اینک کودک وارث پدر است که از این راه به حق خود رسید. اما آن کور که تو دیدی در جوانی پدر آن سوار کار را به قتل رسانده بود و اکنون با حکمت و عدالت به سزای عمل خود رسید. ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ها پس از مرگ همچنان صداها را درک میکنند،📢🔊 هیچ زمانی به اندازه زمان خواندن کلمات ، بیدار کننده و هشدار دهنده نیست. ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
﷽ 🔘✨ســـلام 🕊✨روزتـــون 🔘✨پر از خیر و برکت 🕊✨امروز دوشنبه↶ ✧ 3 فروردین 1۴۰۵ ه.ش ❖ 3 شوال ۱۴۴۷ ه.ق ✧ 23 مارس 2026 میلادی ┄┄┄┅┅❅✾❅┅┅┄┄┄ 🔘✨↯ ذڪر روز ؛ 🕊✨《 یا قاضی الحاجات》 🧡❤️سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان نفری ۳ تا سوره توحید که ثوابی برابر با یه ختم قرآن داره تلاوت میکنیم🌹
ابراهيم (پسر مالك اشتر) سرهاى بريده ابن_زياد و سران دشمن را براى مختار فرستاد. مختار در حال غذا خوردن بود كه سرهاى بريده دشمنان را در كنار وى به زمين ريختند. مختار گفت : - سر مقدس حسين عليه السلام را هنگامى كه ابن زياد غذا مى خورد نزدش آوردند، اكنون حمد و سپاس خداوند را كه سر نحس ابن زياد در هنگام غذا خوردن نزد من آورده شده است ! در اين هنگام ، مار سفيدى در ميان سرها پيدا شد و درون سوراخ بينى ابن زياد رفت و از سوراخ گوش او بيرون آمد، و اين عمل چندين بار تكرار شد! مختار پس از صرف غذا برخاست و با كفشى كه در پايش بود به صورت نحس ابن زياد زد، سپس كفشش را نزد غلامش انداخت و گفت : - اين كفش را بشوى كه آن را بر صورت كافرى نجس نهادم ! مختار سرهاى نحس دشمنان را براى محمد حنفيه در حجاز فرستاد. محمد حنفيه نيز سر ابن زياد را نزد امام سجاد عليه السلام فرستاد امام عليه السلام در آن هنگام مشغول غذا خوردن بودند، فرمودند: - روزى كه سر مقدس پدرم را نزد ابن زياد آوردند او غذا مى خورد. از خداوند خواستم ، مرا زنده نگهدارد تا سر بريده ابن زياد را در كنار سفره غذا بنگرم . خداوند را سپاس كه اكنون دعايم مستجاب شد. 📚داستانهاى بحارالانوار ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
139.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
می گویند قلب هر کس به اندازه مشت بسته اوست ... اما من قلب هایی را دیده ام که به اندازه دنیایی از “محبت” عمیقند دلهای بزرگی که هیچ وقت در مشت های بسته جای نمی گیرند ! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🌱🌱🌱♡ خواجه‌‌اى "غلامش" را ميوه‌‌اى داد. غلام ميوه را گرفت و با "رغبت" تمام میخورد. خواجه، خوردن غلام را میديد و پيش خود گفت: كاشكى "نيمه‌‌اى" از آن ميوه را خود می‌‌خوردم. بدين رغبت و خوشى كه غلام، ميوه را میخورد، بايد كه "شيرين و مرغوب" باشد. پس به غلام گفت: "یک نيمه" از آن به من ده كه بس خوش میخورى. غلام نيمه‌‌اى از آن ميوه را به خواجه داد؛ اما چون خواجه قدرى از آن ميوه خورد، آن را بسيار "تلخ يافت." روى در هم كشيد و غلام را "عتاب" كرد كه چنين ميوه‌اى را بدين تلخى، چون خوش می‌خورى. غلام گفت: اى خواجه! بس "ميوه شيرين" كه از دست تو گرفته‌‌ام و خورده‌‌ام. اكنون كه ميوه‌‌اى تلخ از دست تو به من رسيده است، چگونه "روى در هم كشم" و باز پس دهم كه شرط "جوانمردى و بندگى" اين نيست. "صبر" بر اين تلخى اندک، سپاس شيرينی‌هاى بسيارى است كه از تو ديده‌‌ام و خواهم ديد. "همیشه از خوبی آدمها برای خودت دیوار بساز" * هر وقت در حق تو بدی کردند فقط یک اجر از دیوار بردار بی انصافیست اگر دیوار را خراب کنی ! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آدم کسیو رو که دوسش داره براش توضیح میده ... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
دلگرم کننده‌ترین آیه‌ای که خوندم این بود که میگفت: "وَإِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ" یعنی: اگر خدا برای تو خیری بخواهد، هیچکس نمیتواند مانع لطفش شود ... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
‍ 🔬👈نظر علمی پیامبر(ص)در مورد پیری در ۱۴۰۰ سال پیش! 🔬دانشمندان ثابت كرده اند كه پيري بهترين راه براي پايان زندگي طبيعي انسان است. وگر نه هر نوع تلاشي براي بلند نمودن بيش از حد عمر، عوارض زيادي در پي خواهد داشت كه (سرطان) كمترين آنها است. 🔬👈دانشمندان مي گويند: هر نوع تلاشي براي رسيدن به جاودانگي، بر عكس جريان طبيعت است و به اين نتيجه رسيده اند كه علي رغم صرف ملياردها دلار براي درمان كردن پيري و بلند كردن عمر، همه¬ي اين تلاشها بي فايده بوده است.👇👇 🌷 پيامبر اكرم (ص) نيز به اين مطلب اشاره كرده اند: (اي بندگان خدا، به درمان دردهاي خود بپردازيد. زيرا خداوند براي هر دردي درماني قرار داده است به جز يك درد و آن پيري است.) ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
📗حکایت ملانصرالدین ▫️روزی ملا از بازار یک گوسفند خرید در راه دزدی طناب گوسفند را از گردن آن باز کرد و گوسفند را به دوستش داد و طناب را به گردن خود بست و چهار دست و پا به دنبال ملا را افتاد. ▪️ملا به خانه رسید ناگهان دید که گوسفندش تبدیل به جوانی شده است. دزد رو به ملا کرد و گفت من مادرم را اذیت کرده بودم او هم مرا نفرین کرد من گوسفند شدم ولی چون صاحبم مرد خوبی بود دوباره به حالت اول بازگشتم. ▫️ملا دلش به حال او سوخت و گفت: اشکالی ندارد برو ولی یادت باشد که دیگر مادرت را اذیت نکنی! ▪️روز بعد که ملا برای خرید به بازار فته بود گوسفندش را آنجا دید. گوش او را گرفت و گفت ای پسر احمق چرا مادرت را ناراحت کردی تا دوباره نفرینت کند و گوسفند شوی!؟ ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
سه چيز را در کودکي جا گذاشته ايم : شادمانی بی دليل دوست داشتن بي دريغ کنجکاوی صادقانه ی بی انتها ... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751